شوي انتخاباتي در آزادگان

شبكه پنج سيماي جمهوري اسلامي كه مخاطب اصلي آن تهراني‌ها هستند، اين روزها برنامه جشني را  كه ظاهراً مربوط به جشن‌هاي شعبانيه است  بطور زنده پخش كرده و جمعيت انبوهي هر شب در مقابل دوربينهاي تلويزيوني به رخ تهراني‌ها كشيده مي‌شوند كه ظاهراً  با برنامه‌ريزي و مديريت شهرداري تهران! تمام وسايل و امكانات رفاهي براي حضور آنها در اين برنامه زنده تلويزيوني فراهم شده است تا شبي پر خاطره و به ياد ماندني را سپري كنند؟!. شهرياري مجري بزله گوي صدا و سيما بطور معمول هر شب از زحمات شهردار تهران و همكاران او با عناوين متعدد و دهان‌پر كن، تعريف و تمجيد كرده و خلاصه با دعوت از شهرداران و مسئولين و هنرمندان مختلف به نحوي با عبارات و كلمات تلاش مي‌كند شهرداري، شهرداري‌چي‌ها و شهردار را به مردم معرفي كند. جهادگران عرصه دفاع مقدس ،  جهادگران عرصه سازندگي در سالهاي اخير و عناويني از اين دست جزء جملات تكراري اين شب‌هاست كه در پارك آزادگان و شبكه 5 سيما زياد شنيده مي‌شود. با وجود آنكه هنوز چند ماه تا انتخابات مجلس باقي مانده است، جذابيت سيطره بر كرسيهاي بهارستان هر كدام از رقباي اصلي را بعنوان محور رقابت به نحوي به ميدان كشيده است. خاتمي به اسم پاسخگوئي به اظهارت فرمانده كل سپاه و در حالي كه اگر همين جملات چند ماه قبل توسط فرمانده سپاه زده مي‌شد واكنشي را به دنبال نداشت، بلافاصله نامه نگاري كرده و سخنرانيهائي را ترتيب مي‌دهد بر عليه سپاه، هم طيفي‌ها و و ابستگان فكري او نيز هر روز با عباراتي جديدي كه  در رسانه‌هاي همسو و غير همسوي نظام منتشر مي‌شود، شروع به خط و نشان‌كشي مي‌كنند براي سپاه، نظام و انقلاب و انتخابات آينده  تا بلكه به نحوي خود و دوم خردادي‌هاي وامانده از رسانه‌ها را دوباره به تيتر اول اخبار داخلي و خارجي بكشانند و در ذهن مردم نامهائي چون خاتمي را يادآوري كنند.برخي مثل قالي‌باف بدون تعارف و با شماي ظاهري جشنهاي شعبانيه، هر شب تهراني‌ها را دور هم جمع كرده و شوي تبليغاتي غير رسمي راه انداخته است. ساير جريانهاي اصولگرائي نيز هر روز دو عدد را به هم مي‌چسبانند كه افكار عمومي را در بازي اعداد متوجه نامهاي مرتبط با اين اعداد كنند  تا بلكه اين نامها با كمك اعداد در ذهن مردم تا چند ماه ديگر تبديل به رأي براي آنها شود. خلاصه آشوبي به پا شده براي رأي‌آوردن!.  اينها فقط بخش ملموس ماجراست و اقدامات غيرملموس ، يواشكي و دزدكي بسيار بيشتر از اين است كه خوانده شد. آنها كه استعفا داده‌اند رسماً مسئوليت را تحويل داده و پيگير رأيند و آنها كه استعفا نداده‌اند راههاي ميانبري از جنس موارد مطروحه را  با استفاده از امكانات و اعتبارات دولتي و غير دولتي براي انتخاب شدن برگزيده‌اند، اين وسط مردم مانده‌اند و تورمي كه روز به روز و ساعت به ساعت در حال رشد است و كمري كه از قشر متوسط هميشه پا به ركاب انقلاب(بخوانيد دلسوز و رأي‌دهنده) خم مي‌شود. «ما در دوران خوبى واقع شدیم. باید خدا را شکر کنیم، براى اینکه در یک چنین دورانى واقع شدیم و خداى متعال یک چنین نعمت بزرگى، یک چنین فرصت بزرگى در اختیار ما قرار داده که بتوانیم براى جامعه‌مان، براى کشورمان، براى اسلام عزیز و براى تاریخ مفید باشیم».  اين جملات گهربار را رهبري عزيز در جمع دولتمردان دهم فرمودند كه اميدوارم لااقل آويزه گوش خودي‌هاي اصولگرا قرار گيرد. از دوم‌خردادي‌هاي ورشكسته كه انتظاري جز سالوسي و چتر بازي نمي‌رود هر چه باشد از قدرت بدورند و دنبال آن، لااقل دوستاني كه ادعاي فدائي بودن ولايت را دارند تا موعد رسمي تبليغات انتخاباتي دندان روي جگر بگذارند و وقت و انرژي خود را براي خدمت به خلق خرج كنند، مطمئن باشند با اين اقدام، مردم هم به آنها اعتماد كرده و نامشان را در صندوقهاي رأي خواهند ريخت.   

"وحدت در كثرت"  بهترين گزينه انتخاباتي اصولگرايان

تنور انتخابات مثل هميشه زودتر از موعد مقرر در كشورمان گرم شده است ؛ گروهها، افراد، جريانهاي سياسي هر كدام با تاكتيكهاي متفاوتي سعي مي‌كنند صاحب كرسيهاي بيشتري در مجلس آينده شوند. مهمترين جريان سياسي كشور طي سالهاي اخير با نام كلي اصولگرائي شناخته مي‌شود، هر چند برخي بر اين اعتقادند كه اساساً اصولگرائي زائيده سالهاي اخير نيست و از آغاز قيام حضرت امام(ره) هدف انقلاب، حاكم كردن اصول اساسي اسلام بر ايران بوده است. فارغ از اختلاف نظرهاي بنيادي در خصوص تعريف جريان اصولگرائي آنچه مبناي بحث ما در اين نوشتار است همان جرياني است كه از صدر تا ذيل آن تنوعي از سلايق مختلف را مي توان مشاهده كرد و در بين مردم و سياسيون به نام كلي اصولگرائي شناخته مي‌شوند. در آنسوي ميدان جريانهاي متعددي قرار دارند كه در يك نگاه كلي به درست يا غلط جامعه آنها را اصلاح‌طلبان مي‌شناسد.بي ترديد پيكربندي جناح اصلاحات و تاكتيكهاي ورود آنها به فضاي رقابت منفعلانه بوده و تابعي از نوع عملكرد اصولگرايان است. آنها به خاطر قدرت جريان اصولگرائي مجبورند روشهاي عكس‌العملي را امتحان كنند چراكه فضاي سياسي كشور را از مدتها پيش تمام و كمال به رقيب  واگذار كرده‌اند.لذا اتحاد يا عدم اتحاد در بين اصولي‌ها مي‌تواند آرايش مبارزاتي جناح مقابلشان را تغيير دهد. ريش‌سفيدان جريان اصولگرائي و افرادي همچون آيت‌الله كعبي، آيت‌الله تقوي ، حداد عادل و ... چندي است آستين بالا زده‌اند تا بلكه هم‌طيفي‌هاي خود را در زير يك سقف و با يك عنوان واحد به ميدان رقابت بفرستند؛ امري كه با جبهه‌بنديهاي داخلي اين جريان بعيد است به نتيجه نهائي مورد نظر ايشان  برسد. تركيبهاي عددي 5+6 و جمع بين اضدادهائي از اين دست نيز چندان معقول و عملياتي به نظر نمي‌رسند و بيشتر خوراك رسانه‌اي دارند تا خاصيت موج‌آفريني در بين مردم. بر فرض كه اصولگرايان  بتوانند متحد شده و جبهه  واحدي را  ايجاد نمايند، اصلاح‌طلبان با آرايش نقطه‌اي و با گرايش به تقويت ستادها و نمايندگان استاني خود وارد عرصه رقابت خواهند شد؛ آنها احتمال پيروزي در ميداني با رقيب يكپارچه را كمتر مي‌دهند و لذا با  شكل و شمايلهاي متنوعي به ميدان خواهند آمد. در اين شرايط قهر‌هاي سياسي و تحريم انتخابات كه حربه دروغين هميشگي و تخصص دوم خردادي‌ها و جريانهاي اصلاح‌طلبي است ورد زبان اين جريان خواهد شد. ضمن آنكه در همين ابتداي كار تاج‌زاده براي مزمزه كردن نظر همفكريهاي خود طي هفته اخير اولين پيشنهاد دهنده تحريم بود. با تاكتيك تحريم اصلاح طلبان همه رأي‌هاي باطله را نيز بعد از انتخابات در سبد خود مي‌بينند و لذا داستان "ما بي‌شماريم" كماكان شعار اين رفقاي فتنه 88 خواهد بود. در سناريوي دوم كه محتمل‌تر مي‌باشد، به احتمال فراوان جريان اصولگرائي به خاطر برخي اختلافات عميق در بين افراد سرشناس خود به اتحاد نخواهد رسيد. اختلافات در رئوس جريان اصولگرائي در بين بدنه مردم نيز سرايت كرده است لذا اتحاد در زير يك سقف واحد باعث نارضايتي طرفداران برخي شق‌هاي اين جريان شده و چه بسا قهر مردمي از  اتحاد اجباري را نيز شاهد باشيم. با توجه به موارد فوق به نظر مي‌رسد بهترين تاكتيك براي اصولگرايان ايجاد جبهه‌هاي متعدد از طيف‌هاي مختلف اصولگرائي در ذيل نام و آرماني واحدي باشد. ليست‌هاي متعدد اصولگرائي با چهره‌هاي مطرح كه در تمامي و يا بسياري از ليست‌ها حضور داشته باشند بهترين تاكتيك براي موفقيت اين جريان خواهد بود به شرط آنكه برخي جريانهاي انحرافي و اختلاف سليقه‌هائي كه بوي فتنه مي‌دهند از دايره كلي اين جريان بدون تعارفات سياسي كنار گذاشته شوند.

قلم‌  در غلاف

يادش به خير روزهاي پر از التهاب جنگ نرم سال 88؛ پس از انتخابت رياست جمهوري دهم

رهبر معظم انقلاب اسلامي در نماز جمعه تاريخي 29/03/88 خطاب به حضرت صاحب فرمودند، كه جسم ناقصي دارند، اندك آبروئي دارند كه آن را هم خود امام زمان به ايشان داده است، همه اينها را كف دست گرفته و براي دفاع از اسلام و انقلاب به ميدان آورده‌اند. جملات تأثر برانگيز و برانگيزنداننده رهبري عزيز امثال بنده را مصر كرد تا بلافاصله با نام و نشان وارد ميدان مبارزه جنگ نرم شويم، وقتي مولا و مقتداي ما با جسم مجروح و آبروي  خود  براي دفاع از كيان انقلاب و اسلام به ميدان آمده بود، ديگر امثال ما سربازان ايشان عددي نبوديم كه به فكر  آبرويمان باشيم. قلم‌ها را برداشته و امثال قلمكده‌ها راه انداختيم، هر روز با سوژه‌اي و مطلبي در دفاع از باورهاي انقلابي خود قلم مي‌زديم و مناظره مي‌كرديم با كساني كه كمر بسته بودند براي تباه نمودن همه دست آوردهاي انقلاب. ما كمر راست كرديم براي عمود نگه داشتن اين خيمه مقدس.روزهاي فتنه‌گون 88 و 89 گذشت و اضمحلال غوغاسالاران انتخاباتي تا آنجا پيش رفت كه به اذعان شبكه cnn  اكنون ديگر از جريان سبز  جز  در اينترنت و فضاي مجازي آثاري باقي نمانده است. با تسلط بر اوضاع دگرگون آن روزها مثل هميشه وقتي خطر را پشت سر گذاشتيم منيت‌ها شروع شد؛ تا آنجا كه در بدترين خاطرات زندگيمان شاهد قهر چند روزه رئيس دولت دهم بوديم، همان صداي سبز پوش‌هاي آشوب‌گر اينبار از حلقوم اطرافيان احمدي‌نژاد به گوش مي‌رسد و ما كه به هر كس دل مي‌بنيدم و گمان مي‌كنيم پشتيبان ولايت است بايد عادت كنيم به عهدشكني‌ها ، اينبار با فتنه‌اي سرو كار داريم كه به گفته آقاي مصباح يزدي از فتنه 88 سخت‌تر و خطرناك‌تر است.

هر بار دست به قلم برديم و خواستيم نهيبي بزنيم بر دوستان سابقمان بلافاصله ميكروبهاي سبز پيغام و پسغام دادند كه ديديد ما درست تشخيص داده بوديم و حرفهايمان راجع به احمدي‌نژاد وتيمش درست بود ديديد به حرف ما رسيديد و ...

اعتقاد ما كه خود را فدايي ولايت مي‌دانيم اين است كه اگر نياز باشد جسمهاي ناقص و آبروها به ميدان بيايند رهبر عزيزمان كه بارها تأكيد كرده‌اند حرفهاي ايشان در خفا و جلي يكي است و ايشان حرفهاي پشت پرده ندارند دوباره با اشاره‌اي تكليف ما سربازهاي بي سر  و سر بردار را به روشني مشخص خواهند نمود. آنوقت تكليف همان است كه از تير ۸۸ بود و تعلل كنندگان آن ميدان شايسته عقاب‌اند. اميدوارم آنروز ما از كساني نباشيم كه ولي زمان خود را تنها مي‌گذاريم. ان‌شاء الله

تا اطلاع ثانوي دست و دلمان به قلم نمي‌رود چرا كه هر چه مي‌نويسيم، مي‌ترسيم خواست ولايت نباشد و آب به آسياب دشمن ريختن باشيم. سكوتمان نشانه رضا بر عملكرد تيم احمدي‌نژاد نيست و تأييد جريان منحرف و نفوذي اطراف او. از نفوذي سرويسهاي جاسوسي آمريكا واسرائيل تا فراماسون ، نفوذي هاشمي و موسوي و ... در مورد مشائي و تيمش شنيده‌ايم و نمي‌دانيم كه واقعاً كدام به واقعيت نزديك‌تر است. اما هر چه هست مي‌دانيم تكليف امروز ما سكوت است. اميدوارم اشتباه برداشت نكرده باشيم كه نظر ولي فقيهمان چيست.

تااطلاع ثانوي قلم اين قلمكده در خصوص مسائل داخلي مبتلا به احمدي‌نژاد و تيمش در غلاف است تا بار ديگر  كه از زبان حيدر زمان در ميانه ميدان جنگي ديگر هل من ناصر دگري شنيده شود...

 آنروز  وقتي انقلاب امام را در خطر ببينيم موسوي و كروبي و احمدي فرقي برايمان ندارند و همه را با يك چوب مي‌رانيم.