مبارزه بسته آهنگ جديد فتنه‌گران

در ادبيات سياسي جهان تعاريف و تقسيمات متعددي از مبارزه به كار برده شده كه  يكي از اين تقسيم‌بندي‌ها «مبارزه باز و مبارزه بسته» مي‌باشد. سوق دادن ادبيات مبارزه به سمت مبارزات بسته يا زيرزميني به دو حالت صورت مي‌گيرد؛ يا گروههاي معارض آنقدر در فضاي داخلي كشور تحت فشار قرار دارند كه چاره‌اي جز سوق دادن مبارزه به سمت عملياتهاي پنهاني، پوشيده و زيرزمني ندارند و يا از اين حربه بعنوان يك استراتژي براي مظلوم نمائي استفاده مي‌كنند.متعارضين در مبارزه پنهاني يا پوشيده سعي مي‌كنند، ضمن آنكه خود و همراهانشان را در فضاي مبارزه فعال نگه دارند در عين حال آنها را  مهجور نشان دهند، لذا  فضاي مانور را به حوزه‌هاي مختلف از ترور و انفجارات كور تا محيط‌هاي ادبي  و فرهنگي گسترش مي‌دهند. مبارزه كلاسيك‌ها و نوخواهان در اتحاد جماهير شوري وارد حوزه‌هاي شعر ، موسيقي، رقص، آواز و... شد. اين مبارزات در واقع پيكاري ميان هواداران استالين و طرفداران «آزادي‌بخشي» بود.بدين ترتيب در مبارزه بسته سازمانهاي غيرسياسي مي‌توانند به سازمانهاي سياسي تبديل شوند.انجمن‌هاي دانشجوئي،نهضت‌هاي جوانان و حتي باشگاههاي ورزشي(مانند سوكل‌هاي چك پيش از 1914) اين نقش را در بسياري كشورها در مبارزه بسته با حكومت يا دولت مركزي ايفا كرده‌اند.چندي پيش پس از برپائي مراسمهاي غير رسمي و مردمي در خصوص سالگرد 9 دي‌ماه 88،  اصحاب فتنه داخلي كه پس از انتخابات سال گذشته با تحركات خياباني و اعمال ساختارشكنانه مبارزه بازي را علناً‌عليه نظام اسلامي در خيابانهاي تهران و برخي شهرستانها آغاز كرده بودند، متوجه شدند در مبارزه با حكومت اسلامي علاوه بر حكومت با مردم فهيم‌ ايران و دوست‌دار انقلاب نيز مواجه‌اند كه  اجازه عرض‌اندام به مخالفين را نخواهند داد. از اين رو در موضع‌گيري عجولانه‌اي از همسر "سر فتنه" شاهد افشاي بخشي از پروژه  آتي مخالفين نظام  بوديم. پيرو افشاگريهاي برخي علماء و اهل منبر در سالگرد 9 دي‌ماه؛ بمنظور فرار از فضاي سنگين حاكم بر اين جريان رهنورد سراسيمه وارد ميدان شده و در نطقي تلاش كرد ضمن اميد دادن به اندك هوادارن فتنه سبز خود را آماده قرباني شدن در اين مسير نشان دهد! .اما نكته كليدي در سخنان رهنورد اشاره او به بناي اصحاب جمل به سوق دادن اقداماتشان به سمت فعاليتهاي زيرزميني و مخفيانه است. با تعريفي كه از اين مبارزه شد، به نظر مي‌رسد بعد ا ز اين بايد شاهد رشد فعاليتها و فضاسازيهاي اين گروه به سمت سازمانها و فعاليتهاي غيرسياسي باشيم، كاري كه البته در طول يك سال گذشته نيز در دستور كار فتنه‌گران بوده‌است  اما انتخاب اين شيوه بعنوان يك استراتژي، همراه با سكوت مشكوك ميرحسين نشان مي‌دهد، سازماندهي وسيع و تمركز مبارزاتي  در بخشهاي مرتبط با "مبارزه بسته" در دستور كار آشوبگران قرار گرفته است و با توجه آغاز طرح هدفمندي يارانه‌ها حتي مراكز توليدي و اقتصادي كشور نيز مي‌توانند "نقاط هدف" مناسبي براي اين استراتژي باشند. لذا در پاسخ به اتخاذ اين شيوه و بمنظور ناكام‌گذاشتن دشمنان انقلاب ،آمادگي مراكز اطلاعاتي ، امنيتي و مردمي براي اقدامات خرابكارانه احتمالي بايد در دستور كار مردم و مسئولين قرار گيرد.

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

روزنامه جوان

جاده صاف‌كن‌هاي فتنه

پس از موضعگيري‌ شخصيتهاي مختلف بخصوص امام جمعه موقت و دادستان تهران در روز 10 دي ماه سال جاري، همچنين مواضع صريح و بي‌پرده حجه‌الاسلام مهدي طائب در خصوص فتنه‌گران. قابل پيش بيني بود كه سران فتنه كه پيش از اين هر اتفاقي  را فرصتي براي عرض اندام و خود نمائي  مي‌دانست، به سرعت وارد ميدان شده و مواضع تندي بگيرند. موضع‌گيريها با  پخش  مصاحبه زهرا رهنورد(زهره كاظمي) آغاز و  سپس كروبي براي عقب نماندن از قافله و البته با هماهنگي قبلي وارد ميدان شد. رهنورد در مصاحبه خود با رسانه‌اي به نام "رسا" -كه معلوم نيست با كدام درآمد راه‌اندازي و اداره مي‌شود- به چند نكته اشاره كرده است كه مهمترين و قابل تأمل‌ترين آنها ادعاي او مبني بر زنده بودن زيرزميني فتنه است. وي مي‌گويد خود را آماده زندان و چوبه دار مي‌بيند، تلاش دارد دين فروشيها  جريان مرده سبز را  با گره زدن به  انقلاب بزرگ حضرت امام(ره) يكسان جلوه دهد؟!. در ادعائي عجيب انقلابي كه حضرت امام خميني(ره) از سال 42 سنگ بناي آن را بنا نموده و بسياري از علماي بزرگ پيش از ايشان، زمينه‌چيني‌هاي لازم براي ظهور و بروز آن را انجام داده بودند را انقلابي مي‌داند كه «پيروزي زود رس» داشته و زير ساختهاي آن آماده نبوده است.كروبي نيز مثل هميشه تلاش مي‌كند محور حرفهايش را امام(ره) قرار داده و دوباره همه اتهامات واهي را كه بارها از او شنيده‌ايم به نظام اسلامي ايران نسبت دهد. او نيز خود را آماده مردن دانسته و مي‌گويي «بيدي نيست كه با اين بادها بلرزد!». اما «سر فتنه» هنوز تا نگارش اين مطلب سكوت اختيار كرده است. در يك نگاه كلي مي‌توان نسبت به مواضع اتخاذ شده موارد ذيل را بيان كرد.

1-    رهنورد و كروبي با سخن راندن از امام(ره)  تلاش مي‌كنند اقدامات و مواضع خود را به نحوي تطهير نمانيد.

2-    رهنورد و كروبي به نمايندگي از جريان فتنه، با بي‌مهري گذشته انقلاب را زير سؤال برده و معلوم نيست اگر بدر اين گذشته اشكالاتي  بوده است؛ چرا با افتخار دائماً تلاش مي‌كنند خود را به اين گذشته پيوند بزنند و يا اينگونه وانمود كنند كه نقشهاي مهمي در گذشته انقلاب داشته‌اند.

3-    رهنورد با كليد واژه‌‌اي  بسيار مهم، فعاليتهاي زيرزميني و غير خياباني جريان فتنه‌گر را لو داده است. طبق گفته او ، جريان فتنه از وقتي فهميده است  كه قادر نيست مطامع خود را در كف خيابان به دست آورد،  اقدامات خود را به سمت فعاليتهاي خرابكارانه و زيرزميني سوق داده است.سؤال اينجاست كه تئوري فعاليت‌هاي  زير زميني با عملياتهايي چون ترور اساتيد هسته‌اي هم نسبتي داشته است يا خير؟!

4-    مقايسه عملكرد و مواضع سران فتنه با مواضع امام(ره) نسبت به رژيمهاي استكباري بخصوص آمريكا نشان از تفاوت ماهوي عميق ادعاهاي كذب فتنه‌گران و عملكرد آنها دارد.كروبي در بيانيه اخير خود به نوعي از اينكه در آن سوي مرزها از او حمايت مي‌شود به خود و همراهانش باليده است!

5-    در آخر بايد گفت ،گردانندگان اصلي فتنه با به ميدان فرستادن رهنورد بعنوان اولين پاسخگو خواستند تا بازخورد مختصري از عكس‌العمل فضاي جامعه و مسئولين قضائي كشور به دست آورند، آنها  مي‌دانستند احتمالاً نظام مواضع تندي نسبت به رهنورد با توجه جنسيت او اتخاذ نخواهد كرد و او مي‌تواند فضاي سنگين حاكم بر جريان فتنه را پس از 9 دي سال جاري بشكند.ديگر آنكه موضع‌گيريهاي نفر پنجم انتخابات 88-پس از آراي باطله- نيز چندان ارزشي براي برخورد ندارد لذا اين دونفر  فعلاً نقش جاده صاف كن را بازي كردند تا براي موضع‌گيري فتنه‌گر اصلي داخل كشور  فضاسازي لازم را انجام دهند.

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

جوان آنلاین                               روزنامه جوان

راسخون                                 خرد

پارست                                    ثامن

 

روح قانون اساسي

سيد محمد خاتمي ، رئيس جمهور اسبق كشورمان در ديداري سه ساعته با اعضاي فراكسيون اقليت مجلس، تلاش نموده ، ضمن اشاره به نقش نظارتي مجلس و با پيش درآمدي از موضوعات انتخاباتي، عملكرد برخي دستگاهها از جمله شوراي نگهبان را زير سؤال ببرد. از آنجائي كه  خاتمي تنها مهره قابل اتكاي جريانهاي اپوزيسيوني نظام مي‌باشد كه اميد دارند بتواند كانديداي رياست جمهوري دوره‌هاي آتي باشد و آب رفته را به جوي اين جريانها برگرداند، مسئوليت‌هاي او را در قبال همفكرانش سنگين نموده است. خاتمي پس از فتنه 88 در عملكردي دو جانبه و گاه چند جانبه تلاش نمود، هم در جرگه جريان به اصطلاح سبز قرار گيرد و هم نگيرد، فضاي عمومي كشور، برخورد و نگاه مردمي به شعارها و عملكردهاي جريان فتنه، اقدامات خاتمي را با فراز و فرودهاي بسياري روبرو كرد، بطوري از حمايت مطلق تا  رد و تكذيب جريان ظاهراً سبز را مي‌توان در مواضع وي مشاهده كرد. در خصوص مواضع اخير وي در ديدار با فراكسيون اقليت مجلس خاتمي سعي مي‌كند در يك  "مهندسي انتخاباتي" به شوراي نگهبان و نهادهاي نظارتي حمله پيش‌دستانه‌اي را آغاز كند تا  فضاسازي لازم براي هجوم همه جانبه  هم طيفي‌هاي اقماري‌اش در اطراف مسئله را  فراهم كرده باشد. در اين نشست خاتمي تلاش مي‌كند محورگفته‌هايش را حول مسائل انتخاباتي ساماندهي نمايد تا شايد فضاسازي طولاني‌ مدت و تخريبي او همفكرانش از موضوعات انتخاباتي(بعنوان شاهرگي براي حيات دوباره اصلاح‌طلبان در امور اجرائي كشور) راهگشايي براي باز شدن بن بست فتنه سبز شود. خاتمي در اين نشست سه را مشق نموده است كه به احتمال فروان در ماههاي  آتي شاهد تمركز بقيه جريانات اپوزيسيوني در حول اين محورها و با گفتمانهاي مختلف خواهيم بود. پيشنهادات عبارتند از:1- تأكيد بر آزادي زندانيان 2-ايجاد سازوكار برپائي انتخاباتي سالم و آزاد در ايران   3-پايبندي همگان به قانون اساسي، بخصوص روح آن؟!در مورد دو پيشنهاد مبهم و كلي  اول موضوعات بسياري را مي‌توان مبناي بحث قرار داد كه در اين نوشتار مجال پرداختن به آنها نمي‌باشد اما در مورد پيشنهاد آخر و تأكيد ايشان بر مقوله‌اي به نام "روح قانون اساسي" چند نكته قابل ذكر است:1- اينكه همگان بايد بر قانون اساسي پايبند باشند ، آرزوي همه دوست‌داران نظام است، اما منظور از "روح قانون" چيست؟!. بي گمان نگاه جامع به همه بخشهاي قانون خواست اصلي مردم و مسئولين دلسوز نظام است. چرا كه تنها تكيه بر بخشهائي از آن موجب تفسير موضوعي و سوء استفاده از همين قانون خواهد شد. مقام معظم رهبري سال گذشته در جمع اعضاي مجلس شوراي اسلامي كه آقاي خاتمي تلاش نموده -همفكرانش را از بين آنها جدا كند- بر اطاعت همگاني و جامع از قانون تأكيد و فرمودند«اگر انقیاد به قانون نباشد، "روح دیکتاتوری" بروز خواهد کرد». اگر منظور از روح قانون در نگاه آقاي خاتمي تنها مسائل مورد اشاره ايشان است كه اين مي‌شود بخشي نگري در قانون، اما اگر منظور پايبندي به چارچوبهاي كلي براي استقرار نظام اسلامي است كه بايد گفت "قانون همه قانون است" و تقسيم پذير يا تفسير پذير هم  نيست. بايد به اصلهاي از قانون اساسي كه شوراي نگهبان را به رسميت شمرده و حدود اختياراتش را مشخص نموده نيز توجه داشت؛ همان اصولي كه عدم اطاعت از آنها هم به معني عدم پايندي به "روح قانون" خواهد بود. دوستان و همفكران آقاي خاتمي در ايام انتخابات و فتنه پس از آن تاكنون بارها و بارها با اظهارات، راه‌اندازي تجمعات غيرقانوني،ساختارشكني‌ها و ... از بسياري  قوانين عدول كرده‌اند و ايشان لب فروبسته و نظاره كرده‌ و حتي در موارد بسياري از قانون شكنان حمايت نموده‌‌اند؛ حتي در مواردي يكي از طراحان و زمينه‌سازان اين قانون شكني‌ها و عدول از روح قانون نيز بوده‌اند. لذا همين تأكيد براي خود ايشان نيز ضروري است كه پايبندي به روح قانون لازم و بلكه واجب است.

آفند  در جنگ نرم

در خطبه 27 نهج‌البلاغه از اميرالمؤمنين، خطاب به سپاهيانش آمده است، "... به تأكيد گفتم كه در پيكار با آنان ابتكار عمل را در دست خود بگيريد و پيش از آنها، شما يورش بريد. به خدا سوگند هر ملتي كه در قلب سرزمينش مورد تهاجم قرار گرفت، بي هيچ استثنايي خوار و زبون شد!"

در طول يك سال و اندي گذشته از انتخابات سال 88، دشمنان انقلاب اسلامي با تكيه بر همراهي و توازي قواي داخليشان تاخت و تاز گسترده‌اي را بر عليه انقلاب اسلامي و آرمانهاي بنيانگذارش روا داشته‌اند. شرايط و مقتضيات فتنه عميق گذشته و تلاش مردم و مسئولين براي مهار فتنه كه متأسفانه گردنكشان اصليش نام و نشاني در تاريخ انقلاب داشتند، مانع بزرگي براي تسلط بر رفتار و عملكرد دشمنان خارجي در قالب جنگ نرم فرسايشي آنها بر عليه ايران شده بود. وقتي كار به توهين به ارزشهاي اسلامي رسيد و مردم آگاه ايران زمين به نيكي دريافتند كه دعواي حاضر براي افسار شتر خلافت نيست، مردانه پا در عرصه 9 دي گذاشتند تا مبادا يزيدياني ديگر در عصري دگر كربلائي ديگر پديد آورند. همان روز 9 دي كه به راستي مي‌توان آنرا " انقلابي درانقلاب" نام نهاد كافي بود تا مردان از نامردان شناسائي شده و فتنه‌گران ميدان‌هاي دعواخيز بعدي را خالي از همرزم ببينند؛ تا آنجا كه به جاي "كركري خواني" براي تجمع آفريني در خيابانها و حتي در دانشگاهها، به حرفهاي چند پهلوي بي سر و ته روي آورده و ميدان مبارزه را به سفارتخانه‌ها و تماشاخانه‌هاي خارج كشور منتقل كنند.تجربه كنندگان جنگ هشت ساله سخت، به تأكيد رهبر معظم انقلاب همچون گذشته در اين جنگ هشت‌ماهه نرم نيز سرافراز شدند.با اين وجود  به نظر نمي‌رسد كساني كه ميدان تهاجمي گذشته را مفتضحانه واگذار كرده‌اند واقعاً پا پس كشيده باشند و هر زمان بايد آمادگي حملات بعدي را داشت. نشستن در  انتظار وقوع فتنه‌ها  و دلخوش كردن به عملياتهاي پدافندياشتباه بزرگي است كه به راحتي ميدان مبارزه را با دست خود به دشمنان تقديم خواهيم كرد؛ لذا به نظر مي‌رسد اينبار بايد عمليات پيش‌دستانه(آفندي) را آغاز نمود، آنهم در قلب سنگرهاي مجازي دشمن، لذا با آسودگي از خفتن فتنه داخلي و ضمن كنترل معابر وصولي اصحاب جمل با تداركاتچي‌هاي خارجي اكنون بهتر است ميدان جنگ نرم را به درون زمين دشمن برد. صدام پس از هجوم ابتدائي به ايران به خيال تصرف 3 روزه اين كشور در گردابي گرفتار شد كه نزديك بود كليد بصره را هم تحويل دهد. اگر در دومين جنگ تحميلي نيز افسران و فرماندهان جنگ نرم دست به شمشير قلم و روشنگري بردارند دور نيست هنگامي كه گردانندگان توئيتريسم رسانه‌اي به غلط كردن افتاده و  از تمامي حملات قبليشان بر عليه نظام اسلامي دست برداشته و ميدان مجازي  را نيز همچون بقيه ميادين از دست رفته قبلي تصرف شده ببينند.

هدفمندي در عزل‌ها

منوچهر متكي ، مرد اول دستگاه ديپلماسي كشور، طي روزهاي اخير از سمت خود عزل شد تا دكتر صالحي فعلاً سرپرست وزارت مربوطه باشد. مهرداد بذرپاش و معاون مطبوعاتي وزارت فرهنگ گزينه‌هاي بعدي تغيير در دولت دهم بودند تا همزمان با آغاز هدفمندي يارانه‌ها، شاهد عزل و نصب‌هائي باشيم كه در ظاهر امر و بر اساس آنچه در رسانه‌هاي مختلف مد نظر قرار گرفته است مرد مرموز دولت دهم باعث و باني آن است. در چارچوب معادلات سياسي درون تشكيلاتي دولت، ظاهراً طراحي خاصي صورت گرفته است تا هر عزل و نصبي خواسته يا ناخواسته افكار عمومي را متوجه شخص خاصي كند. نگاه نخبگان و حتي عوام در بزنگاههاي تحولي دولت‌ دهم متوجه يك نقطه است. متأسفانه به دلايل نامعلوم معزولين ترجيح مي‌دهند در چند و چون عزل خود چيزي نگفته و ميدان‌داري شايعات را به نظاره بنشينند. تا پيش از اين تصور بر اين بود اشتباهات دولت دهم ممكن است به پاي جريان اصولگرائي نوشته شود و لذا حرصمان از اشتباهات و سوتي‌هاي دولتي‌ها در مي‌آمد، تا نكند بعد از احمدي‌نژاد جريان اصول‌گراي كشور از اشتباهات خواسته و ناخواسته اين دولت آسيب ببيند؛ اكنون منتظريم و عجله داريم قبل از آنكه دليل هر تصميمي را تشخيص دهيم همه تقصيرها را به گردن يك نفر بياندازيم، اينكه اين يك نفر واقعاً مقصر است ، خود را مقصر نشان مي‌دهد، او را مقصر نشان مي‌دهند، چه شخص و اشخاصي از مقصر دانستن او سود مي‌برند، كجاي كار دولتي‌ها لنگ مي‌زند كه دولتي با اين عرض و طول شده بازيچه تصميمات يك نفر نشان داده مي‌شود و ... از آن نكته‌هاي دردآوري است كه گيجي سياسي به همراه مي‌آورد به راستي اگر سازمان حج و زيارت  با سازمان گردشگري  يكي شده بود چه سودي به حال مبدعين اين تفكر داشت؟ اگر طرح دوستي با مردم اسرائيل به گفتمان دولت تبديل شده بود بعداز آن چه طرحهاي جديدي رقم مي‌خورد؟  و اگر مكتب ايراني را رسماً مقدم بر مكتب اسلامي دانسته بوديم الان تا كدام خاكريز بايد عقب مي‌نشستيم؟ و ... همگي از سؤالاتي است كه فقط مرد نام‌آشناي دولتيها مي‌تواند جوابش را بدهد. قول داده بوديم بعد از تذكر رهبر معظم انقلاب براي مهم نكردن برخي مسائل دست دوم و چندم اهميتي به امثال "آقاي خاص" ندهيم. اما انگار گردانندگان بازي چهره سازي از يك نفر زرنگتر از ما هستند و نمي‌گذارند اين نام بر سر زبانها نيفتاد. تغييرات اخير با هماهنگي ، با دستور يا ... پدر عروس احمدي‌نژاد بوده است يا نبوده نمي‌دانيم، اما به خودي خود نشان داد آنها كه سنگ مكتب و فرهنگ ايراني را به سينه مي‌زنند، ظاهراً اعتقادي به آموزه‌هاي ديني براي حفظ حرمت انسانها ندارند. در همين مكتب ايرانيشان ضرب‌المثل معروفي است كه مي‌گويد. "چاه كن ته چاه است" . به نظر مي‌رسد عزل و نصب‌هاي اخير هدف مديريتي خاصي را دنبال نميكند. بر فرض كه متكي دوران طلائي خدمتش در وزارت خارجه به سرآمده باشد، بذرپاش كه تازه مسئول سازمان ملي جوانان شده بود. لذا نتيجه مي‌گيريم با  وجود بي هدفي درتغييرات اخير ، حواشي ماجرا براي چهره شدن مجدد يك نفر با هدفمندي كامل انجام شد و به گردانندگان اين چهره‌سازي يكبار ديگر به هدف خود رسيده‌اند.