از لوايح دوقلو تا شرطهاي سه قلو

سال 81 محمدرضا خاتمي لوايحي را به مجلس فرستاد كه در فضاي سياسي آن روزهاي كشور به «لوايح دوقلو» مشهور شدند. يكي از اين لوايح به تعيين اختيارات رئيس جمهور مربوط مي‌شد و ديگري به اصلاح قانون انتخابات . در مورد لايحه دوم،  شيرزاد(عضو مركزي جبهه مشاركت) گفته بود:« در لايحه اصلاح قانون انتخابات مجلس، اصلي‌ترين نكته حذف نظارت استصوابي، جلوگيري از رد صلاحيتهاي بي ضابطه و پاسخگو كردن نهاد ناظر بود. اميد مي‌رفت كه در صورت تصويب اين قانون تضميني جدي براي تدوام اصلاحات از طريق رأي آزاد مردم و دستيابي به حق تعيين سرنوشت كه في نفسه يكي از اهداف اصلاحات بود بوجود آيد».تمام اقدامات مجلسي ها و دولتي‌هاي به اصطلاح اصلاح‌ طلب آنروز زمينه‌چيني براي تصاحب مجلس هفتم بود. دوم خردادي‌ها به خوبي فهميده بودند كه پايگاه مردميشان را از دست داده و به زودي ممكن است مجلس را نيز همانند شوراي شهر در تصاحب اصولگرايان ببينند. دوم خردادي‌ها براي رسيدن به هدف از تهديد به خروج از حاكميت تا پيشنهاد رفراندوم و اقدام به تحصن در صحن مجلس را امتحان كردند، اما با درايت مثال زدني رهبر معظم انقلاب اسلامي و تلاش مجدانه برخي دلسوزان نظام، ياران خاتمي در نهايت طرفي از ترفندشان نبستند و مردم كه سالوسي آنها را متوجه شده بودند در انتخابات مجلس هفتم روي خوشي به اصلاحات نشان نداده و ثابت كردند كه با هيچ گروه يا شخصي چك سفيد امضا نكرده‌اند.اتفاقات اين روزها كه توسط دولت‌مردان  دهم رقم خورد  تا حدودي يادآور روزهاي سخت و دردناك سال 81 است.رئيس جمهوري كه او را مردمي‌ترين و ولائي‌ترين رئيس جمهور سالهاي پس از جنگ مي‌دانستيم، براي ماندن يا نماندن بر كرسي رياست شروط سه‌گانه‌اي را مشخص نمود(رفتن مصلحي، رفتن جليلي و معاون اولي مشائي). تا باز هم خاطره جام و زهر زنده شود. در حاشيه قهر چند روزه احمدي‌نژاد مباحث متعددي در رسانه‌ها مطرح شد كه جاي بحث آنها نيست.اما يك نكته را در خصوص مردم ايران بايد به همه كساني كه براي رياست‌هاي چند روزه دنيا كيسه دوخته‌اند يادآور شد. «عبور از افراد و احزابي كه خود را با مسير ولايت تنظيم نمي‌كنند براي مردم ايران كار ساده‌اي است». بر خلاف دموكراسي‌هاي غربي كه اساساً كارتل‌هاي اقتصادي و پشت صحنه تصميم مردمشان را جهت مي‌دهند در دموكراسي اسلامي ايران برداشت واقعي مردم ملاك تعيين مسئولين است كه البته اين برداشت مبتني بر اصول اساسي قانون اساسي است. مردم امروز ساكت و متين در انتظار روزهاي آتي نشسته و چشمشان به اشارت‌ها و تدابير رهبري است. هرچند سرخورده شده‌اند چرا كه فكر  مي‌كردند  اگر رئيس جمهوري عدالت خواه داشته باشيم ديگر كسي براي رهبرمان شرط و شروط تعيين نمي‌كند و تقاضاي نوشيدن جام زهر ندارد؛ اما شد آنچه نبايد مي‌شد و امروز امت حزب‌الله فارغ از همه جوسازي‌ها و زمينه‌چيني‌هاي جريانهاي  انحرافي خود را براي انتخابي سخت و سرنوشت‌ساز آماده مي‌كند.

خبر مرگ بن لادن!

 سردمدارن كنوني آمريكا اين روزها بادي به غبغب انداخته و مدام با تئاترهاي تبليغاتي متعدد موضوعي  مرگ يا كشته شدن بن لادن را  وسيله‌اي براي تفاخر خود قرار داده‌اند. در خصوص مسئله طالبان، القاعده، ملاعمر و بن لادن نظرات متعددي در محافل سياسي جهان ديده و شنيده مي‌شود تا آنجا كه اين نظرات  از انكار وجود موجوداتي به نام بن لادن و ملاعمر تا اسطوره سازي مقاومت از آنها متفاوت است. هر چه هست از چند روز قبل ديگر كسي به نام بن لادن در دنياي واقعي يا مجازي وجود ندارد.آنچه مهم است اتفاقات و برنامه‌ريزي‌هاي احتمالي سردمداران كفر بعد از ماجراي بن‌لادن است. چند نكته  مهم را مي‌توان در خصوص القاعده و بن لادن مطرح نمود كه بطور خلاصه به آنها اشاره خواهد شد.

1-    همزماني مرگ بن لادن با سالروز مرگ هيتلر(اول مي 1945) نشان از  تلاش عناصر پشت پرده صهيونيست براي نماد‌سازي  از مرگ ظاهري بن لادن دارد. مي‌دانيم كه صهيونيست‌ها  تعصب فوق‌العاده‌اي براي نمادتراشي داشته و تلاش مي‌كنند اعتقادات خود را در قالب اعداد ، رموز و اتفاقات تاريخي  براي ديگران نهادينه نموده و آرماگدون خياليشان را نزديك و واقعيت جلوه دهند.

2-    نمايش خنده‌دار تصاوير و فيلم‌هاي اوباما و همكارانش در آمريكا و مشاهده آنلاين عمليات انهدام محل سكونت بن لادن بيشتر يه يك رپرتاژ انتخاباتي شباهت داشت، تا اثبات واقعيت نابودي بن لادن؛ فيگورهاي شبه انتخاباتي و فاتحانه رئيس جمهور آمريكا از فرداي اعلام خبر مرگ بن لادن! مي‌تواند دليل خوبي براي اين مدعا باشد.

3-    اسماعيل هنيه ( رهبر مبارزان فلسطيني و مخالف صهيونيست‌ها) پس از افشاي خبر مرگ بن لادن! با اظهار نظري ناشيانه از كشته شدن اسامه بن لادن اظهار ناراحتی کرده و وی را "جهادگری بزرگ نامید" . اين موضع گيري باعث شد تا به سرعت نام هنيه در صدر اخبار رسانه‌هاي جهاني و بخصوص غربي قرار گرفته و شبكه‌هاي وابسته به صهيونيست‌ها تلاش نمودند اسماعيل را جانشين اسامه معرفي كنند. بعبارت بهتر اگر حدود ده سال زمان براي كشتن اسامه دليل خوبي براي حضور نظامي و تهديد آميز آمريكا در اطراف مرزهاي ايران محسوب مي‌شد، اكنون سوژه جديد مي‌تواند دليل خوبي براي حضور نظامي آمريكا در اطراف مرزهاي رژيم صهيونيستي  بمنظور تأمين امنيت آن  محسوب شود.

4-    فشار گسترده رسانه‌اي غرب در خصوص اتفاقات سوريه با حذف همزمان خبر رساني از وضعيت مردم ساير كشورها از جمله در بحرين مي‌تواند محرك و دستاويزي براي حضور نظامي آمريكا در سوريه( بخوانيد يكي از مراكز مقاومت) شده و با الگو گيري از اقدامات اجرائي در ليبي(‌منطقه پرواز ممنوع و ...)‌  بقاي رژيم غاصب صهيونيستي از  زمين، دريا و آسمان توسط ناتو و غرب  تضمين شود.

5-    به دلايل متعدد (از جمله تلاش علماي مذهبي پاكستان)، آمريكا نتوانست  حضور بن لادن در پاكستان را تبديل به بهانه‌اي براي تحكيم  جاپاي خود  در اين كشور  كند. اينك  سردمداران كاخ سفيد با كشته سازي از بن لادن!  دليل خوبي براي خروج از اين كشور داشته و  توانسته‌اند «ناتواني ادامه  حضور را به عدم نياز به ادامه حضور» تبديل نمايند. ضمن آنكه در صورت نياز، آمريكائي‌ها مي‌توانند نيروهاي خود را از پاكستان فراخوان نموده و در ساير جبهه‌هايي كه در آن درگير مي‌باشند استفاده كنند.

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

 رجانیوز                                         روزنامه جوان

جهاد مغفول نماند!

سال 90 با تدبير رهبر معظم انقلاب اسلامي سال جهاد اقتصادي نام‌گذاري شد. با نگاهي كلان به وضعيت اقتصادي كشورهاي مختلف جهان مي‌توان نتيجه گرفت كه وضعيت اقتصادي بسياري از كشورها، حتي كشورهاي پيشرفته و به اصطلاح جهان اولي! دچار ركود مي‌باشد. افزايش تورم در كشوري مثل امريكا، همزمان با كاهش چشمگير توان خريد مردم در اروپا، بخش غيرمحرمانه و واضح وضعيت اقتصادي كشورهاي امپرياليستي است. نامگذاري هوشمندانه سال جاري نشان‌دهنده  اهميت توجه عمومي به مسئله اقتصاد و تلاش براي برونرفت از اقتصاد تك محصولي و وابسته به نفت است. اگر فضاي ميدان جهاد در دو سال گذشته، فضاي سايبري و مقابله با دشمن در جنگ نرم بود، امسال ميدان ديگري به آن اضافه شده است و جهادي اقتصادي در پيش مي‌باشد. به دلايل ذيل‌الذكر و بسياري دلايل ديگر مي‌توان نسبت به مغفول ماندن احتمالي مقوله "جهاد اقتصادي" در سال جاري  هشدار جدي را متوجه مردم و مسئولين نمود.

1-     افراد و گروههاي بسياري در جناحهاي خودي و غير خودي تلاش مي‌كنند فضاي جامعه را سياسي كرده  و زمينه‌سازيهاي اوليه براي پيروزي در انتخابات مجلس شوراي اسلامي(پايان سال جاري) را فراهم كنند.لذا گفتمانهاي سياسي جاي گفتمان اقتصادي را خواهد گرفت.

2-     دشمنان نظام اسلامي در خارج از مرزهاي اسلامي تلاش مي‌كنند، بمنظور تضعيف الگوي اسلامي-ايراني و مانع‌تراشي براي پيشرفت اقتصادي كشورمان با مسئله‌تراشي‌هاي مختلف داخلي و خارجي توجه مسئولين و مردم را نسبت به اهتمام به "جهاد اقتصادي" كم رنگ  نموده و مانع پيشرفت اقتصادي ايران شوند.

3-     عناصر فتنه‌گري كه در جنگ نرم و سياسي دو سال اخير، در ميدان مبارزه با انقلاب و مردم شكست خورده بودند، اكنون فضا را مناسب ديده و با ورود به فضاي اقتصادي كشور تلاش مي‌كنند، در عرصه‌هاي مختلف( مثل مسئله افزايش ناگهاني و چشم‌گير قيمت  سكه در روزهاي اخير)  با كمك واسطه‌ها و وابسته‌هاي اقتصادي خود در موارد مختلف حباب‌هاي اقتصادي ايجاد نموده و از اين طريق علاوه بر  ناامني در حوزه اقتصاد، فضاي جامعه را  نيز به التهاب بكشانند(يكي از شروط موفقيت در جهاد اقتصادي توان دولت در هدايت نقدينگي به سمت كسب و كار و توليد است و مسائلي مانند بحران در بازار سكه علاوه بر صرف وقت دولتي‌ها براي آرام كردن بازار، باعث تزريق پولهاي نقد مردم به جيب فرصت‌طلبان اقتصادي و دلالان خواهد شد).

4-     بزرگنمائي از اختلافات مجلس و دولت و قرار دادن مسئولين اين دستگاهها در دوراهي تصميم‌گيري بر اساس قانون يا  از ميدان به در كردن رقيب، عامل مهمي در ناهماهنگي‌ دستگاه اجرايي و مقننه كشور براي عدم توان و جرأت  احراز تصميمهاي اساسي بمنظور پيشبرد اهداف اقتصادي خواهد شد.

5-     نفوذ در بدنه‌هاي كارگري و توليدي كشور و بزرگنمائي از ناخشنودي احتمالي برخي مراكز توليدي با توجه به افزايش بهاي حامل‌هاي انرژي عامل مهمي در اعتصابات احتمالي كارگري در بخشهاي توليدي شده و در نتيجه مانع‌ بزرگي براي جهش اقتصادي مناسب خواهد شد.

6-     افزايش مصرف زدگي و مدگرائي در جامعه با كمك رسانه‌هاي تصويري مختلف باعث  خروج سرمايه از كشور و  روند صعودي واردات كالاهاي غير ضرور به كشور خواهد شد كه تناسبي با جهاد اقتصادي نخواهد داشت.

موارد ذكر شده و بسياري مسائل ديگر مؤيد اين است كه افراد و گروههاي مختلف بايد تمام همت خود را بكارگيرند تا  مسائل حاشيه‌اي باعث غفلت از جهاد اقتصادي نگردد. بخصوص كه در سال جاري مسئله انتخابات مجلس شوراي اسلامي مي‌تواند زمينه‌ساز مهمي براي عدم تحقق اهداف  نامگذاري امسال  باشد.تجربه همه انتخابهاي گذشته نشان مي‌دهد، آغاز تبليغات رسمي و غير رسمي انتخابات مجلس در ماههاي پاياني سال  عملاً براي اقدامات جهادي در راستاي جهاد اقتصاد مجال اندكي خواهد گذاشت و شايد بدليل هياهوي انتخابات، شعار سال به فراموشي سپرده يا كمتر توجه شود؛ لذا تا دير نشده و در ماههاي ابتدائي سال جاري بايد اقدامات اساسي و شايسته‌اي انجام گيرد تا "جهاد مغفول نماند".

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

 جوان                                      هزارسنگر

روزنامه جوان

صغيره‌هاي كبيره

"من كنت مولي فهذا علي‌مولي"؛ در سالهاي آخر بعثت، پيامبر اكرم به حكم خداوند مأمور شد تا مسئله ولايت و جانشيني پس از خود را علني كند، ماجراي غدير خم بوجود آمد و در حضور حاضران، حجت بر مسلمانان تمام شد، از همان روزهاي نخست پس از وفات رسول‌الله كه حجت خداوند بر روي زمين بود، گروهي كه طمع دنيا، چشم آنها را  كور كرده بود؛ با سفسطه‌گري، پايه‌گذار بدعتي شدند كه امروز مي‌توان از آن به مولوي و ارشادي كردن حكم ولي خدا تعبير كرد. گروهي گفتند منظور  پيامبر از ولي، به معناي دوست بوده است و لذا انحراف از اينجا آغاز شد.انحرافي كه باعث شد، همان منحرفين و فرزندان آنان چند صباح بعد فرزند رسول‌الله  را در بين درو و ديوار قرار دادند، بر سينه حسينش(ع)  نشسته و سرش را از قفا بريدند و بسياري جنايتهاي ديگر كه با انجامشان كسي خم به ابرو نياورد. عرفاي الهي معتقدند انجام گناهان صغيره نيز خود كبيره است و هر عمل خلاف خواست خداوند با عنايت به جايگاه حضرت حق كبيره محسوب مي‌شود.علامه سلطان آبادي فرموده‌اند: «صغیره و کبیره کردن از ناحیه خدا، لطف خدا به انسان است، امّا انسان های الهی همه چیز ولو کوچک­ترین مخالفت با امر خدا را بزرگ می‌بینند». زماني كه موسي عليه‌السلام به كوه طور رفته، قوم بني اسرائيل از هارون اطاعات نمي‌كردند با اين شايعه كه موسي به آسمان رفته و به زودي ظهور مي‌كند، وقتي خودش ظهور مي‌كند چه دليلي دارد كه ما از هارون اطاعت كنيم، بني‌اسرائيل همگي خود را سينه چاك موسي قلمداد كرده و منتظران ظهور معرفي مي‌كردند. بنابراين جانشين موسي را به اين بهانه ترك كرده  و خيانتشان بر عليه او آغاز شد.يكي ديگر از صغيره‌هايي كه نوع بشر مرتكب شد  اين بود كه پيروان از پيامبران خود مي‌خواستند آنها را تأييد كرده و بر اساس اميال و خواسته‌هاي آنها عمل كنند تا آنها نيز پيامبرشان را تأييد كنند، اين به ظاهر صغيره در نهايت بواسطه عدم تمكين پيامبران و اجراي احكام الهي به پيامبر كشي انجاميد  و پيامبراني كه بر طبق اميال نفساني پيروان ظاهريشان عمل نمي‌كردند به قتل رسيدند. بديهي است كه تخلف از فرمان ولي خدا، حق ندانستن و شبهه‌وارد كردن بر نظرات او و اعمالي از اين دست با توجيهات ظاهري ممكن است جزء گناهان صغيره باشند، اما اصرار بر صغيره انسان را مبتلاي به كبيره و بلكه مصرّ بر آن مي‌كند.حكايت مرور تاريخ بشر به صرف خواندن تاريخ، آموزندگي ندارد  اما نگاه به تاريخ بمنظور درس‌آموزي از عاقبت پيشينيان، نياز هميشگي بشر است. اين روزها كه برخي خواست ولي خدا را در تقسيم‌بندي‌هاي خود به مولوي و ارشادي تقسيم مي‌كنند، بايد بدانند كه بي‌توجهي به خواست ولي نيز سرآغاز انحراف است، صغيره‌اي كه برخي ناخواسته در دوران به اصطلاح اصلاحات رنگ و لعاب روشنفكري به آن بخشيده و به خيال خودشان خواستند مانعي باشند براي ديكتاتوري، در حالي كه آب بر آسياب كساني ريختند كه از هيچ  تهمت و افترائي نسبت به مقام ولايت خودداري نكرده و نمي‌كنند. اميد است جرياني كه خود را اصولگرا مي‌داند مراقب صغيره‌هائي باشد كه خداي ناكرده ممكن است  در اين جريان تبديل به كبيره‌هائي بس خطرناك گردد.

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

 روزنامه جوان

فصل‌الخطاب هميشه فصل‌الخطاب است!

چند روزي از ماجراي استعفاي حجة‌الاسلام مصلحي از وزارت اطلاعات و نامه رهبري معظم انقلاب اسلامي مبني بر ابقاي ايشان در سمت خود مي‌گذرد. در حواشي اين اتفاق مهم مباحث متعددي از جناح‌ها و گروههاي مختلف سياسي مطرح شد كه برخي از اين مباحث را مي‌توان بازي ناشيانه فرزندان انقلاب در زمين دشمن دانست. در حوادث سالهاي اخير انقلاب تصميمات دقيق، به‌موقع و در عين‌حال هوشمندانه مقام معظم رهبري ، درايت معظم‌له را در سكانداري بي عيب و نقص انقلاب اثبات كرده است. در چند ماه گذشته، غربيها كه شوك ناشي از حوادث و انقلابات اخير جهان اسلام، باعث گيجي و سردرگمي آنها شده بود تلاش نمودند با شبيه‌سازي انقلابات در ايران و سوريه، جهان اسلام را دستخوش تغيير و تحول نشان دهند نه چند كشور كه سران آنها همسو با سياستهاي غرب مي‌باشند .اكنون نيز حوادثي از جنس اختلاف سليقه‌هاي مديريتي(شبيه به مورد اخير) داراي بروندادي به مراتب گسترده‌تر از آنچه به نظر مي‌رسد بوده و دستگاههاي تبليغاتي غربي تلاش مي‌كنند، ماجراي رفتن و ماندن مصلحي را از اختلاف سليقه‌اي شخصي بين يك رئيس جمهور و وزيرش، انشقاق بين دولت و حاكميت در ايران جلوه داده و مسائلي از اين دست را  نشانه‌هاي ناكارآمدي الگوي ايراني اسلامي نشان دهند. جنگ امروز ما با غرب در مسئله اتفاقات جهان اسلام، جنگ الگوهاست، در يك طرف الگوي برخواسته از ليبرال دموكراسي مبتني بر اومانيسم غربي است كه با سرانگشتان صهيونيسم توسط پلهاي ارتباطي به نام فراماسونري هدايت مي‌شوند و در طرف ديگر الگوي اسلامي با نمونه‌اي ايراني است كه قابل گرته‌برداري در كشورهاي مسلمان است.شكي نيست كه جامعه آمريكا هم‌اكنون با بحران شديد مالي دست و پنجه نرم مي‌كند،اما سانسور گسترده خبري و كانال‌كشي افكار عمومي به مسائل انحرافي بعنوان راهكار اصلي سياستمداران  بلند پايه غرب راه نجاتي براي فرار از پاسخگوئي و پرداخت مردم كشورهاي غربي به مسائل داخلي كشورشان  است.در مسئله ابطال انتخابات دهم رياست جمهوري ايران كه خواسته عناصر فتنه‌گر بازنده انتخابات ابطال آراء مردم بود، رهبر انقلاب اسلامي با ايستادگي مثال زدني هرگونه اقدام غير قانوني را نپذيرفته و بحمدالله در طوفان سخت حوادث يكسال و اندي گذشته ، فرزندان انقلابي ايران توانستند با فصل‌الخطاب قرار دادن نظر ولي فقيه خود، از فتنه عميقي به سلامت گذر كنند. همين فرزندان انقلابي اكنون در معرض امتحاني ديگر قرار گرفته‌اند، اينبار فصل‌الخطاب در دايره اصولگرائي فصل‌الخطاب بايد قرار گيرد، چرا كه هر اقدام نسنجيده و خارج از عرف و شرع مي‌تواند آبي به آسياب دشمن باشد. دشمني كه در پس پرده اختلاف سازي، اختلاف افزائي و اختلاف‌تراشي براي نيروها و نهادهاي انقلابي، اهداف بزرگتري را دنبال كرده  و سيطره  خود بر كشورهاي اسلامي به بهانه ناتواني پيشكسوتشان در اداره جامعه را گسترش دهند

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

 سیاست ما                                      جوان