ریشه یابی یک  تهدید

نتانیاهو اخیراً در نشست رسانه ای گفته بود حتی اگر آمریکا همکاری نکند به ایران حمله خواهد کرد؟!. پیرو این سخنان برخی دیگر از مقامات این رژیم نیز اظهار نظرهایی با همین ادبیات اظهار نمودند. در پاسخ به این تهدیدات برخی مسئولین نظام اسلامی مطالبی را گفته اند که دراین نوشتار قصد پرداختن به آنها را نداریم. اما با ریشه یابی تهدیدهای اخیر مقامات صهیونیسم، می توان دلایل ذیل را برای گفتمان ارعاب صهیونیستها در شرایط حساس فعلی برشمرد:

1-      انحراف افکار عمومی از موضوع واکنشهای مسلمانان به فیلم موهن

2-      تحت فشار قرار دادن آمریکا برای تداوم تحریمها علیه ایران

3-      بالا بردن فضای جنگ روانی و رسانه ای علیه ایران و احمدی نژاد در نشست سازمان ملل

4-     تلاش برای  برون رفت رژیم صهیونیستی از برخی اختلافات داخلی در بین تصمیم گیران و مردم این رژیم و افزایش وحدت داخلی

5-      تست نمودن واکنش لسانی مسئولین ایرانی در فضای تحریم و بازخورد میزان تأثیر تحریمها در شدت واکنشهای طرف ایرانی

6-      پیش بینی واکنشهای احتمالی ایران پس از تهدید و رصد اقدامات حفاظتی ایران در این خصوص

7-      بازداشتن ایران از دست زدن به اقدامات انتحاری در حوزه اقتصاد مقاومتی با توجه به احتمال وقوع جنگ

8-      کمک به آمریکا برای برون رفت مقطعی فضای رسانه ای این کشور از موضوع جنبش وال استریت

9-      پرده پوشی در گاف اخیر رامنی در فیلم سخنرانی اش در مورد مردم آمریکا

10-   ایجاد خطوط فاصل بین تفاوت گفتمانی  رامنی و اوباما به نفع نامزد جمهوری خواه

11-   تصفیه حساب های سیاسی بواسطه برخی اختلافات  با اوباما در مسئله ایران

12-   و ...

  به خیال خام سیاستمداران صهیونیسم این سناریو می تواند ضمن سرپوشاندن بر ننگ توهین به مقدسات اسلامی ، ظرفیتهای جدیدی را نیز برای آمریکا و اسرائیل در پی داشته باشد. در این خصوص باید گفت؛ تهدید مربوطه قطعاً برای ایران برکاتی  دارد که  برخی از آنها عبارتند از:

1-      بالا بردن سطح وحدت ملی و داخلی ایران در فضای رقابتی پیش از انتخابات  و  امکان تغییر موضوع سیاسی روز ایران ازمسائل اقتصادی، انتخاباتی و تفرقه انگیز به مسئله ای وحدت آفرین

2-      همطرازی جنس تهدید ایران با  ساخت فیلم موهن در نگاه امت اسلامی؛ بعبارت بهتر همان حامیان و ساپورترهای ساخت فیلم موهن، ایران را نیز تهدید کرده اند

3-      ایجاد فضای ایده آل ژورنالیستی برای احمدی نژاد در سازمان ملل بمنظور تشریح و تبیین چهره واقعی صهیونیستها

۴-      بالا بردن ضریب نفوذ گفتمانی ایران در خصوص ، محور قرار دادن صهیونیسم بعنوان  دشمن مشترک همه مسلمانان

۵-      ارتقای ضرایب امنیتی و اطلاعاتی در مواجهه سیاسی، اطلاعاتی، نظامی با رژیم صهیونیستی

مواردی از این دست از جمله فراز و فرودهای مسئله تهدید ایران است. ه با برانداز وضعیت فعلی اسرائیلی ها و مسائلی مانند در پیش بودن انتخابات آمریکا، اعتراضات در سرزمینهای اشغالی علیه سیاستهای اقتصادی ، مسئله سوریه، ملحق شدن مردم و برخی مسئولین مصری به جبهه مقاومت علیه صهیونیستها و مواردی ازاین دست ثابت می شود، اظهارات مقامات صهیونیست تنها بلوفهای سیاسی هستند که موارد مصرفشان بیشتر غیرنظامی و عملیات روانی است تا واقعی و قابل اجرا. اسرائیل بدون متحد اصلیش(آمریکا) توان حمله به ایران را ندارد، آمریکا هم  که در حال حاضر به شدت درگیر انتخابات و  همچنین رفوی ساخته شدن فیلم موهن است، خود این رژیم غاصب هم که در جریان جنگ های 22 روزه 33 روزه نشان داد حقیرتر از آن دست که جرأت تجاوز به ایران را داشته باشد.

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

روزنامه جوان

سوزني به خود!

صحنه انتخابات مجلس نهم در حالي جدي ميشود كه جريان اصولگرائي در ظاهر با اختلاف سلايق و عقايد ليدرهاي اصلي خود، به سمت گسيختگي مي رود . گسيختگي در فرهنگ لغت انتخاباتي ما همان معنايي را دارد كه به اصطلاح اصلاح‌طلبان، در مجلس پنجم دست به گريبانش شده در مجلس ششم با ظهور و بروز اختلافات كارشان به انشقاق كشيد و نهايتاً در  مجلس هفتم مردود مردم شده و عملاً مجلس را به حريف سياسي خود واگذار كردند. اگر اين واژه در گفتمان انتخاباتي ما واژه درستي باشد بايد پيش بيني كرد اصولگرايان نيز به زودي سنگر مجلس را از دست رفته ببينند، اگر چه گسيختگي در قول و فعل خود نكته ديگري است كه بايد مفصل به آن پرداخت و هنوز حتي رقباي اصولگرايان، اين جناح را در رفتار سياسي همطراز و نسبتاً همگون مي‌بينند، اما آرزو بر جوانان اصلاح‌طلب عيب نيست. روزهاي آزمون مردمي در پيش است و چه بسا به دليل برخي بي‌تقوائي‌ها و بدكرداريهاي سياسي اينبار اصولگرايان، مردودين انتخاب مردم باشند. از اين رهگذر كه عبور كنيم و منتظر نتيجه كار تا بعد از شمارش آراي مجلس نهم بنشينيم؛ يك نكته را نبايد فراموش كرد و آن هم سياست رأي آوري به هر نحو ممكن است. به نظر مي‌رسد در وانفساي قدرت‌طلبي جريانها و تلاششان براي دستيابي به كرسيهاي قدرت؛ اصول در درجه دوم اهميت قرار گرفته‌اند تا اصولگرائي در دامن رأي‌گرائي رنگ ببازد. ناگفته پيداست برخي پرخاشگريهاي ناپخته فعالين حزب‌گرا ناشي از بغض، كينه،نفرت، روكم‌كني و استيلاي طرف مقابل است. تشتت اصولگرايان و سردرآوردن ليستهاي هر روزه و بعضاً متضاد در شرايط كنوني اگر با سياست و تدبير ۱- تلاش براي  حضور حداكثري مردم و ۲-براي بالا بردن احتمال رأي آوري برخي نخبگان اين جريان به دليل تكرار اسامي آنها در ليستهاي مختلف باشد كه پسنديده و به جا خواهد بود اما اگر از سر ناداني و جرزني‌هاي از جنس جرزني‌هاي دوم خرداديهاي شكست خورده باشد؛بايد گفت، آزمودن راهي كه آزموننده‌هاي آن پشيمان از عمل خويشند حماقتي افزونتر است و خدا رحم كند به آينده اصولگرائي، اصولي كه مدعي هستند و مردمي كه قرار است به آنها و عملكردها و سياستگذاريشان دل ببندند.

اوضاع و احوال ليست سازيها در جريان اصولگرائي نشان مي‌دهد ديگر سخن از اتحاد زدن حرف‌هاي بيهوده‌اي  است لذا به دوستانمان توصيه مي‌كنيم اگر مي‌خواهند رأي هم بياورند انرژي خود را در كسب آبرو براي خودشان صرف كنند؛ قطعاً  اين عمل نتيجه بهتري خواهد داشت تا صرف توان براي آبروبري از هم‌طيفي‌هاي خود.

"وحدت در كثرت"  بهترين گزينه انتخاباتي اصولگرايان

تنور انتخابات مثل هميشه زودتر از موعد مقرر در كشورمان گرم شده است ؛ گروهها، افراد، جريانهاي سياسي هر كدام با تاكتيكهاي متفاوتي سعي مي‌كنند صاحب كرسيهاي بيشتري در مجلس آينده شوند. مهمترين جريان سياسي كشور طي سالهاي اخير با نام كلي اصولگرائي شناخته مي‌شود، هر چند برخي بر اين اعتقادند كه اساساً اصولگرائي زائيده سالهاي اخير نيست و از آغاز قيام حضرت امام(ره) هدف انقلاب، حاكم كردن اصول اساسي اسلام بر ايران بوده است. فارغ از اختلاف نظرهاي بنيادي در خصوص تعريف جريان اصولگرائي آنچه مبناي بحث ما در اين نوشتار است همان جرياني است كه از صدر تا ذيل آن تنوعي از سلايق مختلف را مي توان مشاهده كرد و در بين مردم و سياسيون به نام كلي اصولگرائي شناخته مي‌شوند. در آنسوي ميدان جريانهاي متعددي قرار دارند كه در يك نگاه كلي به درست يا غلط جامعه آنها را اصلاح‌طلبان مي‌شناسد.بي ترديد پيكربندي جناح اصلاحات و تاكتيكهاي ورود آنها به فضاي رقابت منفعلانه بوده و تابعي از نوع عملكرد اصولگرايان است. آنها به خاطر قدرت جريان اصولگرائي مجبورند روشهاي عكس‌العملي را امتحان كنند چراكه فضاي سياسي كشور را از مدتها پيش تمام و كمال به رقيب  واگذار كرده‌اند.لذا اتحاد يا عدم اتحاد در بين اصولي‌ها مي‌تواند آرايش مبارزاتي جناح مقابلشان را تغيير دهد. ريش‌سفيدان جريان اصولگرائي و افرادي همچون آيت‌الله كعبي، آيت‌الله تقوي ، حداد عادل و ... چندي است آستين بالا زده‌اند تا بلكه هم‌طيفي‌هاي خود را در زير يك سقف و با يك عنوان واحد به ميدان رقابت بفرستند؛ امري كه با جبهه‌بنديهاي داخلي اين جريان بعيد است به نتيجه نهائي مورد نظر ايشان  برسد. تركيبهاي عددي 5+6 و جمع بين اضدادهائي از اين دست نيز چندان معقول و عملياتي به نظر نمي‌رسند و بيشتر خوراك رسانه‌اي دارند تا خاصيت موج‌آفريني در بين مردم. بر فرض كه اصولگرايان  بتوانند متحد شده و جبهه  واحدي را  ايجاد نمايند، اصلاح‌طلبان با آرايش نقطه‌اي و با گرايش به تقويت ستادها و نمايندگان استاني خود وارد عرصه رقابت خواهند شد؛ آنها احتمال پيروزي در ميداني با رقيب يكپارچه را كمتر مي‌دهند و لذا با  شكل و شمايلهاي متنوعي به ميدان خواهند آمد. در اين شرايط قهر‌هاي سياسي و تحريم انتخابات كه حربه دروغين هميشگي و تخصص دوم خردادي‌ها و جريانهاي اصلاح‌طلبي است ورد زبان اين جريان خواهد شد. ضمن آنكه در همين ابتداي كار تاج‌زاده براي مزمزه كردن نظر همفكريهاي خود طي هفته اخير اولين پيشنهاد دهنده تحريم بود. با تاكتيك تحريم اصلاح طلبان همه رأي‌هاي باطله را نيز بعد از انتخابات در سبد خود مي‌بينند و لذا داستان "ما بي‌شماريم" كماكان شعار اين رفقاي فتنه 88 خواهد بود. در سناريوي دوم كه محتمل‌تر مي‌باشد، به احتمال فراوان جريان اصولگرائي به خاطر برخي اختلافات عميق در بين افراد سرشناس خود به اتحاد نخواهد رسيد. اختلافات در رئوس جريان اصولگرائي در بين بدنه مردم نيز سرايت كرده است لذا اتحاد در زير يك سقف واحد باعث نارضايتي طرفداران برخي شق‌هاي اين جريان شده و چه بسا قهر مردمي از  اتحاد اجباري را نيز شاهد باشيم. با توجه به موارد فوق به نظر مي‌رسد بهترين تاكتيك براي اصولگرايان ايجاد جبهه‌هاي متعدد از طيف‌هاي مختلف اصولگرائي در ذيل نام و آرماني واحدي باشد. ليست‌هاي متعدد اصولگرائي با چهره‌هاي مطرح كه در تمامي و يا بسياري از ليست‌ها حضور داشته باشند بهترين تاكتيك براي موفقيت اين جريان خواهد بود به شرط آنكه برخي جريانهاي انحرافي و اختلاف سليقه‌هائي كه بوي فتنه مي‌دهند از دايره كلي اين جريان بدون تعارفات سياسي كنار گذاشته شوند.

صغيره‌هاي كبيره

"من كنت مولي فهذا علي‌مولي"؛ در سالهاي آخر بعثت، پيامبر اكرم به حكم خداوند مأمور شد تا مسئله ولايت و جانشيني پس از خود را علني كند، ماجراي غدير خم بوجود آمد و در حضور حاضران، حجت بر مسلمانان تمام شد، از همان روزهاي نخست پس از وفات رسول‌الله كه حجت خداوند بر روي زمين بود، گروهي كه طمع دنيا، چشم آنها را  كور كرده بود؛ با سفسطه‌گري، پايه‌گذار بدعتي شدند كه امروز مي‌توان از آن به مولوي و ارشادي كردن حكم ولي خدا تعبير كرد. گروهي گفتند منظور  پيامبر از ولي، به معناي دوست بوده است و لذا انحراف از اينجا آغاز شد.انحرافي كه باعث شد، همان منحرفين و فرزندان آنان چند صباح بعد فرزند رسول‌الله  را در بين درو و ديوار قرار دادند، بر سينه حسينش(ع)  نشسته و سرش را از قفا بريدند و بسياري جنايتهاي ديگر كه با انجامشان كسي خم به ابرو نياورد. عرفاي الهي معتقدند انجام گناهان صغيره نيز خود كبيره است و هر عمل خلاف خواست خداوند با عنايت به جايگاه حضرت حق كبيره محسوب مي‌شود.علامه سلطان آبادي فرموده‌اند: «صغیره و کبیره کردن از ناحیه خدا، لطف خدا به انسان است، امّا انسان های الهی همه چیز ولو کوچک­ترین مخالفت با امر خدا را بزرگ می‌بینند». زماني كه موسي عليه‌السلام به كوه طور رفته، قوم بني اسرائيل از هارون اطاعات نمي‌كردند با اين شايعه كه موسي به آسمان رفته و به زودي ظهور مي‌كند، وقتي خودش ظهور مي‌كند چه دليلي دارد كه ما از هارون اطاعت كنيم، بني‌اسرائيل همگي خود را سينه چاك موسي قلمداد كرده و منتظران ظهور معرفي مي‌كردند. بنابراين جانشين موسي را به اين بهانه ترك كرده  و خيانتشان بر عليه او آغاز شد.يكي ديگر از صغيره‌هايي كه نوع بشر مرتكب شد  اين بود كه پيروان از پيامبران خود مي‌خواستند آنها را تأييد كرده و بر اساس اميال و خواسته‌هاي آنها عمل كنند تا آنها نيز پيامبرشان را تأييد كنند، اين به ظاهر صغيره در نهايت بواسطه عدم تمكين پيامبران و اجراي احكام الهي به پيامبر كشي انجاميد  و پيامبراني كه بر طبق اميال نفساني پيروان ظاهريشان عمل نمي‌كردند به قتل رسيدند. بديهي است كه تخلف از فرمان ولي خدا، حق ندانستن و شبهه‌وارد كردن بر نظرات او و اعمالي از اين دست با توجيهات ظاهري ممكن است جزء گناهان صغيره باشند، اما اصرار بر صغيره انسان را مبتلاي به كبيره و بلكه مصرّ بر آن مي‌كند.حكايت مرور تاريخ بشر به صرف خواندن تاريخ، آموزندگي ندارد  اما نگاه به تاريخ بمنظور درس‌آموزي از عاقبت پيشينيان، نياز هميشگي بشر است. اين روزها كه برخي خواست ولي خدا را در تقسيم‌بندي‌هاي خود به مولوي و ارشادي تقسيم مي‌كنند، بايد بدانند كه بي‌توجهي به خواست ولي نيز سرآغاز انحراف است، صغيره‌اي كه برخي ناخواسته در دوران به اصطلاح اصلاحات رنگ و لعاب روشنفكري به آن بخشيده و به خيال خودشان خواستند مانعي باشند براي ديكتاتوري، در حالي كه آب بر آسياب كساني ريختند كه از هيچ  تهمت و افترائي نسبت به مقام ولايت خودداري نكرده و نمي‌كنند. اميد است جرياني كه خود را اصولگرا مي‌داند مراقب صغيره‌هائي باشد كه خداي ناكرده ممكن است  در اين جريان تبديل به كبيره‌هائي بس خطرناك گردد.

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

 روزنامه جوان

فصل‌الخطاب هميشه فصل‌الخطاب است!

چند روزي از ماجراي استعفاي حجة‌الاسلام مصلحي از وزارت اطلاعات و نامه رهبري معظم انقلاب اسلامي مبني بر ابقاي ايشان در سمت خود مي‌گذرد. در حواشي اين اتفاق مهم مباحث متعددي از جناح‌ها و گروههاي مختلف سياسي مطرح شد كه برخي از اين مباحث را مي‌توان بازي ناشيانه فرزندان انقلاب در زمين دشمن دانست. در حوادث سالهاي اخير انقلاب تصميمات دقيق، به‌موقع و در عين‌حال هوشمندانه مقام معظم رهبري ، درايت معظم‌له را در سكانداري بي عيب و نقص انقلاب اثبات كرده است. در چند ماه گذشته، غربيها كه شوك ناشي از حوادث و انقلابات اخير جهان اسلام، باعث گيجي و سردرگمي آنها شده بود تلاش نمودند با شبيه‌سازي انقلابات در ايران و سوريه، جهان اسلام را دستخوش تغيير و تحول نشان دهند نه چند كشور كه سران آنها همسو با سياستهاي غرب مي‌باشند .اكنون نيز حوادثي از جنس اختلاف سليقه‌هاي مديريتي(شبيه به مورد اخير) داراي بروندادي به مراتب گسترده‌تر از آنچه به نظر مي‌رسد بوده و دستگاههاي تبليغاتي غربي تلاش مي‌كنند، ماجراي رفتن و ماندن مصلحي را از اختلاف سليقه‌اي شخصي بين يك رئيس جمهور و وزيرش، انشقاق بين دولت و حاكميت در ايران جلوه داده و مسائلي از اين دست را  نشانه‌هاي ناكارآمدي الگوي ايراني اسلامي نشان دهند. جنگ امروز ما با غرب در مسئله اتفاقات جهان اسلام، جنگ الگوهاست، در يك طرف الگوي برخواسته از ليبرال دموكراسي مبتني بر اومانيسم غربي است كه با سرانگشتان صهيونيسم توسط پلهاي ارتباطي به نام فراماسونري هدايت مي‌شوند و در طرف ديگر الگوي اسلامي با نمونه‌اي ايراني است كه قابل گرته‌برداري در كشورهاي مسلمان است.شكي نيست كه جامعه آمريكا هم‌اكنون با بحران شديد مالي دست و پنجه نرم مي‌كند،اما سانسور گسترده خبري و كانال‌كشي افكار عمومي به مسائل انحرافي بعنوان راهكار اصلي سياستمداران  بلند پايه غرب راه نجاتي براي فرار از پاسخگوئي و پرداخت مردم كشورهاي غربي به مسائل داخلي كشورشان  است.در مسئله ابطال انتخابات دهم رياست جمهوري ايران كه خواسته عناصر فتنه‌گر بازنده انتخابات ابطال آراء مردم بود، رهبر انقلاب اسلامي با ايستادگي مثال زدني هرگونه اقدام غير قانوني را نپذيرفته و بحمدالله در طوفان سخت حوادث يكسال و اندي گذشته ، فرزندان انقلابي ايران توانستند با فصل‌الخطاب قرار دادن نظر ولي فقيه خود، از فتنه عميقي به سلامت گذر كنند. همين فرزندان انقلابي اكنون در معرض امتحاني ديگر قرار گرفته‌اند، اينبار فصل‌الخطاب در دايره اصولگرائي فصل‌الخطاب بايد قرار گيرد، چرا كه هر اقدام نسنجيده و خارج از عرف و شرع مي‌تواند آبي به آسياب دشمن باشد. دشمني كه در پس پرده اختلاف سازي، اختلاف افزائي و اختلاف‌تراشي براي نيروها و نهادهاي انقلابي، اهداف بزرگتري را دنبال كرده  و سيطره  خود بر كشورهاي اسلامي به بهانه ناتواني پيشكسوتشان در اداره جامعه را گسترش دهند

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

 سیاست ما                                      جوان

آزمون انتخاباتي اصولگرايان

با نگاهي به گذشته انتخابات در چند سال اخير و نمايش قدرت جريان اصولگرائي در توان تصاحب مسندهاي اجرائي و قانون‌گذاري، اكنون بار ديگر در  رقابت انتخاباتي ديگري به نام انتخابات مجلس شوراي اسلامي در پايان سال جاري اين جريان در معرض آزمون سخت ديگري قرار گرفته است. بي گمان  جريانهاي مختلف مدعي كسب كرسي‌هاي قوه مقننه از مدتها  قبل خود را براي پيروزي در انتخابات اخير آماده كرده‌اند. در يك سوي ميدان، اصولگرايان و در سوي ديگر جريانهاي متعدد رقيب آن قرار گرفته‌اند كه از دوم خردادي، اصلاح‌طلب، تا جريان موسوم به سبز( بخوانيد فتنه سبز) قرار گرفته‌اند. رقيباي اصولگرايان، اگرچه در ظاهر به شق‌ها و دسته‌هاي مختلفي تقسيم شده‌اند اما واقعيت آن است كه تلاش خواهند نمود در عين اختلاف سليقه و تفرقه‌هاي غيرقابل انكار در نهايت امر با اقداماتي هماهنگ رقيب قدرتمند خود را در صحنه انتخابات مجلس مقهور كنند. بطور كلي سناريوهاي پيش روي اين جريانها  را مي‌توان در چند مورد ذيل خلاصه نمود:

تحريم انتخابات

به نظر مي‌رسد جريان موسوم به فتنه سبز و و ابستگان به موسوي و كروبي اين سناريو را در پيش خواهند گرفت. به اعتقاد نگارنده اين گزينه تنها در حد حرف در اين جريان باقي خواهد ماند و آنها تلاش مي‌كنند به هر نحو ممكن در مجلس نمايندگاني داشته باشند. اين جريان حتماً تلاش بسياري را خواهد نمود تا تحريم انتخابات بعنوان يك گزينه فشار بر نظام در رسانه‌هاي مختلف خبري وابسته به غرب بيش از حد بزرگنمائي شود.شكي نيست كه فتنه مرده سبز، تنها با حضور در مناسب و مصادر قدرت است كه مي‌تواند خواسته‌هاي خود را محقق نمايد و لذا در صورتي كه بر طبل تحريم كوفته شود، اين سناريو بيشتر براي مظلوم نمائي طراحي خواهد شد. مردم انقلابي و متعهد انقلاب اسلامي(آفرينندگان 9 دي) در صورت دست‌آويز شدن اين روش براي رسانه‌هاي معاند غربي، با حضور در پاي صندوق‌هاي رأي بار ديگر اين رسانه‌ها را مجبور خواهند نمود از فرداي انتخابات ايران موضوعات ديگري را در صدر اخبار خود قرار داده و  انتخابات ايران و نتايج آن را به حاشيه اخبار خود ببرند.

نفوذ و استحاله

در اين روش برخي جريانها كه وابستگان افرادي مثل خاتمي و دوم خرداد محسوب مي‌شوند و اين روزها به شدت در تلاشند از فتنه سبز تبرّي جسته و خواستار جدا نمودن ظاهري خط خود از فتنه سبز هستند، تلاش مي‌كنند با انتخاب افرادي كه سابقه همكاري شارپ با فتنه سبز را نداشته‌اند اما در دل هم‌سوئي با اين جريان را دارند در شهرستانهاي مختلف انتخاب نموده و پس از رد شدن از فيلتر شوراي نگهبان با تبليغات وسيع موجبات پيروزيشان را فراهم نموده  و پس از انتخاب آب رفته را با كمك آنها دوباره به جوي دوم خردادي‌ها(همپالگي‌هاي فتنه سبز)  برگردانند.


 

 

كانديداتوري افراد مسئله‌دار

جريان فتنه تلاش مي‌كند در كنار تحريم رسانه‌اي و ظاهري انتخابات با شناسائي افرادي كه به دلايل مختلف سياسي، اعتقادي، امنيتي، اخلاقي و ... در انتخابتهاي گذشته رد صلاحيت شده‌اند و يا با داشتن اين سوابق اگر در انتخابات اخير كانديد شوند حتماً رد صلاحيت مي‌شوند را  براي كانديداتوري تحريك به ثبت نام نمايند تا از  بالا رفتن آمار رد  صلاحيت‌ها نهايت استفاده را برده و خوراك تبليغاتي مناسبي را براي تخريب چهره نظام اسلامي فراهم كنند. احتمالاً از فرداي اعلام اسامي رد صلاحيت شدگان شاهد بزرگنمائي نام افرادي خواهيم بود كه تا پيش از اين، هيچ اسم و رسمي نداشته و حتي در شهر و محله خودشان نيز چهره‌هاي محبوبي نبوده‌اند. خود اين افراد نيز به هواي رسانه‌اي شدن نامشان و به طمع پناهندگي در كشورهاي غربي براي كانديداتوري انگيزه خواهند داشت.

بزرگنمائي اختلاف اصولگرايان

يك جريان انحرافي در ميان اصولگرايان در تلاش است تا با اتصال ظاهري به  اصولگرايان  و سوء استفاده از محبوبيت دكتر احمدي‌نژاد فضاي جديدي را براي خود در اريكه قدرت قانون‌گذاري باز نمايد. بعضي اقدامات ساختارشكنانه و نامعقول اين گروه موجبات ناخرسندي گروههاي مختلف اصولگرائي و  انتقادات احتمالي آنها را فراهم خواهد نمود كه  اين انتقادات در  پيچهاي رسانه‌اي به انشقاق در كل جريان اصولگرائي تعبير و تفسير خواهد شد. و فتنه‌گران نيز نهايت تلاش خود را براي بزرگنمائي اين اختلافات به كار خواهند گرفت. لذا همانطور كه پيش‌بيني اقدامات احتمالي رقباي اصولگرايان تكليف آنها را براي رسيدن به يك وحدت انقلابي و دوري از تفرقه و چند دستگي كه در نهايت موجب تشتت آراي فرزندان انقلاب خواهد شد بيشتر مي‌كند. ، اميد است عقلاي اصولگرا با همت مضاعف و تأكيد بر مشتركات اصولگرايان ضمن رسيدن به ليست واحد  مانع پيشبرد اهداف «رقيب سايه»  و  «رقباي  اصلي» شوند.

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

 وطن امروز                                            روزنامه جوان

جوان آنلاین

تخريب افتخارات ورزشي به سبك فتنه

"عضو پیشین تیم ملی جودو کشورمان که برای حضور در تیم ملی با مشکلاتی از سوی کادر فنی مواجه شده بود، پس از همراهی یک تیم باشگاهی آلمان، از این کشور تقاضای پناهندگی و تاکید کرد دیگر به ایران برنمی گردد و از این پس برای تیم ملی آلمان به میدان خواهد رفت". اين تيتر به تازگي از طرف اغلب رسانه‌هاي معاند با نظام به عنوان يك خبر تاپ ورزشي و در عين حال سياسي تبليغ مي‌شود. افتخار آفريني مثال زدني مدال‌آوران ورزش كشور در مسابقات اخير  آسيايي  و كسب رتبه چهارم آسيا، باعث شد تا در مقام مواجهه رسانه‌اي و سياسي و بمنظور تخريب چهره دولت دهم، فتنه‌گران دست‌به كار شوند. وحيد سرلك،  اكنون به چهره‌اي رسانه‌اي و محبوب در محافل سياسي سبز تبديل شده است. به فرض پناهندگي اين  عضو سابق تيم ملي جودو كشورمان، نمي‌توان موفقيت اخير ورزشي كشور را كه ناشي از مديريت صحيح مديران ورزشي كشور مي‌باشد ناديده گرفت.  با توجه به  اهميت خاص به برخي رشته‌هاي ورزشي كه در گذشته به آنها توجه چنداني داده نمي‌شد، اينبار ايران توانست تنوعي از مدال را در مسابقات آسيايي تجربه كند. حال اگر كسي بخواهد يا براي او بخواهند،  از اين دايره وسيع ورزشي و ريل‌گذاري صحيحي كه دولت دهم مبدع آن بوده است، راهي جداگانه را انتخاب كند، چه ضرري متوجه مجموعه ورزشي كشور و سياستگذاريهاي صحيح اين بخش خواهد شد." الغريق يتشبث بکل حشيش" ؛ امروز فتنه‌گراني كه همه اميدهايشان براي تخريب چهره نظام و دولت به نااميدي تبديل شده  است،  هرازچندگاهي با توسل به برخي افراد تلاش مي‌كنند آب را  گل آلود كرده و ماهي تفرقه برداشت كنند؛ اينان از هيچ وسيله و هيچ كسي براي رسيدن به اهداف پليد خود چشم‌پوشي نمي‌كنند .اميدواريم اين ورزشكار كشورمان ضمن بازگشت به دامن ملت ايران، به آرمانهاي وطني خود پشت نكرده و خود را دست‌آويزي براي سوء استفاده برخي فرصت طلبان قرار ندهد.  

پيوند عرشيان

امروز فاطمه ای که حبیبه خدا، عصاره خوبی ها و نگین تحیّر برانگیز خلقت است، با مردی آسمانی و الهی، مردی از تبار نور، مردی از دیار بهشت، علی مرتضی، وصی رسول خدا پیوند ازدواج می بندد. عرشیان هلهله گویان، عالم را نورافشان می کنند. سلام و درود از آسمان می بارد و طَبَق طَبَق تحفه از عرش فرو می بارد. مبارک باد این جشن آسمانی بر همه آسمانیان.

به راستی در کجای عالَم خلقت، از ازل تا ابد همتایی پیدا می شد برای فاطمه علیهاالسلام اگر علی علیه السلام نبود و کدام گل سرسبد آفرینش می توانست همسری علی علیه السلام را بپذیرد، اگر فاطمه علیهاالسلام نبود. اینک دو درّ یگانه، دو خورشید بی همتا و دو شاخه گل از بوستان عصمت و طهارت پیوند ازدواج می بندند و آفرینش، در ناب ترین لحظه حضورش، پیوند دو نور را جشن می گیرد. عقد ازدواج این دو وجود آسمانی در عرش و در حضور ملایک بر پا شده است و اینک در زمین، حبیب خدا، رسول اکرم صلی الله علیه و آله خطبه این عقد را جاری می کند. آن گونه آسمانی و الهی که چشمان ملایک هم از جلال و شکوه آن به اشک می نشیند.

وقتی علی مرتضی علیه السلام با همه سادگی، با همه فروتنی و با همه جلال و جبروت ایمانی اش به خواستگاری فاطمه زهرا علیهاالسلام آمد و وقتی پیامبر به سنتی نیک و الهی و انسانی، از دخترش پاسخ خواست، پاسخْ سکوت بود و سکوت. و چه پاسخی از سکوتی محض رساتر بود. فاطمه علیهاالسلام برترین بانوی زمان خود و همه اعصار بود و این را همه می دانستند. او نه فقط دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود، که پاکی، عصمت، الهی بودن و مقام بلندش نزد خدا بر هیچ کس پوشیده نبود و کسان بسیار بودند که آرزوی همسری او را داشتند. امّا روشن بود که او همتای آنان نبود و اینک کسی به طلب این همسری آمده که خود آینه خوبی ها و پاکی ها و الهی بودن هاست و زیبایی این پیوند و اوج این همتایی و همسری را، با چه زبانی جز سکوت می توان توصیف کرد؟

چشمانِ به زمین دوخته، قامت فروتن و سر به زیر افکنده و صدایِ آرام مولا، حکایت از شرم و حیای بسیار دارد و این حیامندی، در تمام لحظات برپایی اتصال آسمانی او با همسرش و ازدواج مبارک او در چشمان مولا علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام به چشم می خورد. این شرم زیبا و دلربا، تصویری است از ایمانی شگرف در وجود آن دو معصوم؛ که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «حیا، تمام دین است» و این حیای آسمانی، تأییدی است بر ایمان و پاکی آن کس که به همسری برگزیده می شود.

در مراسمی بی ریا و ساده، پس از یک خواستگاری بی پیرایه و به دور از تشریفات و سخت گیری ها، با تعیین مهریه ای برابر دارایی داماد و آن هم بسیار اندک و تهیه جهیزیه ای به همان اندازه ساده و بی پیرایه، آسمانی ترین و نورانی ترین پیوند عالم خلقت جان گرفت. مراسم عروسی در نهایت سادگی برگزار شد، ولی با این حال، تمام مردم شهر مدینه به ولیمه فراخوانده شدند. آن ها، شادی کنان و دعاگویان، بدور از هر آن چه ذره ای نارضایتی خداوند را در پی داشته باشد، در مراسم حاضر شدند؛ مراسمی پاک، بزرگ، شکوه مند و مورد پسند خالق این پیوند مبارک، که گویی ازآسمان نیز سلام و تبریک بر آن می بارید.

می شود از رنگ وارنگ دنیا خالی بود و ازآبی آسمان سرشار. می شود ساده ترین بود و برترین. پیوند آسمانیِ برترین بانوی عالم فاطمه زهرا با مولای مؤمنان علی علیهماالسلام چنین بود. جهیزیه ای از چند تکه لوازم ضروری و بیش ترش سفال و لباسی ساده و جشنی ساده تر، ولی ماندنی ترین و آسمانی ترین پیوند عالم. آن روزها، چه بسیار جشن های پرخرج و ازدواج های شاهانه دختران و پسران بزرگان اقوام و قبایل برگزار شد که همگی به زودی غبار زمان بر خود گرفت و از یاد رفت، یا در طوفان برخوردها و ناملایمت ها، از میان رفت و گسست. پس رمز ماندگاری و خوش بختی در مادیّات، تجملات و دارایی ها نیست. اندیشه ای باید و تأملی!

قيام قم براي قمر

قم قبله خازن بهشت است             اينجا سخن از بهشت زشت است

ايران در سالروز ولادت امام رضا(ع) از حرم تا حرم ديدني تر شده است، گروهي در  مشهد الرضا با علي‌ابن موسي‌الرضا، پيمان‍ ْ تازه مي‌كنند و جمعي انبوه از مردمان سرزميني معصوم براي ديدار  علي دوران سر از پا نمي‌شناسند. آخرين روزهاي دهه كرامت، شهر خون و قيام ميزبان مردي از تبار طلبگي  و جانبازي است. بي شك در ميعاد گاه عاشقان ولايت پرده‌اي از شوق ديدار محبوب برداشته شد آنگاه كه اهالي شهر فاطمه معصومه(س)  دست‌افشان و پايكوبان خيابانهاي اطراف حرم را به محشري از رستاخيز ولايتمداران تبديل نمودند.پناهگاه فاطميّون و محل آسايش مؤمنان[1] را شور و ولوله‌اي برپاست، اين هياهو در روز ولادت هشتمين هماي سعادت، قلم به دستاني را يادآور است كه لااله‌الاالله را در دژ ولايت جسته‌اند تا از عذاب و جهل بي ولايتي رهائي يابند.اينجا شهري كه  مردمانش با قائم آل محمد (ص) همراه شده،  با او قيام كرده، او را يارى مى كنند و استوار خواهند بود[2] . قيام و قعود مثال زدني امروز قم حكايت از پيامي از مولاي متقيان  علي(ع) دارد كه فرمودند: « شهر قم خواستگاه مردي است كه مردم را به سوي حق دعوت كرده،  مردماني از جنس پاره‌هاي آهن او را همراهي مي‌كنند كه تندبادها آنها را نلرزانده و از جنگ خسته نمي‌شوند» . امروز  شهر بهترين شيعيان[3]، با مردماني از طينت اولياء و انبياء[4] ، غريو غوغاي غيرت شده و  حرم امام صادق(ع) و فرزندان پس از ايشان[5] حريم امن سيد علي شده  است .  مجاورين فاطمه معصومه (س) در جايگاه امن فرزندان فاطمه(س)[6] ، ضيافتي را براي يكي از فرزندان دخت نبي اكرم  فراهم ديده‌اند كه نمونه‌اش را در تمام عالم نمي‌توان ديد. اگر هشتمين امام شيعيان اهالي قم را ضامن عدم كهنگي و از بين رفتن دين اسلام خوانده‌اند، شور و شعور مردمان قم  و  حمايت ايشان از ولايت، گواهي اين بيان امام رضا(ع) است. ديروز سنگ فرشهاي خيابانها از فراز قم ديدني نبود؛ چراكه تنها سرهاي سرو قامتاني ديده مي‌شد كه شانه به شانه صف كشيده تا  پس از 10 سال انتظار، ديدار مجددي با يار تازه كنند. اهل اين شهر از زماني  كه نداي امام(ره) را لبيك گفتند تا كنون كه بر لبيك خود با فرزند امام(ره) پايمردي نموده‌اند، الگو و حجتي بر جهانيان[7] شده‌اند. آنگاه كه در قم مردم به تبعيت از علماي برجسته و مرجعيت شناخته شده اين شهر  و  به يمن رؤيت قمر انقلاب، قيام سراسري نمودند، تمامي نقشه‌هاي دشمنان اسلام و ايران اسلامي كه چند صباحي است با  حوزه سازي ومرجع تراشي در شيراز تلاش ميكنند نقش قم و مرجعيت آن را  در حمايت از انقلاب و آرمانهاي امام(ره) كمرنگ نمايند؛ نقش بر آب شد،  تا بار ديگر در استقبالي كم‌نظير از رهبر فرزانه ايران اسلامي، جهاني شاهد پيوندي ديگر  با ولايت باشد.   



[1]  - امام صادق (ع)

[2] - امام صادق(ع)

[3] - امام موسي‌ ابن جعفر(ع)

[4] - امام موسي‌ ابن جعفر(ع)

[5] - امام صادق(ع)

[6] - امام صادق(ع)

[7] - امام صادق(ع)

دو سفر، يك پيام

هر كس رابطه ميان خود و خدا را اصلاح كند

خدا نيز رابطه ميان او و مردم را  اصلاح خواهد كرد

21 مهر ماه سال جاري روزي تاريخي براي ملت ايران و لبنان بود.روزي كه رئيس جمهوري كشورمان عازم لبنان شده و با استقبال كم‌نظير مردم و مسئولين اين كشور روبرو شدند. لبناني‌ها از هفته‌ها قبل، خود را آماده پذيرائي از كسي نمودند كه كشور مطبوعش، بزرگترين حامي آنها در جنگ 33 روزه بوده است. با وجود تبليغات گسترده سالهاي اخير، توسط كشورهاي آمريكائي، اروپائي و حتي عربي بمنظور  ايران هراسي در لبنان  و  صرف  هزينه‌هاي فراوان رژيم صهيونيستي براي نفوذ در برخي احزاب و ارتش لبنان؛ هم‌اكنون ايران ريشه‌دارترين كشور در قلبهاي مردم اين سرزمين محسوب مي‌گردد . مراودات نظامي اسرائيل و آمريكا بمنظور تجهيز و فروش تسليحات نظامي به ارتش لبنان بمنظور كمرنگ نمودن موقعيت و توان نظامي حزب‌الله در اين كشور  و جايگزين سازي ارتشي كه هنوز فالانژهاي متمايل به غرب در آن نفوذ دارند به جاي حزب‌الله در حفظ امنيت اين كشور، سياست پنهان و آشكار آمريكا و اسرائيل، بوده و هست.در مقابل اين دسيسه‌ها،  شعار مسئولين نظام اسلامي ايران، تغيير مديريت جهاني از سبك آمريكائي به سبك ايراني- اسلامي با تكيه بر ارزشهاي الهي است. امروز لبنان عرصه خوبي براي آزمودن ميزان استقبال ملتها از روش مديريت جهاني به سبك ايران است. رهبري معظم انقلاب اسلامي همواره بر استقبال مردمي از مسئولين كشورمان  در ساير بلاد، بخصوص  در كشورهاي اسلامي  تكيه داشته‌ و در ديدار كارگزاران نظام - ماه رمضان سال جاري- مشكل بزرگ رژيم صهيونيستي و آمريكا را نداشتن عقبه مردمي در ساير كشورها دانستند؛ ايشان كشورمان را از اين حيث  در منطقه بي‌نظير خواندند. استقبال مردمي از احمدي‌نژاد در لبنان، موهبتي الهي براي نشان دادن صدق گفتار رهبري در كشوري است كه با وجود تفاوتهاي قومي و مذهبي فراوان و دسيسه‌هاي دشمنان اسلام و انقلاب، مردم اين سرزمين دوست و دشمن خود را خوب شناخته‌اند.

در داخل كشور نيز طي روزهاي آتي  و همزمان با ولادت با سعادت امام رضا(ع)، مقام معظم رهبري ميهمان مردم خونگرم قم خواهند بود. همانند دو سفر رسمي گذشته رهبري به قم - سالهاي 74 و 79 -  و استقبال كم‌نظير مردم از معظمُ ‌له، بي شك شاهد «قيام قم براي قمر» انقلاب خواهيم بود. علي‌رغم شانتاژهاي خبري متعدد و تلاش فتنه‌گران براي حوزه سازي و مرجع‌تراشي در شيراز ، شهر قم خواستگاه مرجعيت بوده و خواهد ماند. بي گمان حمايت گسترده  و اعلام آمادگي بي‌مانند مراجع و علماي قم از ميهمان عزيزشان، آب سردي بر همه تلاشهاي فتنه‌گران داخلي است. بدين‌ترتيب در روزهاي پاياني ماه مهر سال جاري، شاهد دو استقبال يكي در داخل و ديگري در  خارج كشور از مسئولين نظام اسلامي بوده و خواهيم بود كه نمادهاي عيني قدرداني مردم، از مسئولين ايران اسلامي است.با اين دو سفر عمق استراتژيك نفوذ در توده‌هاي داخلي و خارجي عيان شده و مشخص مي‌شود  واقعاً چه كسي، يا كساني بي‌شمارند!

 

توقع زائي آفتي براي دولت

دكتر احمدي نژاد در آخرين روز از فروردين ماه سال جاري و همزمان با روز پرستار در سخناني خطاب به وزير بهداشت استخدام 23 هزار پرستار را ابلاغ شفاهي نموده و به ايشان گفت «شما مي‌توانيد آگهي استخدام 23 هزار پرستار را از فردا اعلام كنيد». پس از اين سخنان، تازه دعواي دولت و مجلس بر سر امكان يا عدم امكان استخدامي در اين سطح شروع شد. اين ابلاغ شفاهي كه در آن جلسه  با تشويق حضار روبرو شده بود  آنقدر سخت به نظر مي‌رسيد كه دو هفته بعد، اعظم گيوري(رئيس دفتر پرستاري وزارت بهداشت )، گفت «قطعاً امكان استخدام يكباره 23 هزار پرستار طي يكسال وجود ندارد، وزارت بهداشت حداكثر مي‌تواند سالي 6هزار نيروي جديد استخدام كند كه اگر همه اين ظرفيت به پرستاران داده شود، استخدام 23 هزار پرستار حداقل 4 سال طول مي‌كشد». تذكرات و استدلالهاي مكرر نمايندگان نيز در خصوص غير ممكن بودن چنين استخدامي، بحث داغ آن روزهاي بهارستان نشينها شده بود. از ابلاغ شفاهي آنروز رئيس جمهوري تا كنون با پيگيريهاي مكرر پرستاران و پوشش رسانه‌اي صدا و سيما و ساير رسانه‌ها موضوع استخدام پرستاران تبديل به عاملي براي تخطئه مسئولين دولت و مجلس شده بود. در اين اثناء رسانه‌هاي بيگانه نيز  با  تبليغاتي رسانه‌اي تلاش نمودند تا ضمن ايجاد اختلاف بين دولت و مجلس، تصميمات دولتمردان و بخصوص رئيس جمهور را خلق‌الساعه و از روي احساسات لحظه‌اي بيان كنند. هيئت دولت چند روز پيش در نشستي استثنائي، مشاوران جوان را بعنوان ميهمانهاي ويژه، دعوت نموده و با حضور آنها جلسه‌اي را تشكيل داد. يكي از مهمترين مسائل قابل ذكر در اين جلسه كه متأسفانه همانند مورد قبل مي‌تواند موجبات درگيريهاي متعدد درون و برون سازماني را  ايجاد كند، پيشنهاد احمدي‌نژاد براي استخدام 2000 مهندس راه و ساختمان -به جاي درخواست  200 نفري بهباني- مي‌باشد. اينبار نيز اگرچه تشويق حضار لحظات شادي را براي حاضرين در جلسه فراهم  آورد، اما متعاقب صحبتهاي فروزنده مبني بر سستي وزير راه و همكارانش براي جذب 200 نفري كه معاون توسعه منابع انساني رياست جمهوري اجازه استخدام داده بوده‌است؛ اين سؤال را در اذهان تداعي مي‌شود كه به آيا در بقيه جلساتي كه بدون حضور مدعوين خاص توسط دولتي‌ها برگزار مي‌شود و از صدا و سيما پخش نمي‌گردد نيز همين‌گونه در مورد مسائل مختلف تصميم‌گيري و تصميم‌سازي مي‌شود؟!. خوشبختانه اينبار احمدي نژاد با پيشنهاد برگزاري آزمون سراسري و انتخاب افراد نخبه فرصت زماني خاصي براي اين استخدام فراهم ننمود.لذا تبعات كمتري در انتظار دولت خواهد بود. ذكر نكاتي در خصوص تصميم‌گيريهايي از اين دست لازم است: 1- تصميماتي از اين دست مي‌تواند باعث ايجاد توقع  از شخص اول دولت گردد، لذا ممكن است پس از اين  در هر نشستي جمعي از حضار، درخواستي از ايشان داشته و به نحوي تلاش كنند  دستوري شفاهي از رئيس جمهور بگيرند،در اينصورت  ناتواني كارشناسان و مسئولين مربوطه در اجراي دستورات خلق‌الساعه رئيس جمهور مي‌تواند موجبات نارضايتي مردم از دستگاههاي مختلف را فراهم ‌كند2-تصميمات دولت فاقد كار كارشناسي و عقبه فكري نشان داده شده و تنها تصميم‌گير همه عرصه‌هاي كاري دولت دهم را شخص احمدي‌نژاد نشان خواهد داد، نه يك گروه كاري متشكل از مديران و كارشناسان مختلف. 3-ايجاد شائبه ناهم‌خواني و تفرق  در تصميم‌گيري‌هاي درون دولتي

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

روزنامه جوان

رمضان تا رمضان(بخش سوم)

(در ديدار دانشجويان با رهبري)

رمضان سال گذشته

ديدار با دانشجويان همواره يكي از شيرين‌ترين و مطلوبترين جلسات مد نظر رهبري بوده است. پاكي دل و صدق گفتار  به دليل آلوده نشدن جوان به چرب و شيرين مسئوليتهاي دنيايي از مهمترين  ويژگيهاي قشر جوان و دانشجوي كشور است، كه سبب مي‌شود معظم‌له  نشست‌هاي دانشجوئي را نشاط آور و شيرين بدانند. دقت در تدابير رهبري در مواجهه با  دانشجويان نيز  نشان مي‌دهد؛ ايشان در ديدار  با جريانات دانشجوئي، صرفاً مسائل مربوط به دانشگاه و نظام آموزش عالي كشور  را مطرح نكرده، نظر دانشجويان را در مسائل مختلف داخلي و خارجي ارج مي‌نهند و  براي اين مسائل متناسب با ويژيگهاي اين قشر جوان جامعه، راهكارهاي ورود به مسائل را گوشزد نموده و دخالت دانشجويان را لازم و ضروري مي‌دانند. سال گذشته در حالي كه فتنه‌گران با "بازي رنگ سبز" در تلاش بودند تا نظام اسلامي را با چالشهاي  امنيتي و آبروئي مواجه كنند، رهبري در ديدار با دانشجويان(ماه رمضان) تقريباً عمده مطالب و تدابير خود را متوجه مسائل سياسي آنروزهاي انقلاب كردند. بخشي از آن رهنمودها عبارتند از :1- اجتناب از توسل نظام به حدس و گمان براي محاكمه مجرماني كه پشت صحنه جريان فتنه بودند 2-تأكيد بر استقلال قوه قضائيه (عدم تحكم بر قوه قضائيه براي تصميم در مورد يك موضوع)3-تأكيد بر محاكمه متخلفين وابسته به دستگاههاي امنيتي(اشاره به حوادث كوي دانشگاه و كهريزك در سال گذشته) 4-تأكيد بر هوشياري دانشجويان در ادامه روند دشمني‌هاي دشمنان5-دفاع رهبري از نقاط قوت دولت نشانه دفاع از نقاط ضعف نيست(لزومي ندارد حتماً نقاط ضعف علني گفته شود)6- خطاب دانشجويان با عنوان افسران جوان جنگ نرم7-تأكيد مجدد بر توجه به مسائل علمي براي تأمين امنيت بلند مدت كشور 8-توجه دانشجويان به عدم تعطيلي مراكز علمي و كار علمي به خاطر حوادث فتنه‌گون پس از انتخابات 9-پرهيز از افراط و تفريط و داشتن نگاه اميدوارانه و همراه با بصيرت براي موفقيت در جبهه جنگ نرم

رمضان سال جاري

در ديدار نمايندگان مجلس خبرگان رهبري با حضرت آيت‌الله‌العظمي خامنه‌اي كه  پنجشنبه هفته گذشته پيش برگزار شد، معظم‌له مجدداً به ديدار با دانشجويان اشاره نموده و روحيه بلند براي جسارت تصميم‌سازي و هدف‌گذاري مسائل كلان نظام توسط دانشجويان را نشانه‌هايي از تزايد روحيه خودباوري در قشر جوان جامعه دانستند، رهبري با اين تأكيد مجدد، در واقع نشان دادند كه بر خلاف برخي مسئولين كه با انتخابهاي گزينشي و كاناليزه شده در ديدار با دانشجويان،بعضاً  جرأت شنيدن واقعيات را از زبان رك‌گوي دانشجو نداشته و يا اعتقاد به جوانان را از حد شعار  فراتر نبرده‌اند، ايشان  با اعتماد به دانشجويان و اميد به آينده‌اي كه در دست آنهاست حتي در  بزرگترين تحولات علمي كشور نيز  براي  اين قشر  جوان حساب ويژه‌اي باز كرده‌اند.ديدار ماه رمضان سال جاري دانشجويان با رهبري از آن نشست‌هايي بود كه به اين زوديها از ياد نخواهد رفت، وقتي نماينده تشكل "اتحاديه انجمن اسلامي مستقل دانشجويان" در ابتداي صحبت‌هاي خود گفتند"آقاي خامنه‌اي سلام" حاضرين، هم شوكه شدند و هم مسرور، لذا از همان ابتدا،  ملاحظات و رودربايستي‌هاي معمول، جايشان را به صداقت و صميميت در ارائه گفتار دادند. رهبري نيز در اين ديدار صميمانه موارد مهمي را مورد توجه قرار دادند كه عبارتند از:1- تقويت مباني معرفتي و  تلاش براي پيوند دلهاي پاك جواني با منبع حقيقت بوسيله ترك گناه، انجام واجبات(مهمترين واجب نماز است) 2-تأكيد بر سوال كردن توسط دانشجو و پاسخ دادن مسئولين در عين پرهيز از معارضه3-تأكيد بر انجام توأمان وحدت(بر مبناي اصول) و خلوص(بدون دعوا،كشمكش و گريبان اين و آن را گرفتن) با تكيه بر گسترش دائره‌ي خلصّين پيرامون خود 4-نظر رسمي و غير رسمي رهبري همين است كه بيان مي‌كند، اگر كسي خلاف آن تصور كند خطاست و اگر نسبت بدهد گناه كبيره كرده است5-لزوم حفظ مرزهاي اخلاقي و فرهنگي نظام6-خصوصي سازي مربوط به شركتهاي ذيل اصل 44 است(مسائل فرهنگي و بهداشتي را به آن شكل مشمول نمي‌شود)7-صدور انقلاب بوسيله دانشجويان كار خوبي است به شرط آنكه با محاسبه و برنامه باشد8-تأكيد بر لزوم رعايت انظباط در محيط دانشگاه9-تأكيد مجدد بر راه‌اندازي كرسيهاي آزادانديشي در دانشگاهها و مراكز علمي و تخصصي 10-اجتناب از جايگزيني مسائل اصلي به جاي مسائل فرعي(توجه دانشجويان به موضع‌گيرهاي آقاي مشائي) 11-انتقاد پذير بودن دانشجويان12-ممانعت از ايجاد انشعاب(در درون) و اصطكاك(با ساير تشكلها) در تشكلهاي دانشجوئي به خاطر اختلاف سليقه‌ها 13- ارائه تحليل و موضع‌گيري توسط دانشجويان در مسائلي كه با سرنوشت كشور مرتبط هستند14- تأكيد بر تدوين علوم انساني منطبق با مباني اسلام 15-ارتقاي منحني رشد جمهوري اسلامي و ضعف دشمن با سردمداري آمريكا نسبت به 20 سال گذشته در مواجهه جهاني

توصيه‌ها و تذكرات حكيمانه

روحيه جواني و ناپختگي ناشي از عدم كسب تجربيات مختلف، دليل مناسبي است براي اينكه با وجود ارزشمندي نظرات بي پيرايه دانشجوئي، ممكن است  برخي اشكالات نيز بر نظرات جوان وارد باشد، ايراداتي كه تذكر آنها از زبان يك مراد راه‌آزموده كسب تجربه خوبي براي طي طريق آينده است. رهبر معظم انقلاب  در ديدار سال جاري برخي موارد  را گوشزد كردند كه نشان از ناپختگي و جواني در اظهارات برخي دانشجويان دارد؛ اين موارد عبارتند از:1- ظاهراً در مواردي اظهار نظرهاي دانشجوئي در مسائل مختلف جامعه و بخصوص مسائل سياسي  بيشتر از آنكه، براي  رفع نقائص و زدودن ايرادات باشد به خاطر روحيه جواني دانشجويان، تبديل به معارضه شده است؛ بطوري كه  رهبري تأكيد مي‌كنند در سوال و جواب با مسئولين مراقب باشيد معارضه نكنيد، امري كه به جاي اصلاح موارد ممكن است در مواردي باعث لجاجت يك مسئول يا يك دانشجو براي ادامه روند غلط تصميم‌گيري يا سؤال پرسي  شود 2-پرداخت بيش از اندازه به برخي افراد كه بواسطه طرح مسائل حاشيه‌ساز و قابل تأويل به دنبال مطرح كردن هر چه بيشتر خود بوده‌اند، مدتي به مسئله اصلي جامعه و تشكلهاي دانشجوئي تبديل شده بود. با تذكر رهبري بهترين پاسخ به اين افراد داده شد.  در واقع شايد ناديده گرفتن اين افراد و در درجه دوم قرار دادن اظهارات و موضع‌گيريهاي غلط آنها،  بهترين روش و  كارآمدترين عمليات رواني براي جلوگيري   از چهره شدنشان باشد.با اين تدبير رهبري  دانشجويان در موارد مشابه نيز با استفاده از اين تاكتيك ، مي‌توانند به راحتي به نتيجه مورد دلخواه برسند.ضمن آنكه  با افراموشي مسائل اصلي موجبات شادكامي دشمنان نيز فراهم نخواهد شد 3-در مسئله وقف دانشگاه آزاد و تجمع برخي دانشجويان ارزشي در مقابل مجلس شوراي اسلامي، با وجود ارزشمند بودن اصل اقدام كه شايد مهمترين دليل براي خارج شدن دستور وقف از كار مجلس بود، برخي تندرويهاي ناشي از همان ناپختگي دوران جواني باعث طرح شعارهاي ناپسند و ساختار شكن از طرف معدود افرادي ازاين جمع شده بود كه با تذكر رهبري در خصوص  "نقد پذير بودن دانشجويان"، لازم است درآينده  تشكلهاي دانشجوئي و دانشجويان ارزش‌مدار  در موارد احتمالي به اصول اخلاقي و انقلابي توجه لازم را داشته باشند.4-متأسفانه در ماههاي گذشته اخباري از برخي انشعابات در يكي از تشكلهاي دانشجوئي به دليل اختلاف سلايق به گوش مي‌رسد كه البته مي‌توان دخالت برخي سياسيون را نيز در تشديد اين اختلافات و دامن زدن به انشعاب حدس زد؛ انشعاباتي  كه در نهايت امر متضرر اصلي دامن زدن به آن، تشكلهاي اصيل و اصولگراي دانشجوئي است؛ انشعاباتي كه شايد براي سياسيون در مقطعي مفيد باشد، اما در نهايت با مشخص شدن نقش آنها در اين اختلافات، نفرت جريان دانشجوئي از ايشان را شاهد خواهيم بود. لذا تأكيد رهبري براي پرهيز از انشعاب به دليل اختلاف در درون تشكلها  و اصطكاك با ساير تشكلها نكته مهمي است كه بايد مورد توجه همه تشكلهاي دانشجوئي ولايت‌مدار قرار گيرد.

مهمترين خواست رهبري براي سال جاري چيست؟

با بررسي تدابير رهبري در سال جاري و مقايسه آن با سال گذشته متوجه مي‌شويم كه معظم‌له عمده‌ترين خواسته خود در سال گذشته را تلاش دانشجويان براي مبارزه با دشمنان داخلي و خارجي نظام در جنگ نرم مي‌دانستند. تا حدود زيادي مي‌توان جريان اصيل دانشجوئي را در انجام اين وظيفه خطير موفق دانست ، چراكه بسياري از برنامه‌ريزي‌ها و نقشه‌هاي طراحي شده دشمنان انقلاب براي بحران آفريني در دانشگاهها با تلاش دانشجويان و تشكلهاي ارزشي  نقش بر آب شد.حال بايد ديد براي يك‌سال پيش رو تا ديداري مجدد و در ماه رمضاني ديگر مهمترين خواست رهبري از جريان دانشجوئي چيست.به اعتقاد نگارنده، با توجه به اظهار رضايت رهبري از ارائه طرح جامع علمي كشور توسط يكي از دانشجويان در ديدار ماه رمضان امسال دانشجويان و بيان اين موضوع به طور خاص توسط معظم‌له  در نشست  با خبرگان رهبري؛ مهمترين وظيفه جريان دانشجوئي  و خواست مقام عظماي ولايت، ورود دانشجويان به مسائل اصلي كشور با ارائه تحليل و موضع گيري به موقع در مسائلي است كه با سرنوشت كشور مرتبط مي باشند(بند 13 از تدابير سال جاري). بر خلاف برخي مسئولين كه در گذشته تلاش نموده‌اند با سپردن مسئوليتهايي به جوانان بي‌تجربه آنها را درگير كش‌و قوس‌هاي پيچيده اداري نموده و از باز‌انديشي راههاي وصول به اهداف متعالي انقلاب بازدارند، نگاه حكيمانه رهبري متوجه سپردن نقش‌هاي محققانه و متناسب با محيط‌هاي علمي براي دانشجويان است كه خود عامل مهمي در جهت كسب تجربه و پرورش مديران  آينده انقلاب خواهد بود.

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

روزنامه جوان۱  

روزنامه جوان ۲

رمضان تا رمضان(بخش دوم)

ديدار اساتيد با رهبري

ماه رمضان سال گذشته و امسال جمعي از اساتيد كشور از دانشگاههاي مختلف در حسينيه امام خميني(ره) ميهمان مقام معظم رهبري بوده‌اند، تا با استعانت از بركات ماه صيام در محضر معظم‌له، به رسم راسم سالهاي اخير نشستي صميمانه برگزار گرديده ، مسائل و مشكلات مراكز آموزش عالي، فضاي علمي كشور و مسائل مختلف جامعه از نگاه اساتيد دانشگاهها  و ميزبان ايشان مورد كنكاش قرار گيرد. در ماه  رمضان سال گذشته،  پس از آني كه رهبري در ديدار با دانشجويان و به تبع حوادث تأسف‌بار آنروزهاي كشور، آنها را "افسران جوان جنگ نرم "  ناميده بود، اساتيد دانشگاهها را نيز"فرماندهان" اين  عرصه  نام‌گذاري نمودند تا در      "لجمن"( لبه جلوئي منطقه نبرد) اين جنگ تمام عيار، تقسيم بندي داهيانه وظايف توسط رهبري، عاملي براي موفقيت‌هاي چشم‌گير مبارزين اصلي اين نبرد  باشد،  بطوري كه بواسطه مبارزه  خستگي‌ناپذير دانشجويان و اساتيد انقلابي، دشمن با وجود تلاشهاي فراوان و با كمك برخي عناصر غافل و خودفروخته، در نهايت نتوانست  توفيق قابل ذكري در عرصه دانشگاه‌ها  كسب نموده  و معبري  براي  نفوذ در بطن جامعه و گسترش التهابات در سطح وسيع  پيدا كند. لذا با وجود عميق بودن فتنه، پس از يك سال؛ در ديدار سال جاري عمده‌ترين تدابير رهبري به  اساتيد دانشگاهها متوجه مسائل علمي كشور است و توصيه‌هاي سياسي كمتر ديده مي‌شود. به اين تدابير دقت كنيد: 1- تلاش براي تزكيه،طهارت و صفاي نفس 2-نياز كشور به جهاد علمي و نقش اساتيد در اين عرصه 3-باز تعريف علوم انساني با توجه به نياز كشور 4-وظيفه ذاتي اساتيد براي پاسخ به شبهات 5-توليد فكر 6-ايجاد اميد در دانشجويان با ذكر پيشرفتهاي كشور 7-تأكيد بر بايسته‌هاي مربوط به نقشه جامع علمي كشور(رصدخانه پيشرفت نقشه جامع،پايبندي همه به آن،تدوين برنامه اجرايي براي پياده سازي،پويايي و زنده بودن نقشه و تبعيت برنامه‌هاي توسعه‌اي مثل برنامه پنجم از اين نقشه ) 8-توسعه آموزش عالي در جهت هدفها.موارد هشت گانه  ذكر شده جزء مهمترين محورهاي بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ماه رمضان امسال در ديدار با اساتيد و مسئولان آموزش عالي كشور  بوده است، ديداري كه امسال داراي ويژگيهاي منحصر به فردي بود.ارائه ديدگاه توسط 14 نفر از اساتيد كه 2 ساعت به طول انجاميد و حضرت آیت الله خامنه ای، سخنان استادان دانشگاهها را بسیار خرسندکننده، متنوع، پرنکته ، حاوی پیشنهادهای اجرایی و متفاوت از ساير ديدارهاي گذشته ايشان با اساتيد  برشمرده و اين جلسه را بسيار مفيد دانستند.حال اگر خواسته باشيم تدابير رهبري را در ديدار ماه رمضان سال گذشته با اساتيد بررسي كنيم مهمترين آنها  را مي‌توان در 10 بند به اين شرح خلاصه نمود :1-ايجاد توازن بين رشته‌هاي مختلف علمي(اشاره به حجم بسيار زياد و نامعقول دانشجويان علوم انساني) 2-پي‌گيري بيشتر براي ترسيم نقشه جامع علمي كشور 3- تقويت حضور اساتيد در دانشگاهها 4-توجه بيشتر به تحقيق و پژوهش متناسب با نيازهاي كشور 5-پرهيز از گسترش تشكيلات وزارتي و دانشگاهي كشور و تلاش براي تقويت سازوكارهاي موجود 6-اميد دادن به دانشجويان براي افزايش توان و نشاط كار 7- تلاش براي افزايش ظرفيت معنوي دانشجويان 8-راه‌اندازي كرسي‌هاي آزاد انديشي 9- نقش فرماندهي اساتيد در جنگ نرم 10- تأكيد بر اعتقاد ما به آزادي(با مفهوم اسلامي) بعنوان يك مسئله واقعي و نه تاكتيتكي

مقايسه و بررسي محتوايي اين دو ديدار؛ نمايانگر برخي واقعيات غير قابل انكار است، كه عبارتند از: 1-  در پي تأكيدات مكرر رهبري بر مسئله "توليد علم" در سالهاي گذشته، اكنون استراتژي عميق‌تر و دقيق‌تري مد نظر ايشان قرار گرفته و آن مرتبه "توليد فكر" مي‌باشد، كه به لحاظ ماهوي مقدم بر توليد علم است.ظاهراً  تاكنون برداشت‌هاي سطحي از توليد علم، كه  صرفاً زندگي مادي بشر را  در برمي‌گيرد مد نظر اساتيد و مسئولان حوزه‌هاي دانشگاهي و علمي كشور بوده و توليد مقالات علمي مورد قبول آي.اس.آي، افزايش آمار كمي اختراعات و اكتشافات و ... در صدر افتخارات و گزارشات ايشان بوده است. بومي سازي علم متناسب با نيازهاي جامعه اسلامي ايران  و در راستاي اهداف انقلاب نياز امروز و ديروز انقلاب بوده و هست.  توزيع نامتوازن انگاره‌هاي غير اصولي برگرفته از تفكرات غربي و انسان محور در سطح دانشگاهها، بخصوص در حوزه علوم انساني  و ترس از جراحي بزرگ علمي، از جمله دلايلي است كه رهبري عزيز، "جهاد علمي" را براي گذر از اين جمود فكري نياز امروز جامعه دانسته و شايد با "توليد فكر" بتوان مقدمات "توليد آن علم مفيد" را فراهم نمود.

2- پس از گذشت يكسال، تأكيدات مجدد اساتيد و رهبري در خصوص نقشه جامع علمي كشور تأسف انگيز است؛ چراكه اين تأكيدات نشان مي‌دهد مسئولين  و اساتيد مرتبط با ترسيم نقشه جامع  علمي كشور  به وظائف خود به خوبي عمل نكرده‌اند كه تذكر مجدد رهبري براي نهائي نمودن اين نقشه را شاهد هستيم.

3-معنويت افزائي همراه با ايجاد  اميد در نسل جوان و  دانشجوي كشور، نكته كليدي ، مهم و  جديدي است كه رهبري معظم انقلاب، امسال بر آن تأكيد نموده‌اند، شايد رمز موفقيت در عرصه‌هاي مختلف علمي كشور و راه حل رسيدن به پيشرفتهاي مختلف علمي و  فن‌آوري متناسب با نيازها و اهداف انقلاب، همين تدبير حكيمانه باشد. تدبيري  كه  حضرت امام(ره) با آرزوي وحدت بين حوزه و دانشگاه و براي « انسان‌ساز» شدن دانشگاههاي كشور مد نظر داشته‌ و لذا اگر تاكنون اساتيد دانشگاههاي كشور ناتوان در ايجاد تحولات بنيادين در حوزه علوم انساني بوده‌اند، نقش مغفول مانده حوزه و يا كوتاهي‌هاي صورت گرفته براي اين وحدت را نيز نبايد از ياد برد.وحدتي كه حاصل آن مي‌تواند، دميدن روح خدامحوري به جاي اومانيسم در كالبد دروس علوم انساني  دانشگاهها باشد.

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

روزنامه جوان   

رمضان تا رمضان(بخش اول)

(تدابير رهبري براي دولت دهم)

 تقريباً يكسال پيش (ماه رمضان سال گذشته)  دولت مردان دولت دهم ميهمان رهبر معظم انقلاب اسلامي بودند.آن روزها دولت دهم پس از انتخابات سال  88 به تازگي كار خود را آغاز نموده بود. رهبري معظم، آنروز در فرازي  فراموش نشدني از بيانات خود فرمودند:" من هيچ شبانه‏روزى نيست كه به آقاى رئيس جمهور و بعضى ديگر از مسئولين دعا نكنم".اين جمله  براي مردمي كه با رأي بيش از 24 ميليوني خود دولت جديد را انتخاب كرده و براي دولت دهم كه مورد اعتماد مردم قرار گرفته بود، آرام بخش و دلگرم كننده بود.معظم‌له در آن ديدار تدابير و پيشنهاداتي را براي انجام هر چه بهتر وظايف دولت دهم  ارائه نمودند كه به طور خلاصه مهمترين فرازهاي آنرا  مي‌توان در يازده مورد خلاصه نمود : 1-توكل و توجه به خداي متعال 2- اهميت به قانون 3-ادامه روند عدالت محوري دولت قبل(نهم) و همراه نمودن عدالت با معنويت و عقلانيت 4-تنظيم جهت‌گيريهاي دولت با سند چشم‌انداز 20 ساله          5-اجراي كامل سياستهاي اصل 44 قانون اساسي  6-حل مشكلات اقتصادي مردم 7-هدفگذاري فرهنگي 8-نقدپذيري 9-مغتنم شمردن نصيحت علماي ديني 10- طراحى و تدوين الگوى پيشرفت اسلامى ايرانى 11-رسيدگي به خانواده و رعايت عدالت با نزديكان

يكسال بعد و در ماه رمضان سال جاري دولت دهم بار ديگر ميهمان رهبري  بودند و در ديدار اخير، ايشان ضمن اشاره‌ به فتنه طراحي شده سال 88 و  ستودن نقش ملت و دولت در كنترل فتنه، توفيقات حاصله را ناشي از پایبندی به جهت گیریهای شهیدان رجایی و باهنر دانسته و تدابيري را بيان نمودند كه به اختصار آنها را در 7مورد مي‌توان دسته بندي كرد: 1 - حفظ جهت گیریهايي مانند عدالت طلبی، پایبندی به دین و استکبار ستیزی توسط دولت 2-تلاش براي آسان كردن زندگي مردم 3-توجه كامل به سند چشم‌انداز 20 ساله 4-نقدپذيري 5-تلاش براي ارتقاي سرمايه‌گذاري داخلي و خارجي بر اساس اصل 44 قانون اساسي 6-پرهيز از موازي كاري در امور مختلف از جمله در سياست خارجي 7 -توجه بيشتر به روح و جهت گیری و محتوای دیپلماسی تا رفت‌آمدهاي زياد سياسي

با مقايسه تدابير اين دو رمضان متوجه مي‌شويم برخي موارد مثل  1- پايبندي به رويكرد عدالت محوري2-توجه به سند چشم‌انداز 20 ساله 3-نقدپذيري 4-توجه به مسائل اقتصادي و زندگي مردم ،جزء توصيه‌هاي اساسي رهبري است كه تذكر هميشگي آنها به دولت احمدي‌نژاد تا پايان عمر دولت دهم ضروري است؛ و مقام معظم رهبري مي‌خواهند مدام دولت را متوجه جهت‌گيريهاي اساسي كنند كه مهمترين عوامل در كسب اعتماد مردمي براي انتخاب مجدد احمدي‌نژاد  بوده است. البته  تأكيد مجدد بر مسائلي مانند  "آسان كردن زندگي مردم" در شرايط كنوني مي‌تواند دلايل ديگري نيز داشته باشد از آن جمله؛ احتمال افزايش چشمگير تورم در كالاهاي اساسي مورد نياز مردم  بواسطه عزم دولت و مجلس براي انجام تحولات اساسي اقتصادي ، موضوع هدف‌مند كردن يارانه‌ها و انجام جراحي بزرگ اقتصادي همزمان با تحريم همه‌جانبه اعمال شده پس از قطعنامه 1929  كه بواسطه اين تورم  بيشترين فشار بر اقشار كم درآمد جامعه وارد خواهد آمد، لذا توجه بيشتر به مردم و تلاش براي آسان كردن زندگي آنها از جمله مسائل اصلي و  مهمي است كه هم جزء شعارهاي محوري دولت مي‌باشند و هم مسائل مبتلابه امروز جامعه. تأكيد رهبري معظم انقلاب براي ارتقاي سرمايه‌گذاري داخلي و خارجي را  نيز مي‌توان يكي از راهكارهاي راهبردي براي كاهش فشارهاي تورمي و اقتصادي  در اين برهه خاص بر شمرد.اما نكته مهمي را در تدابير رمضان سال جاري رهبري مي‌توان برشمرد كه كمتر مسبوق سابقه مي‌باشد و آنهم، تأكيد معظم‌له براي توجه به مسائل مربوط به روابط بين‌الملل و مناسبات منطقه‌اي و جهاني است، توضيح آنكه با توجه به اتفاقات ناخوشايندي كه در يكسال گذشته رخ داد و با وجود آنكه پس از يكسال مجاهدت فرزندان انقلاب و روشنگريهاي نخبگان و مسئولين در بخشهاي مختلف، اكنون عملاً مي‌توان "فتنه عميق" سال گذشته را در داخل كشور مرده دانست؛ اما اين اقدامات در بعد بين‌المللي صدمات بسياري بر پيكره اعتبار و نام جمهوري اسلامي، بخصوص در اذهان دوست‌داران آن وارد آورده است. بطوري كه فتنه‌گران خارج‌نشين براي خاموش نشدن كورسوي اميد خود  و  ادامه روند اغتشاشات سال گذشته تلاش‌هاي بسياري كرده و  به مناسبتهاي مختلف تجمعاتي را مقابل سفارت‌هاي كشورمان در نقاط مختلف جهان در محكوميت ايران برگزار مي‌نمايند. اين اقدامات  همراه با تلاش  رسانه‌هاي دروغ‌پرداز وابسته به غرب  براي  تخريب نظام اسلامي ايران  مي‌تواند چهره ناخوشايندي را از جمهوري اسلامي در ذهن مسئولين و بخصوص مردم كشورهاي مختلف جهان بوجود آورد. اكنون  كه دشمنان انقلاب توانسته‌اند در اين زمينه موفقيتهايي را  نيز كسب نمايند(هر چند اين موفقيت‌ها آنقدرها چشمگير نيستند) تلاش دستگاه ديپلماسي كشور براي معرفي چهره واقعي انقلاب و اسلام جزء وظايف استراتژيك و راهبردي دولت دهم مي‌باشد كه نبايد فراموش گردد. مطمئناً همانطور كه در مسائل داخلي، مردم و مسئولين توانستند بر مشكلات فائق آمده و از نگاه رهبري "آن فتنه را تبديل به فرصتي تاريخي براي انقلاب كنند"؛ در بعد بين‌الملل نيز با عزم راسخ دولت و حمايت مردمي مي‌توان موفقيت‌هاي بزرگي را بدست آورد. به نظر مي‌رسد تحول‌ جهادي در مناسبات بين‌المللي و بخصوص با جهان اسلام نياز ضروري امروز نظام اسلامي  و دولت عدالت محور دهم در بعد مسائل بين‌الملل مي‌باشد.اميدواريم  دستگاه ديپلماسي كشورمان در اين زمينه با رعايت مصالح انقلاب، اقدامات شايسته‌اي را آغاز نموده و در جهت گسترش مناسبات، بخصوص با كشورهاي اسلامي گامهاي مؤثري را بردارد

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

روزنامه جوان   

نقش صهيونيسم در "قرآن سوزي"

رهبر معظم انقلاب اسلامي در هفتمين روز از ماه رمضان سال جاري در ديدار با مسئولان و كارگزاران نظام اسلامي در فرازي از فرمايشات خود به ترسم فضاي جهاني و مواجهه اسلام با پرچمداري ايران اسلامي و جبهه مخالف آن كه خود را به دروغ "جامعه جهاني" ناميده است پرداختند.از نگاه رهبري، جبهه مقابل در واقع اسرائيل و آمريكا بوده و ديگراني كه همراه با آنها هستند يا تابعند يا دچار رودربايستي.هر دو طرف اين جبهه نيز در اين مواجهه "موجوديت"( اسرائيل موجوديت ايران و ايران اسلامي موجوديت اسرائيل را) يكديگر را نشانه گرفته‌اند.ايشان  منحني حركت اسلام و ايران را رو به رشد و صعودي دانسته و با ذكر دلايلي، رقيب را در سراشيبي سقوط مي‌دانند:1- از دست دادن بدنه مردمي در دنيا2- ناكامي در سياستهاي خاورميانه‌اي 3-مشكلات اقتصادي 4-از دست رفتن اعتماد به نفس مسئولين غربي.

تحليل رهبري در خصوص اين  نبرد بزرگ را مد نظر داشته ؛ حال به تحولات اخير در عرصه جهاني بنگريد.اين روزها با فرارسيدن ماه  سپتامبر شاهد تحولات گسترده سياسي در سطح بين‌الملل بوده‌ايم.نشست سه جانبه اسرائيل، آمريكا و محمود عباس در آمريكا تقريباً همزمان با روز جهاني قدساز يك طرف و  تعريف  سناريوي  "قرآن سوزي" در سالگرد فروريختن برجهاي دوقلو و همزماني تقريبي آن با عيد سعيد فطرطرف ديگر مهمترين اين تحولات هستند.سالها از حادثه 11 سپتامبر مي‌گذرد، كشيشها و مسيحيان دوآتشه آمريكائي حتي در اولين روزهاي غبارآلود ناشي از ريزش برجها و تبليغات ضد ديني گسترده دولت وقت آمريكا به فكر سوزاندن قرآن مسلمانان نبودند؛ چرا بعد از گذشت  حدود 9 سال "قرآن سوزي"  مطرح مي‌شود؟!. با كمي دقت متوجه مي‌شويم در دو سه سال گذشته موضوع 11 سپتامبر با نگاهي بدبينانه و مشكوك از طرف نخبگان جهاني و آمريكائي دنبال مي‌شود، بطوري كه حتي در رسانه‌هاي شنيداري و ديداري آمريكا نيز برخي تحليل‌گران از اظهار تشكيك و خودسوزي توسط برخي جريانهاي داخلي آمريكا در خصوص حادثه مذكور ياد مي‌كنند.با توجه به تعبير رهبري از پيشتازي ايران  در ميدان مواجهه غرب و شرق و يا بعبارتي در مواجهه دنياي اسلام با ليبرال سرمايه‌داري غربي، مسئولين و مردم نظام اسلامي ايران همانطور كه  با زدن پنبه "هولوكاست" توانسته بودند  راز سر به مهر دروغترين حادثه تاريخ را به بوته نقد بكشانند؛ مي‌توانند ماجراي اين خود زني را نيز با تشكيك جامعه جهاني روبرو كنند.لذا براي لابي صهيونيسم طراحي مسيري كه اذهان عمومي را از ماسواي برج‌سوزي در قلب آمريكا منحرف كند امري اجتناب‌ناپذير است.

برخي تاريخ نگاران و سياسيون تلاش نموده‌اند بين  دو حادثه جنگهاي صليبي و سقوط برجهاي جهاني آمريكا  تناسبات ماهيتي برقرار نمايند. مسيحيان، جنگهاي صليبي را در قرون 11 و 12 ميلادي براي بيرون آوردن بيت‌المقدس از دست مسلمانان به راه انداختند؛ بوش پسر نيز همزمان با فروريختن برجهاي تجارت جهاني بلافاصله جنگهاي صليبي را مطرح نمود، تشابهي كه رهبري معظم انقلاب آن را يك حماقت دانسته‌اند(ديدار با كارگزاران نظام - رمضان سال جاري). سوء استفاده از همزماني سالگرد ريزش برجهاي دوقلو  و  روز عيد سعيد فطر با استفاده از تئوري "قرآن‌سوزي" براي فراهم ساختن زمينه‌هاي تقابلي دو تفكر اسلام و مسيحيت، نه به سود مسيحيت است و نه اسلام  و در حاشيه اين درگيريها جز صهيونيسم جهاني كسي يا كساني منتفع نخواهند شد.چرا كه با تقابل دوسويه اسلام و مسيحيت  مي‌توان به راحتي نگاه جامعه جهاني را از قدس به "منهتن"(محل برجهاي سابق آمريكا) برده و با انحراف افكار از قدس و  استفاده همزمان از مهره مزدوري چون محمود عباس،پيشبرد اهداف توسعه طلبانه در قدس مؤثر خواهد بود. بعبارت بهتر ارائه راه‌كار همزمان مصالحه ظاهري  با عباس و مواجه نمودن جريان مسيحيت و اسلام در مقابل يكديگر در واقع ساختن  آب گل آلودي است كه تنها ماهي قابل صيد از آن، گسترش شهرك سازي و پشت پا زدن به معاهدات جهاني است تا اينبار نيز هدفي مشابه  هدف مسيحيان در جنگهاي صليبي(به قول بوش پسر) حاصل شو؛، بيرون آوردن بيت‌المقدس از دست مسلمانان البته اينبار به نفع صهيونيسم .

اين  روزها عمده‌ترين تحليلي كه از ادعاي دروغين درخواست برخي؟! از مسلمانان آمريكا براي بناي مسجد در محدوده ساختمان تجارت جهاني و سپس اظهارات كشيش مجهول‌الهويه‌اي به نام "تري جونز" مبني بر قصد او براي سوزاندن قرآن در آن محدوده، در رسانه‌هاي داخلي و خارجي ديده مي‌شود،اسلام‌ستيزي و اسلام‌هراسي است.نگارنده معتقد است اهدافي  بزرگتر از اين تحليل در ماسواي ذهن خيمه‌شب بازي "قرآن سوزي" وجود دارد كه  همانا:1-  تغيير تمركز جامعه جهاني از قدس به نيويورك 2- انحراف افكار عمومي از ادامه روند شهرك‌سازي با وجود توافقات سه جانبه و خنده دار اسرائيلي‌ها و آمريكائي‌ها  با محمود عباس

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

روزنامه جمهوري اسلامي

يا فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ

شب‌هاي باراني

شب قدر

التماس دعا

واكاوي يك احتمال

با بررسي اخبار و رويدادهاي نظامي و استراتژيك  پيرامون كشورمان، مي‌توان به راحتي استنباط نمود كه اين روزها منطقه خاورميانه از بعد نظامي دست‌خوش تحولات اساسي است، آمريكا در حالي كه تبليغات گسترده‌اي را مبني بر انجام بزرگترين عملیات لجستیکى خود از جنگ جهانى دوم  تا كنون با خارج کردن هزاران نیروى رزمى و بیشتر از یک میلیون تجهیزات لجستیکى از عراق به راه‌ انداخته است، مدعي است قصد خروج نيروهايش از افغانستان را  نيز دارد؛ در صورتي كه اين تصميم به مرحله اجرا برسد،احتمالاً طرح تفويض امنيت داخلي افغانستان به نيروهاي بومي در دستور كار فرماندهان نظامي آمريكا قرار خواهد گرفت. با وجود آنكه تلفات سنگين ماههاي اخير آمريكا و متحدانش دليل اصلي تصميم براي خروج از افغانستان است، اما از آنجايي كه ساختار اجتماعي و فرهنگي افغانستان با عراق تفاوتهاي اساسي دارد احتمالاً واگذاري امنيت به گروهها و اقوام محلي  با تحريك آمريكائيها مي‌تواند موجب برخورد گروههاي مختلف مردمي با يكديگر و گسترش دامنه جنگهاي داخلي در اين كشور شود. با افزايش دامنه ناآرامي‌ها، آمريكائي‌ها مي‌توانند بدون دخالت مستقيم و صرف هزينه‌هاي نظامي و انساني، مخالفين خود در افغانستان را بوسيله خود افغانها از ميان بردارند.بدين‌ترتيب آمريكا ضمن دستيابي به اهداف مورد نظر در افغانستان، فرصت بيشتري براي مبارزه با دشمن اصلي خود در خاورميانه(ايران) خواهد داشت.از برخي همسايه‌هاي ايران كه مناسبات نسبتاً خوبي با آمريكا دارند نيز خبرهايي در خصوص تقويت تجهيزات نظامي به گوش مي‌رسد، به طور مثال: عربستان ۸۴ جنگنده اف ۱۵ از آمريكا خریداري نموده و کویت  به سرعت در حال استقرار سیستم دفاع موشکی “پاتریوت” است. “کلمنس ورگین” تحلیلگر روزنامه آلمانی “دی ولت” تقویت توان نظامی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را نشانه آن می‌داند که ایالات متحده آمریکا می‌خواهد توازن قوا را، هم برای حمله به ایران و هم برای زمانی که این کشور ناچار به بمب اتمی مجهز شده باشد، حفظ کند. وي می‌نویسد که ناو هواپیمابر آمریکائی ترومن، نه علیه افغانستان، بلکه برای حفاظت از تنگه هرمز روانه خلیج فارس شده است. این نویسنده آلمانی می‌افزاید که تحرکات دریائی ایران و آمریکا بخشی از بازی قدرت تهران و واشنگتن در تنگه هرمز است که شاهرگ حیاتی صدور نفت خاورمیانه محسوب می‌شود.آمريكائي‌ها حتي پيش‌بيني‌هايي نيز براي حملات هسته‌اي كرده‌اند،بطوري كه بر اساس گفته مدیر مرکز تحقیقات جهانی‌سازی کانادا ،آمریکایی‌ها به دنبال تفویض اختیار استفاده از بمب هسته‌ای به فرماندهان نظامی خود مي‌باشند. در صورت واقعي بودن اين تصميم ، احتمالاً سردمداران اين كشور درصدد هستند تا تبعات استفاده از بمب‌هاي اتمي از رئیس جمهور به فرماندهان جزء نظامی کاهش یابد.در سطوحي پائين‌تر اخباري مبني بر خريد تسليحات نظامي پيشرفته را توسط امارات،بحرين و ساير كشورهاي همسايه ايران نيز مي‌توان شنيد.ناگفته پيداست كه جمهوري اسلامي ايران بعنوان كشوري مستقل و مقتدر نمي‌تواند نسبت به اتفاقات محيط پيراموني خود بي تفاوت باشد و شايد به همين دليل و دلايل  ديگر شاهديم كه اقدامات پدافندي و تأميني ايران نيز فزوني يافته است،بطوري كه اين‌روزها شاهد افتتاح ، رونمائي‌ و آزمايش تجهيزات پدافندي متنوعي توسط مسئولان ارشد نظامي كشور بخصوص وزير دفاع و پشتيباني بوده‌ايم.به گزارش خبرگزاری فرانسه "فیلیپ کراولی" سخنگوی وزارت امور خارجه ایالات متحده، روز دوشنبه انتشار اخباری در باره ساخت شناورهای تندروی جدید و نیز هواپیمای بدون سرنشین در ایران را نگران کننده خوانده است.وى در اواسط اردیبهشت ماه و اندکى پس از برگزارى مانور دریایى سپاه در آب‌هاى خلیج فارس نيز گفته بود: «ایران با ترکیب موشک‌هاى بالستیک و کروز، موشک‌هاى ضد کشتى، مین‌هاى دریایى و قایق‌هاى تندرو به چالشى براى نیروى دریایی ما در منطقه تبدیل شده است». سؤال اينجاست كه آيا همه اين تحولات منطقه‌اي نمايانگر روزهايي خطرناك براي ايران و منطقه است و آيا به راستي جنگي در پيش است؟ پاسخ را بايد از چند جنبه بررسي كرد.اول از ديد استراتژي غرب براي سلطه بر ايران؛ توضيح آنكه جنگهاي آمريكا بر عليه همسايگان ما، براي اين كشور قلدر مأب تجربه‌هايي در بر داشته است، از آن جمله خسارات و تلفات ناشي از ورود مستقيم به صحنه كارزار است،بطوري كه اين تجربه عاملي شده است تا آمريكا تلاش كند ضمن خروج نظاميان خود با كمك نيروهاي داخلي و با نام واگذاري امنيت به نيروهاي بومي براي كنترل اوضاع در افغانستان و عراق عملاً نقش تخريبي خود را در حاشيه بازي كند تا خسارات كمتري را متقبل شود، هر تحليل‌گر سياسي اذعان دارد كه جنگ با ايران ولو از نوع هوايي و حمله مستقيم به تأسيسات هسته‌اي و حياتي ايران و بدون درگيريهاي زميني، دامنه‌اي به وسعت كل منطقه خاورميانه پيدا خواهد كرد و همه كساني كه مسبب ورود آمريكائي‌ها به منطقه شده و مي‌شوند بايد دود اين آتش احتمالي را در چشم خود تحمل نمايند و همانطور كه رهبري معظم انقلاب و رئيس جمهور محترم نيز بارها اشاره داشته‌اند ايران مي‌تواند منافع متجاوزين را در همه جاي دنيا به خطر اندازد و اين فقط يك شعار ساده نيست كه اگر بود، تاكنون آمريكائي‌ها در زمينه جنگ با ما فازهاي مختلفي را امتحان كرده بودند.تلاش همسايگان ايران براي تقويت بنيه رزمي و تجهيزاتي خود(برخي نمونه‌هاي فوق‌الذكر) دليل خوبي براي اثبات اين ادعاست.دومين سطح تحليل مي‌تواند ويژگيهاي ذاتي و بعضاً خداداي ايران باشد، بطور مثال تسلط بر تنگه هرمز كه 40% انرژي جهان از اين تنگه عبور مي‌كند و در خصوص توان ايران براي مسدود نمودن آن براي مدت طولاني بحثهاي متنوعي شده است و نيازي به تذكر مجدد ندارد.دلايل ديگر در اين خصوص عبارتند از 1- ایران دارای ۹۴۰ تریلیون فوت مکعب گاز است که تقریباً ۱۶% کل ذخیره جهانی است و بعد از روسیه، (۶۸۰/۱ تریلیون فوت مکعب) قرار می‌گیرد و ذخایر هیدروکربن ترکیب شده ایران(نفت و گاز)، حدود ۲۸۰ میلیارد بشکه نفت می‌باشد که صرفاً اندکی بعد از ذخیره ترکیب شده عربستان قرار می‌گیرد.اين به معني به خطر افتادن منافع تمامي كشورهايي است كه مستقيم يا غير مستقيم وابسته به انژي ايران هستند 2-بر خلاف عراق و افغانستان ايران دوست‌داران بسياري در ميان ملتها و دولتهاي جهان دارد و مطمئناً اجماع جهاني كاملي براي حمله دست نخواهد داد 3-روسيه بواسطه دوستي با همسايه جنوبي خود راحت‌تر مي‌تواند به آبهاي آزاد دست‌يابي داشته باشد تا همسايه‌اي درگير جنگ و اختناق(اين مسئله يك استراتژي راهبردي براي  روسيه در مسائل اقتصادي محسوب مي‌شود) 4- ایران بزرگ‌ترین صادرکننده نفتی به چین است(حتی بالاتر از عربستان صعودی)، به طوری که تأمین‌کننده ۱۳% نفت کشوری ۳/۱ میلیارد نفری است و لذا  رقيب بزرگ آمريكا در حوزه‌هاي اقتصادي، بعيد است به راحتي  اجازه دهد منافع اقتصاديش با ماجراجوئي يانكي‌هاي لنگه دنيا  به خطر افتد.اينها و دهها مسئله عيان و محرمانه ديگر از جمله مسائلي هستند كه  در معادلات جهاني احتمال بروز جنگ را كاهش داده و حتي به صفر مي‌رسانند.

اما به فرمايش رهبري معظم انقلاب"كار دشمن دشمني كردن است" و لذا همه دلايل براي عدم احتمال جنگ نبايد مانعي براي اقدامات تأميني و سياسي ايران شده و به حكم آيه شريفه " وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ" ضمن آنكه هم‌اكنون اقدامات درخور تقدير و حيرت‌آوري در حال انجام است، مسئولين مربوطه بايد در راستاي توان‌افزايي  رزمي و افزايش هژموني نظام اسلامي "همت و كار مضاعفي" را در پيش بگيرند تا در آينده‌اي نه چندان دور حتي اجازه تفكر نظامي بر عليه كشور عزيزمان نيز بر ذهن دشمنان آن خطور نكند.ان‌شاءالله

قدرت و اقتدار توأمان

در يك تعريف كلي  Power از ريشه لاتينيPotere به معناي To be able -توانابودن - گرفته شده و عموما به دارايي، ظرفيت يا چيزي كه به وسيله آن تأثيرگذاري بر ديگران ميسر مي گردد، اشاره دارد."اقتدار" (Authority) را به لحاظ مفهومي در مقابل "قدرت عريان" قرار مي دهند؛ اگر چه خود يكي از انواع و اشكالٍ اِعمال قدرت است.

در انديشه سياست‌ورزان عالم و انديشمندان عالم سياست، تعاريف متعددي از "قدرت" و "اقتدار" به ميان آمده است، بطور مثال "وبر" قدرت را در مناسبات اجتماعي مي يابد و آن را بر اساس: «موقعيت» شخص در يك رابطه اجتماعي نابرابر كه بتواند خواست خود را علي رغم هر مقاومتي اعمال نمايد. تعريف مي كند؛ اما "راسل" بدون تصريح به ماهيت اجتماعي قدرت، آن را «توانايي ايجاد آثار و نتايج موردنظر» تعريف كرده و با «انرژي» در فيزيك مقايسه مي نمايد. او معتقد است كه قدرت همانند انرژي،داراي اشكال گوناگوني مثل ثروت،سلاح، نفوذ معنوي، مقام و موقعيت اجتماعي است. "چايلد" نيز با يك تقليل مفهومي، قدرت را كشف بزرگ بشر مي داند و مي گويد: «بالاخره پديده جنگ به كشف بزرگي نيز انجاميد و آن اين كه انسان را هم چون حيوان مي توان زير فرمان آورد و دشمن مغلوب را به جاي كشتن مي توان اسير كرد، در قبال بازپس گرداندن زندگي، به كارش وا داشت. پس از اين كشف است كه قدرت به عنوان يك پديده اجتماعي و مستقل وارد فعل و انفعال اجتماعي گرديد».برخي معتقدند "قدرت، اقتداري است فاقد هر نوع مشروعيّت" و "اقتدار، قدرتي است داراي نوعي مشروعيّت". برحسب اين تعريف،مفهوم "اقتدار" يا آمريت با "مشروعيّت" عجين و همنشين مي گردد، به طوري كه تمامي اعتبار و هويت خود را از آن   مي گيرد. خارج از قواره‌هاي واژگاني مصطلح و مختلف عنوان شده براي مفاهيم قدرت و اقتدار آنچه امروزه براي هر كشور بعنوان يك نياز ضروري و مهم مطرح مي‌باشد، نشان‌دادن ثبات و امنيت خود در ابعاد مختلف است،هرچند سياستمداران هر كشوري ممكن است راه جداگانه‌اي را براي نشان دادن هژموني خود در پيش بگيرند و بسته به بايسته‌هاي ملي خود توانشان را افزايش داده و يا ثبات سياسي و نظامي خود را بر رقباي نظامي،اقتصادي،فرهنگي،سياسي و... نشان دهند.اما در يك مورد همگي اتفاق نظر دارند و آن قوي شدن در نظام طبيعتي است كه بواسطه سلطه‌ زورمندان و زياده‌خواهي مستكبرين "بايد قوي شد چراكه ضعيف پامال است". بر مبناي مكتب اسلام منشأ تمامي قدرت ها خداوند است: "انَّ القُوَةَ لِله ِجَميعاً " و هيچ قدرتي نيز جز به مشيّت الهي و غير از ناحيه او پديد نمي‌آيد: لاقُوَّهَ اِلاّ بالله". و لذا در نظام جمهوري اسلامي ايران با تكيه بر تعاليم الهي، وظيفه راهبردي مسئولين و بلكه هر فرد متعهد به اسلام و انقلاب است تا نهايت تلاش خود را براي تقويت پايه‌هاي نظام ولايي ايران بكار بندد .در راستاي توان‌افزايي نظام جمهوري اسلامي ايران ،با همت فزاينده متوليان امر در دستگاههاي ديپلماسي كشور در 30 ساله گذشته ،  تلاش مضاعف دولت‌هاي نهم و دهم  و پشتيباني مثال‌زدني مردمي شجاع و مقتدر، نيروگاه بوشهر با ورود سوخت هسته‌اي به هسته راكتور هم‌اكنون آماده‌ راه‌اندازي براي تزريق برق به شبكه سراسري كشور است.امري كه انجام آن در شرايطي اتفاق افتاد كه با تصويب قطعنامه1929 شوراي امنيت،آمريكا و متحدانش وارد مرحله جديدي از فشار بر جمهوري اسلامي شده بودند،جالب آنكه ايران نيروگاه را در همين دوران تحريم اخير و با كمك يكي از امضاءكنندگان قطعنامه راه‌اندازي مي‌كند و اين يعني  به سخره گرفتن رسمي تمام قطعنامه‌هاي  مشابه و احتمالي آينده شوراي به ظاهر امنيت سازمان ملل. حربه‌هاي مختلف غرب براي توقف اين اتفاق بزرگ  حتي با نمايش تهديد و حمله به  نيروگاه توسط رژيم صهيونيستي نيز راه‌به جايي نبرد.چرا كه ايران با صعود موشك قيام1 و فرود سوخت به قلب نيروگاه بوشهر، بطور همزمان هم انديشه‌هاي خيالي نظامي را از سر بدخواهان خود محو نمود و هم رسماً به باشگاه استفاده‌كنندگان از مزاياي انرژي صلح‌آميز هسته‌اي پيوست.نام اين پيروزي را در واژگان سياسي هر چه بگذاريم،"اقتدار" يا "قدرت" و هر كدام را مقدم بر ديگري بدانيم، امروز ما كشوري نيرومند مي‌باشيم.لذا اكنون با اعتماد به نفس مي‌توان تمامي مسيرهاي پيشرفت و تعالي كشور را هموارتر از گذشته پشت سر نهاد، به شرط آنكه همانند موضوع راه‌اندازي اين نيروگاه، اراده ملي با تكيه بر كلمه توحيد و توحيد كلمه حول محور "وحدت" كه خواست امروز مقام معظم‌رهبري است در دستور كار مردم و مسئولين قرار گيرد.ان‌شاءالله

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

روزنامه جوان   

عدالت در كلام معصوم

امام علي(ع):

"چيزي جز عدالت مردم را اصلاح نمي‌كند"    الحياة۶/۴۰۰

ادامه نوشته