شلم شورباي سبز!

جنبش جالبی است این جنبش سبز، حقیقتا جالب. جنبشی كه با یك دروغ بزرگ متولد شد و با دروغ‌های بزرگتری به راه خود ادامه داد. جنبشی كه هیچ كجایش با هم جور در نمی‌آید. هیچ كجایش با هم نمی‌خواند. در این جنبش هیچ كس نمی‌داند كه دقیقا دنبال چه چیزی است. مثل ژله‌ای كه هر طرفش، راه خودش را می‌رود. ملغمه‌ای است از آدم‌های مختلف با افكار جور واجور. در این جنبش موهوم، هیچ هدف خاصی دنبال نمی‌شود، هركسی ساز خودش را می‌زند و به خاطر همین، آدم‌هایش دائما مجبورند همدیگر را تكذیب و یا توجیه كنند.

یكی می‌گوید ما طرفدار امامیم، دیگری به امام اهانت می‌كند. یكی می‌گوید ما طرفدار جمهوری اسلامی هستیم، دیگری جمهوری ایرانی می‌خواهد. یكی از انقلاب اسلامی می‌گوید، دیگری به انقلاب فحش می‌دهد. یكی خودش را فرزند امام می‌داند، دیگری به منتظری نامه می‌نویسد! یكی از عاشورا می‌گوید، دیگری اعتراض می‌كند كه «باز هم عاشورا؟ 30 سال عاشورا بس نبود؟!» یكی از مردم خداجو می‌گوید، دیگری خونش به جوش می‌آید كه چرا به ما می‌گویی مردم خداجو، كدام خدا؟! یكی اهانت به امام را محكوم می‌كند، دیگری می‌گوید یعنی ما هم باید محكوم كنیم؟! یكی اشك تمساح می‌ریزد و می‌گوید امام كجایی كه فرزندانت را كشتند؟! دیگری فریاد می‌زند كه بس كنید، تا كی امام؟!

یك روز پنج نفر كنار هم می‌نشینند و علیه جمهوری اسلامی و علیه رهبری نامه می‌نویسند، فردا یكی از همان‌ها علیه امام زمان حرف می‌زند و همه چیز را خراب می‌كند. آن وقت دیگران مجبورند برای حفظ آبروی خودشان، نامه بنویسند و بگویند كه او از ما نیست، او نادان است! پشت پرده هم به خود او می‌گویند كه فلان فلان شده لااقل به مقدسات مردم توهین نكن كه مردم را از دست ندهیم! خنده دار نیست؟ تازه شانس آوردیم گنجی این حرف‌ها را در تلویزیون بی‌بی‌سی گفته بود، وگرنه سبزی‌ها آن را هم ساخته و پرداخته صداوسیمای خودمان می‌دانستند.

مضحك‌ترین بخش این داستان كمدی، آنجایی است كه بعضی‌ها مجبورند برای نابودی جمهوری اسلامی، «الله اكبر» هم بگویند! آنهم كسانی كه در طول سی سال گذشته، حتی یك بار تكبیر نگفته‌‌اند! حتی آنهایی كه در زمان انقلاب كه یك ملت به پا خواسته الله اكبر می‌گفت، از گفتن الله اكبر خجالت می‌كشیدند! حكایت بعضی از این سبزی‌ها، حكایت آن مردی است كه آخر عمری پایش را به مسجد گذاشته بود.

امروز از این جنبش توخالی، نه پشتوانه مردمی آن باقی مانده، نه پشتوانه عقلی آن، نه قدرت سیاسی بزرگان آن و نه حتی همان حمایت اولیه انتخاباتی از آن. قدرت این جنبش متوهم، اكنون در زبان و بیان آدم‌های خارج نشین آن است كه آنها هم هر روز با خودشان دعوا دارند و بیانیه می‌دهند و همدیگر را محكوم می‌كنند!

همان طوری كه گفتم، این جنبش سبز متولی خاصی ندارد، فعلا بی‌در و پیكر است. به همین خاطر از لائیك و لیبرال و مسلمان و روحانی و رقاص و هم‌جنس‌باز و … در آن حضور دارند. همه این آدم‌ها هم فعلا یك طوری كنار هم زندگی می‌كنند. فرض محال كه محال نیست. تصورش را بكنید كه یك روز اینها پیروز شوند و یك حكومت سبزی تشكیل بدهند، آن وقت چطور قرار است با هم كنار بیایند، فقط خدا می‌داند!

تنها چیزی كه می‌توان درباره این جنبش موهوم و خنده‌دار گفت، این است كه جنبشی است هزار چهره كه چون یك هدف واحد را دنبال نمی‌كند هرگز به جایی نمی‌رسد و روز به روز هم ضعیف‌تر می‌شود. چه سبزها بخواهند چه نه، چه باور كنند چه نه؛ و تا زمانی كه حال و روز این جنبش، این باشد و گرفتار تناقضات ریشه‌ای و اصولی باشد، بخاری از آن بلند نمی‌شود. البته معنی حرفم این نیست كه سبزها وجود ندارند و كاری نمی‌كنند و دیگر سطل آشغالی را آتش نمی‌زنند. نه خیر، اتفاقا باز هم خواهند آمد و آتش خواهند زد، اما تا وقتی نماد و پایگاه و سخنگوی رسمی چنین جنبشی، كاربران «بالاترین،يوتيوب،فيس بوك و...» باشند،البته كاربراني كه در همه اين سايتها مطلب مي‌نويسند تا بلكه خود را بي‌شمار؟! نشان دهند، آن هم در هر سايت با يك اسم و عنوان،كنتور هم كه نمي‌اندازد به تنهايي مي‌تواني هزار اسم براي خود انتخاب كرده و به تنهايي به نمايندگي از هزار اسم بي صاحب حرف دروغ بزني ؛ مي‌بينيد كه حقیقتا انتظار بیشتری از آن‌ها نیست.

البته آدم‌های دیگری هم در داخل كشور هستند كه ادعا می‌كنند آنها سبز واقعی هستند. ولی این ادعا را نمی‌شود باور كرد. به سبزهای دیگر برنخورد. من سبز دیگری غیر از سبز "سايتهاي نام‌برده شده" نمی‌شناسم. سبز واقعی یعنی همین سبزهای اينترنتي! سبزهای دیگر كمرنگ هستند، سبز درون نظام هم نداریم. چرا سر خودمان كلاه بگذاریم؟ اگر سبز درون نظام وجود خارجی داشت، الان روزنامه‌های اصلاح طلب بایستی درباره‌اش مطلب می‌نوشتند و یا لااقل سبزش را پررنگ‌تر می‌كردند!

پس سبز واقعی یعنی همین سبزهای فضاي مجازي. البته توهم، درد بی‌درمان این بندگان خداست. از آنجایی كه كاربرانش بطور شبانه‌روزی مشغول خدمت به موج سبز هستند، فرصت حضور در خیابان‌های ایران را ندارند پس اگر چیزی نوشتند كه قوه تخیل آدم را قلقلك می‌دهد، خیلی به مغزتان فشار نیاورید. راحت باشید و بخندید. خودشان هم همین كار را می‌كنند! كاربران متوهم اين سايتها، اخیرا خواب دیده‌اند كه جمهوری اسلامی در روز 22 بهمن امسال سرنگون می‌شود! خدایا شكرت كه دشمنان ما را از ابلهان قرار دادي…

حضور حماسي مردم در ۲۲ بهمن نشان داد چقدر خوابهاي پريشان اين چترهاي حرفه‌اي فضاي مجازي آشفته است.

حالا هم افتاده‌اند به دريوزگي و علت العلل شكستشان را آدرس غلط وزير پنج زنه و فراري نظام مي‌دانند كه اسب ترواي خيالي آنها را به خري بي نعل تبديل كرد.

براي شفاي مريضهاي اينترنتي صلوات...

 

 

 

جنگ نرم چيست؟

چيستي  و چگومگي مقابله با «جنگ نرم»

رفرنس‌هاي جنگ نرم

فتنه ندا

 

ندا آقا سلطان و قتل وی در جریان حوادث پس از انتخابات، سوژه‌ای برای حامیان داخلی موسوی و رسانه‌های خارجی حامی وی شد تا وی را به عنوان‌نماد مظلوم‌ نمایی خود قرار داده و با انتشار غیر قابل برآورد آن در تمام رسانه‌های دنیا، اقدام به پیگیری اهداف خود كردند. این روز‌ها زوایای مختلفی از دروغ‌پردازی‌های سران جریان موسوم به سبز، از‌حوادث پس از انتخابات تاكنون آشكار شده و همین موضوع نه‌تنها موجب بی‌اعتباری‌آنها كه باعث خشم ملت نسبت به آنها و درخواست برخورد شدید دستگاه قضا با این هتاكان و دروغگویان شده است. این روزها كه عامل اصلی حوادث انتخابات یعنی موسوی، خود به دروغ بودن محرك اصلی آشوب‌ها ـ یعنی ادعای تقلب ـ معترف شده و پروژه‌های مضحكی چون سعیده‌پور‌آقایی، ترانه موسوی، عاطفه امام و در راس آنها پروژه خنده‌دار «72 تن» تشت رسوایی این جماعت شده؛ افشای پشت پرده قتل ندا‌آقا سلطان می‌تواند اوج نفاق و شیطان صفتی هدایت‌كنندگان آشوب‌های پس از انتخابات در تهران را هویدا كند. طی چند هفته اخیر فیلمی جدید و ارزیابی شده از صحنه معروف قتل ندا آقا سلطان در فضای سایبر منتشر شده كه بررسی آن نشان می‌دهد، قتل ندا آقا سلطان، بسیار مشكوك و یك پروژه طراحی شده از سوی عوامل سرویس‌های امنیتی انگلیس و آمریكا بوده است. تناقضات این فیلم و نیز اظهارات آرش حجازی به عنوان فرد حاضر در صحنه و متهم اصلی قتل ندا آقاسلطان از یك سناریوی از قبل طراحی شده برای این موضوع خبر می‌دهد. براساس تحلیل و بررسی‌های تهیه‌كنندگان این فیلم مستند، آقا سلطان در این صحنه كشته نشده و در جای دیگری به قتل رسیده است.


انتشار این فیلم جدید از قتل ندا آقاسلطان كه بر فرضیه قوی صحنه‌سازی بودن این ماجرا صحه می‌گذارد، ابعاد فاجعه‌باری از تلاش سرویس‌های اطلاعاتی غرب و همراهان داخلی آنها در حوادث اخیر را آشكار می‌كند.
در این مستند، گفته می‌شود كه ندا آقاسلطان با همكاری عوامل بیگانه در لحظه فیلمبرداری از صحنه ساختگی قتل خود، با دستگاه یا كیسه‌ای مخصوص، خون را روی صورت خود جاری می‌كند. همچنین تناقض‌های آشكار عكس معروف ندا آقا سلطان با فیلم پخش شده از وی نشان از زوایای پنهان این توطئه دارد. بر اساس بررسی‌های صورت گرفته روی این فیلم، ندا آقا سلطان در این سناریو، خود همكاری می‌كرده و پس از اینكه همراه با آرش حجازی وارد خودرو برای انتقال به بیمارستان شده، توسط یكی از همراهان كشته می‌شود. گفتنی است، از همان روزی كه فیلم با كیفیت بالای قتل ندا آقاسلطان برای اولین بار از CNN پخش و پیگیری آن به بی‌بی‌سی فارسی سپرده شد، با توجه به شواهد موجود، از جمله كیفیت فیلمبرداری، فاصله فیلمبرداری از محل درگیری، خلوت بودن خیابان، اسلحه به كار برده شده، زاویه اصابت گلوله و اصابت گلوله از فاصله نزدیك(بر اساس گزارش پزشكی قانونی)، فرار آرش حجازی به انگلیس در روز بعد از قتل، ارتباطات حجازی در انگلیس و شواهد دیگر، این فرضیه مطرح شد كه آقاسلطان با طراحی سرویس‌های جاسوسی انگلیس و آمریكا وعاملیت بخشی از هواداران موسوی به قتل رسیده است. طرح این فرضیه توسط رسانه‌های انقلابی و شواهد ارائه شده برای آن در روزهای پس از پخش فیلم در CNN و بی بی سی فارسی، خشم رسانه‌های بیگانه و همراهان داخلی آنها را برانگیخت به طوری كه پس از آن به ورطه تناقض‌گویی و ‌فحاشی افتادند.

جزئیات این قتل شیطانی
در ابتدای صحنه فیلم معروف ندا آقا سلطان، آرش حجازی به همراه مربی موسیقی ندا آقاسلطان، وی را روی زمین نشانده و دراز می‌كنند. نخستین موضوعی كه بسیار جلب توجه می‌كند، حجم خون فراوانی است كه روی زمین و زیرپای ندا آقا سلطان ریخته شده است و این در حالی است كه این حجم انبوه خون تناسبی با خون ریخته شده بر گلوی ندا آقا سلطان و دستان این 2 نفر كه به ادعای خود می‌خواستند مانع خونریزی شوند، ‌ندارد. مورد قابل توجه دیگر رفتار عادی اطرافیان است. در همان ابتدای فیلم به خوبی مشخص است كه عابران اندك خیابان در حال رفت و آمد عادی خود هستند. ولی این آرش حجازی و مربی موسیقی ندا هستند كه هیجان زده شده‌اند. اگر شلیكی صورت گرفته بود، چرا عابران رفت و آمد عادی خود را داشتند. در این فیلم به وضوح مشخص است كه آرش حجازی در لحظه‌ای كه ندا را روی زمین دراز می‌كند به دوربین نگاه می‌كند و در واقع كاملا مشهود است كه وی به دنبال آن است كه ببیند آیا دوربین صحنه را تعقیب می‌كند و در واقع كلیت صحنه را در نظر می‌گیرد. پس از دراز كردن ندا روی زمین، برای جلب توجه مردم، آرش حجازی فریاد می‌زند[ندا] تیر خورده! قطعاً این موضوع هم برای جلب توجه مردم اطراف كه در حال رفت و آمد عادی خود هستند، است و هم اینكه در حال گفتن دیالوگ مربوط به این فیلم هستند. دوربین بلافاصله پس از تصویربرداری از پایین بدن ندا ـ برای به تصویر كشیدن خونی كه روی زمین ریخته شده ـ به بالای بدن وی می‌رود. در این لحظه به نظر می‌رسد كه ندا به دوربین نگاه می‌كند و بلافاصله نگاه خود را از دوربین برمی‌گرداند. در این هنگام مربی ندا فریاد می‌زند كه «ندا بمون، ندا نرو، ندا مقاومت كن»، این دیالوگ قطعا غلظت احساسی این فیلم را افزایش می‌دهد. آرش حجازی نیز به همراه مربی ندا، دست بر گلوی وی گذاشته‌اند و به اصطلاح می‌خواهند مانع خونریزی شوند. در ادامه فیلم، خون از دهان و بینی ندا خارج می‌شود و فردی كه بالای سر ندا ایستاده داد می‌زند كه «مُرد آقا، مُرد». در ادامه همین شخص دوباره فریاد می‌زند «مُرد» و اقدام به فریاد زدن و داد كشیدن می‌كند! این فرد همچنین با به زبان راندن برخی الفاظ ركیك
ـ مخاطب وی مسؤولانند ـ سعی بر آن دارد كه واكنش خود به دیدن این صحنه دلخراش را با این الفاظ ركیك انجام دهد تا به نوعی حس قضاوت این صحنه را در بینندگان به وجود آورد.

   

 


آرش حجازی در بی‌بی‌سی فارسی
آرش حجازی پس از خروج از كشور در گفت‌و‌گو با بی‌بی‌سی فارسی در توضیح این اتفاق می‌گوید: «سر و صدا را در خیابان شنیدم و تصمیم گرفتم بیرون بیایم و ببینم كه چه خبره. خیابان خسروی را تا انتها رفتم و رسیدم به خیابان كارگر تا اینكه رسیدم به جایی كه مردم جمع شده بودند و 50‌متر پایین‌تر پلیس ضد‌شورش با موتورهاشون ایستاده بودند و مردم را عقب می‌راندند. در یك لحظه گاز اشك‌‌آور بین مردم پرتاب شد و مردم وحشت كردند. در همان زمان پلیس به سمت مردم حركت كرد با موتور و مردم در خیابان خسروی دویدند. ندا هم در میان اون مردم بود (چطوری ندا را می‌شناخت؟!) و می‌دیدمش و مرتب در تمام این مدت ما ایشون رو می‌دیدیم. ما همین‌طور دور شدیم تا به تقاطع خیابان خسروی و خیابان صالحی رسیدیم، جایی كه مردم پراكنده شدن دیگه و چند نفری ایستاده بودند كه ببینن چیكار باید بكنن كه در اون لحظه ما صدای تیری رو شنیدیم. من از دوستی كه كنارم ایستاده بود پرسیدم كه این چی بود؟ گلوله بود؟ و اون گفت كه نه. می‌گن كه گلوله‌های پلاستیكی دارن. منتها در همان لحظه من برگشتم و دیدم خون از سینه خانم ندا كه در یك متری من ایستاده بود داره فواره می‌زنه! من به طرف ایشون رفتم و به كمك فردی كه فكر می‌كردم پدرشونه و بعدا شنیدم كه معلم موسیقیشونه، روی زمین خواباندیم و سعی كردم كه با فشار دستم جریان خون رو متوقف كنم ولی گلوله به آئورت ایشون خورده بود و ریه ایشون رو پاره كرده بود. گلوله از جلو وارد شده بود به سینه ایشون. متأسفانه نتوانستم كاری برای ایشون بكنم. متأسفانه هر چه فشار به سینه ایشون آوردم وقتی كه آئورت ایشون پاره شده بود، خون در مدت 30ثانیه، 40 ثانیه از بدن خالی شد». حجازی این گمانه كه ممكن است شلیك از سوی نیروی انتظامی نباشد را رد كرد و گفت: مردم نه سلاح سرد حمل می‌كردند و نه سلاح گرم. تنها سلاحشون صداشون بود كه اون هم چند روز قبل از این اتفاق، مردم در سكوت راهپیمایی می‌كردند و هیچ‌كس جلوی ایشون نبود. مردم كنار ایشون راهپیمایی می‌كردند. موقعی كه صدای گلوله شنیده می‌شد و گلوله از جلو اومد. كوچه خالی بود موقعی كه گلوله اومد.


نكات عجیب در صحبت‌های آرش حجازی
1- آرش حجازی در توضیح خود از حوادث قبل از صحنه به اصطلاح تیر خوردن ندا، چندبار ندا آقاسلطان را دیده است: «ندا هم در میان اون مردم بود. و می‌دیدیمش و مرتب در تمام این مدت ما ایشون رو می‌دیدیم». آرش حجازی سابقه آشنایی با ندا آقاسلطان نداشته و مدعی‌ شده در صحنه قتل وی را دیده است، با این حال وی چگونه توانسته در میان جمعیت حاضر در خیابان خسروی و كارگر ندا را از دیگران تشخیص دهد؟! به عبارت دیگر آرش حجازی در خیابان‌های خسروی و كارگر آیا به دنبال شخص خاصی میان جمعیت بوده كه پس از مشاهده به اصطلاح تیر خوردن ندا در خیابان، وی را به یاد می‌آورد؟ قطعا هر فردی كه قصد خاصی نداشته باشد، وقتی اجتماعی را می‌بیند، روی فرد خاصی تمركز نمی‌كند. ولی چگونه حجازی ندا را قبل از آنكه حادثه رخ دهد در خیابان‌های اطراف به یاد می‌آورد؟ مگر آنكه پروژه‌ای از قبل طراحی شده باشد كه اجزای آن به خوبی همدیگر را بشناسند و در حال هماهنگی برای انجام آن باشند.

 
2- حجازی مدعی می‌شود، تیر به «آئورت» ندا آقاسلطان برخورد كرد. در حالی كه اگر تیر به «آئورت» وی اصابت می‌كرد، حادثه دیده اصطلاحا دچار «confause» (گیج‌شدگی) می‌شد. ولی در تصویر مشاهده می‌شود كه ندا آقاسلطان عملا یكی از دست‌هایش را تكان می‌دهد و به‌نظر می‌رسد در چند نوبت به دوربینی كه با كیفیت بالا تصویر می‌گرفت، نگاه می‌كند. از سوی دیگر اگر آنگونه كه حجازی مدعی شده تیر به آئورت ندا اصابت و خون فوران كرده، چرا روی لباس‌های وی آثار خون دیده نمی‌شود و فقط این جلوی پای نداست كه حجم فراوانی خون دیده می‌شود! از سوی دیگر اگر گلوله به آئورت ندا برخورد كرده، قطعا خون فوران می‌كند، ولی چرا میزان خونی كه دست‌های حجازی و مربی موسیقی به آن آغشته است هیچگونه تناسبی با آن حجم خون فوران شده ندارد؟

3- این ادعا با یافته‌های پزشكی مطابقت ندارد كه «آئورت» پاره ‌شود و 15 ثانیه بعد مصدوم آنچنان هوشیار باشد و به صدای اطرافیان عمل كند. همچنین این موضوع غیرقابل پذیرش است كه همزمان با این رفتار بیماری كه گلوله به آئورت وی اصابت كرده، خون از بینی مصدوم خارج شود. خروج این میزان خون از بینی، مستلزم آن است كه خون وارد ریه و مجاری تنفسی شود و آن را اشباع كند و از راه دهان و بینی خارج شود. در چنین وضعی مصدوم نمی‌تواند بلافاصله قبل از خروج این حجم خون، هوشیار باشد!

۴-در لحظه فيلم برداري خون روي پيشاني ندا پاشيده است ، در حالي كه آنچه بعنوان تصوير معروف ندا پخش شده است و احتمالاً بسياري از شما آن را ديده‌ايد با فتوشاپ روي آن كار كرده‌اند و خون روي پيشاني را برداشته‌اند تا بتوانند به كشته‌ خود زيبايي نيز بدهند تا بلكه بيننده را تحت تأثير قرار دهد.و پس از آنكه بطور كامل خون در صورت ندا تخليه مي‌شود فوراً اين شيء را از او مي‌گيرند.

 

 

۵-در اين بين موضوعي ديگر جلب توجه ميكند انهم ما در اين صحنه 3 شخص رهگذر و ايستاده را ميبينيم كه گويي اصلا متوجه تير اندازي نشده اند و صدايي نشنيده اند
و تعجب و كنجكاوي انها فقط مربوط به مغلطه اي است كه ناگهان در كنارشان شروع شده

مگر نه اينكه در موقع تيراندازي همه فرار ميكنند يا پناه ميگيرند.اما اينها در حال راه رفتن عادي هستند يعني موتور سوار ضارب و گلوله شليك شده را نه ديده اند و نه شنيده اند


اما اصل ماجرا!
شبكه خبری بی‌بی‌سی كه عهده‌دار پروژه رسانه‌ای (قتل رسانه‌ای) ماجرای قتل ندا آقاسلطان بوده در این‌باره چندین بار اقدام به پخش صحنه‌هایی از حضور ندا آقاسلطان در تجمعات می‌كند! جالب‌تر آنكه در یكی از این تصاویر، ندا آقاسلطان در وسط كادر و اصطلاحا در نقطه «طلایی» دوربین قرار می‌گیرد. در همین تصویر ندا به عقب برگشته، دوربین را نگاه می‌كند! و سپس به همراه مربی موسیقی خود به سمت راست حركت می‌كند! جالب آنكه دوربین نیز در حالی كه جمعیت حاضر در كادر، فراوانند، اقدام به تعقیب ندا آقاسلطان می‌كند! چرا؟ در میان این همه سوژه چرا دوربین بر ندا آقاسلطان و مربی وی زوم كرده و آنها را تعقیب می‌كند؟! بدون شك به علت ازدحام جمعیت، مكان برای انجام سناریو مناسب نبوده است. اما در تصویرمعروف، فضایی كه صحنه قتل ندا در آن اتفاق افتاده، هیچگونه درگیری یا ازدحام جمعیتی را نشان نمی‌دهد. به عبارت دیگر اتفاق خاص و عجیبی در آن اطراف رخ نداده است. بنابراین این موضوع نشان‌دهنده آن است كه آشوب‌ها به مكان فیلمبرداری شده سرایت نكرده است! اما آنها مدعی هستند كه ندا آقا سلطان در این مكان مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد! جالب آنكه پس از آنكه آرش حجازی و مربی موسیقی ندا، وی را روی زمین می‌خوابانند، اطراف تصویر حركت عادی مردم را حكایت می‌كند! آیا اگر در آن اطراف صدای شلیك گلوله می‌آمد، حركت مردم اینگونه عادی بود؟! با نگاهی به فیلم سوال دیگری كه پیش می‌آید این‌است كه چرا ندا پس از اصابت گلوله فرضی، نقش بر زمین نشده و توسط حجازی و استاد خود روی زمین خوابانده می‌شود. در حالی كه اگر در آن صحنه گلوله‌ای به آئورت او خورده بود قطعا باید خودش نقش بر زمین می‌شد.


و نقش ندا
در فیلم منتشر شده از فیلمی كه ادعا می‌شود صحنه به قتل رسیدن ندا را نشان می‌دهد، در هنگامی كه ندا آقاسلطان روی زمین می‌نشیند، دست چپ وی خالی است؛ موقعی كه آرش حجازی و مربی موسیقی، ندا را روی زمین می‌خوابانند نیز دست چپ وی خالی است و حتی هنگامی كه دوربین كه كیفیت بسیار بالایی دارد، قصد پایان فیلمبرداری از پایین تنه ندا و اقدام به فیلم گرفتن از صورت وی را دارد، در دست چپ ندا هیچگونه شیئی دیده نمی‌شود. اما بلافاصله پس از آنكه دوربین از پشت سر مربی موسیقی عبور كرده و اقدام به فیلمبرداری از صورت ندا می‌كند، در كمال حیرت در دست چپ ندا شیئی كه شباهت زیادی به كیسه خون دارد یا دستگاهی شبیه به آن، دیده می‌شود!! اما ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود. ندا آقاسلطان كه از وی به عنوان نماد به اصطلاح جنبش سبز یاد می‌شود، همزمان دست چپ خود را نزدیك صورتش آورده و چند بار با انگشت شست خود شیئی در دست خود را فشار می‌دهد. در همین هنگام خون روی دهان و بینی ندا سرازیر می‌شود و در ادامه صحنه پایین رفتن دست چپ ندا به وضوح مشاهده می‌شود!!

در كلیپی كه  از این تصاویر منتشر كرده، حركت دست ندا به وضوح به نمایش گذاشته شده و توضیحات قابل تاملی روی این تصاویر داده شده است كه از طراحی یك سناریوی كثیف در این باره خبر می‌دهد. نكته جالب و در عین حال قابل تامل دیگر اینكه در صحنه‌ای از فیلم، مشاهده می‌شود فردی اقدام به عكس گرفتن از ندا می‌كند. همان عكسی كه این روزها معروف‌ترین عكس وی است. اما بررسی صورت ندا در هنگام گرفتن این عكس و خود عكس منتشر شده، نشان می‌دهد طراحان سناریوی قتل ندا، اقدام به دستكاری این عكس كرده و بخش‌هایی از خون ریخته شده بر صورت وی را پاك كرده‌اند. قطعا وقتی دختری جوان، زیبا و دانشجو برای این سناریو انتخاب می‌شود، می‌بایست هنگام قتل ساختگی وی، جلوه‌های بصری صورتش نمایان باشد! این مستند نشان می‌دهد ندا آقاسلطان در فیلم قتل، به ایفای نقش پرداخته، اما براستی وی چگونه كشته شد؟آنگونه كه پزشكی قانونی گزارش داده، ندا آقاسلطان با شلیك اسلحه و از پشت و از فاصله‌ای بسیار نزدیك مورد اصابت قرار گرفته است. پزشكی قانونی همچنین گزارش داد كه ندا آقاسلطان با اسلحه‌ای با كالیبر و مدل كوچك به قتل رسیده است. این گزارش پزشكی قانونی نشان می‌دهد، ندا آقاسلطان در صحنه‌ای كه فیلم آن هفته‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شد، كشته نشده است. اما ندا همان روز كشته شد، پس ماجرا چیست؟ كارشناسان قطعی‌ترین فرضیه برای قتل ندا را اینگونه می‌دانند كه وی در حین انتقال به بیمارستان كشته شده است. به احتمال قریب به یقین، ندا آقاسلطان در مسیر بیمارستان توسط همان سناریست‌های ماجرا به قتل رسیده است.

دیگر ابهامات
چرا آرش حجاری 24 ساعت پس از فیلمبرداری از صحنه مشكوك قتل ندا آقا‌سلطان، ایران را ترك می‌كند؟ این در حالی است كه وی 48 ساعت قبل از ماجرا به ایران آمده بود. حجازی كه در انگلیس تحصیل می‌كند، 2 روز پس از حضور در ایران، وارد اتفاقی بسیار مشكوك علیه جمهوری اسلامی ایران می‌شود؛ یك روز بعد نیز وی از ایران خارج می‌شود و برای اولین بار به عنوان شاهد ماجرا درگفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی ـ اصلی‌ترین رسانه حامی موسوی و مخالفان جمهوری اسلامی ـ اقدام به تشریح ماجرا می‌كند!اما نكته بسیار مشكوك دیگر را از زبان داریوش سجادی از عناصر نزدیك به اپوزیسیون خارج از كشور در گفت‌وگو با سایت ضدانقلاب «گویانیوز» بشنوید. سجادی در بخشی از این گفت‌وگو، قتل آقاسلطان را سناریویی از پیش تعیین شده می‌داند و می‌گوید: «یك نكته دیگر هم هست كه از آرش حجازی شاهد قتل ندا آقاسلطان می‌پرسم. یا ایشان یا هر كس دیگری كه می‌خواهد جواب بدهد. ایشان 48 ساعت بعد از حادثه با ویزای آماده در جیب(!) سر از بی‌بی‌سی درآوردند و گفتند ما قاتل ندا را گرفتیم. كارتش را درآوردیم، او بسیجی بود و ... بنده سوالم این است آقای آرش و همه كسانی كه خبر را شنیدید، شما می‌گویید جنبش سبز یك جنبش نایس ملاطفت‌طلب است بعد هم توانستید یك بسیجی آدم‌كش را كه یك نفر را در مقابل چشم همه كشته خلع‌سلاح كنید و كارت شناسایی‌اش را هم درآورده‌اید، ایشان هم تمام مدت مثل ماست ایستاده و شما را نگاه كرده؟! از كی تا حالا جنبش سبز اینقدر دلاور شده كه یك قاتل مسلح را خلع‌سلاح كند، بعد هم ولش كند؟! آیا روی پیشانی بنده و امثال بنده نوشته شده: ابله!»

 
قتل رسانه‌ای
پروژه قتل آقاسلطان نمونه ای مثال‌زدنی‌است كه سرویس های اطلاعاتی با همراهی رسانه‌های هماهنگ با خود، یك پروژه‌قتل را كلید می‌زنند در حالی كه برای فیلمبرداری، رسانه ای‌كردن و انتساب آن به دیگران از قبل برنامه ریزی كرده اند؛ در واقع ما در ماجراهایی شبیه مرگ ندا آقاسلطان شاهد یك «قتل رسانه‌ای» هستیم.

 

دانلود فیلم با :

 

1- كیفیت پایین

 لینك 1

 لینك 2

 2- كیفیت متوسط

 لینك 1

لینك 2

 

 

 

 

گاف‌هاي برخي اصولگرايان

اسفنديار رحيم مشايي بعنوان عقده در گلو مانده بچه‌هاي حزب‌الله به تازگي با حكم جديدي مسئول گروه مشاوران جوان رياست جمهوري هم شد.ناراحتي ما اينجاست كه همان نيروهاي جواني كه در جلسات خصوصي و غير خصوصي از احمدي‌نژاد براي انتصاب‌ مشائي در پستهاي مختلف گله مي‌كنند چرا اينگونه با شور و شعف در جلسه معارفه اين منكر مديريت پيامبر خدا –نوح عليه السلام- شركت مي‌كنند؟! آيا اين آقاي  اسفنديار، اگر فردا احمدي‌نژاد نتواند به وعده‌هاي خود عمل كند، انگ سوء مديريت را نصيب وي نخواهد كرد و گند‌كاريهاي خود در زير چتر احمدي‌نژاد را به نام او تمام نخواهد نمود؟! تا كي استخوان در گلو ساكت باشيم تا آنچه بعد از  16  سال خون دل خوردن  و تلاش نيروهاي مخلص اصولگرايي يكجا در اختيار دكتر احمدي‌نژاد  قرار گرفت با اين گافهاي مجهول‌الهويه‌اي به نام مشائي به يكباره از باد برود و اگر اين نعمت الهي را قدر ندانيم  و دوباره خدايي ناكرده مجبور به تحمل حرفهاي صد من يه غاز امثال خاتمي شويم ، چند سال بايد تحمل  كنيم  تسلط دولتهاي غير اصولي را بر ايران اسلامي؟! 

ادامه نوشته

مریم رجوی :موسوی در ایران همان چیزی را میخواد که ما میخواهیم .....

قبل از خواندن اين متن مستدعي است كساني كه داراي بيماريهاي قلبي هستند از خواندن متن و ديدن تصاوير امتناع كنند.
 
 
اظهارات سعيد شاهسوندي(عضو پیشین مرکزیت مجاهدین خلق) با رادیو صدای آمریکا درباره مریم عضدانلو و سوابق تشکیلاتی و عضویت اش در سازمان مجاهدین خلق
لازم نیست در مورد سوابق گروهک منافقین وجنایت های اون توضیح بدم فقط میخوام با شخصیت کثیف یکی از سران این گروه که خودشون رو فدایی ایران میدونند آشنا بشید . این گروه در خارج از کشور بسیاری از ایرانی ها رو توانستند با شعار های پوچ فریب بدهند و این خانم هم که همسر مشترک آقای ابریشم چی و مسعود رجوی هست خودشو رئیس جمهور آینده ایران میدونه ..... "من خانم رجوی را بسیار بسیار خوب می شناسم. ایشان بسیار ناتوان است. ناتوان تر از آنکه بسیاری فکر می کنند. من یادم می آید وقتی ایشان قرار بود پیام بدهد، نوشته ها را من در پشت دوربین می گرفتم تا ایشان از روی آنها بخواند. ایشان حتی از اینکه یک پیام را از پشت دوربین با حروف درشت بخواند ناتوان بود. ما باید بارها فیلم را بر می گرداندیم تا ایشان بتواند این کار را انجام بدهد. ایشان در واقع کاریکاتوری هستند از خود آقای رجوی. حالا ببینید داستان چقدر کمدی است." اینها اظهارات شاهسوندی در یکی از گفتگوهای اخیرش با رادیو  صدای ایران در خصوص معرفی مریم عضدانلو بود .بخشی از متن قسمت 112 گفتگوهای شاهسوندی با رادیو صدای آمریکا :

8

 

ادامه نوشته