!اندر حكايت شيخ

شيخ اصلاحات در تازه‌ترين موضع‌گيري خود كه همراه با جنجال‌آفريني رسانه‌اي بوده و اين روزها تقريباً به هر سايت و وبلاگي كه سر مي‌زنيد، تركشهاي ادعاي كروبي را مي‌بينيد؛ سخن از آزار جنسي بازداشتي‌هاي حوادث اخير در بازداشتگاهها به ميان آورده است.

در گيرو دار اين خبر پراكني‌هاي سياسي و بعضاً مغرضانه و غير سياسي نكات بسياري در خصوص تأئيد و يا رد مسئله، مشاهده مي‌شود. اما نكته اينجاست كه به راستي چرا فضاي سياسي جامعه به آنجا كشيده شده است كه،  آنچه امثال كروبي بيان مي‌كنند بايد نقش آفرين و مسئله ساز  فضاي سياسي كشور باشد.

يادم مي‌آيد فرداي روزي كه مناظره كروبي با احمدي‌نژاد پايان يافت در محيط كار و در بين دوستان و خويشان وقتي صحبت از مناظره مي‌شد، حتي برخي كه طرفدار هم‌طيف‌هاي كروبي بودند ، از اينكه آن شب چقدر به حرفهاي كروبي خنديده‌اند بيشتر سخن مي‌گفتند؛ تا اينكه بگويند كدام سخن شيخ، حرف حساب و كارشناسي شده بود.

 خوب به ياد دارم فرداي مناظره كه صدا و سيما بخشي از  پشت صحنه‌هاي مناظره را  پخش كرد؛ حتي همراهان كروبي نيز به برخي افاضات وي - آنجا كه كروبي گفته بود چون شما نگفتي من هم نمي‌گويم آن 200 ميليون جزايري را چكار كردم(قريب به مضمون)-  مي‌خنديدند.

ادامه نوشته

!امنيت سوزي در صدا و سيما

يكي از ويژگيهاي يك كشور داراي ثبات و پيشرفته بي‌گمان ميزان امنيت  آن كشور مي‌باشد.

بطور كلي ضريب امنيت ملي و اجتماعي از شاخصه‌هاي پيشرفت و ازدياد سرمايه‌گذاري در هر كشوري است.

بعنوان شاهد مثال مي‌توان از كشوري مثل سوئيس نام برد ، كشوري كه با وجود فقر منابع طبيعي و نيروي انساني، بواسطه امنيت موجود در آن و گسترش فوق‌العاده نظام بانكداري هم اكنون به مأمن و مأوايي براي سرمايه‌گذاري تبديل شده و بسياري از سران كشورهاي كمتر توسعه يافته و حتي توسعه يافته ترجيح مي‌دهند در بانكهاي اين كشور سرمايه‌گذاري نمايند.

بي گمان مشاركت 85 درصدي مردم در انتخابات اخير مي‌توانست در مقابل كشورهاي مدعي دموكراسي بعنوان يك برگ برنده در مواجهات بين‌المللي كفه ايران را در معادلات سياسي سنگين نمايد. اما  پيرو اتفاقات ناخوشايندي كه در سطح جامعه پس از انتخابات تير ماه رخ داد؛ و به دنبال هزينه‌هاي هنگفت اقتصادي و امنيتي كه سران فتنه‌جوي قدرت‌طلب با احتمال رأي آوري خود و به دنباله‌روي از جريان ضد نظام و انقلاب ،همه راههاي پيشرفت و استفاده از رأي ۸۵ درصدي مردم  ايران براي اعتلاي نام كشورمان را تحت‌الشعاع قرار دادند.بي گمان بعد از اين مسئولين دولتي ما هر كدام در هر كنفرانس و همايش بين‌المللي كه شركت نمايند، براي جلوگيري از برد كلام ايران در سطح منطقه و جهان اولين سؤالي كه خبرنگاران رسانه‌هاي خارجي خواهند پرسيد مسئله تقلب در انتخابات! است ؛موضوعي كه حرفهاي اصلي مسئولين ديپلماسي كشورمان  را در محاق قرار خواهد داد.

متأسفانه در روزهاي اخير  شاهد نوعي انفعال خود ساخته توسط صدا و سيما هستيم ، بطوري كه مدام اين موضوع را با گلچين كردن مصاحبه‌هاي مردم دامن مي‌زنند، چند روزي است  كه تقريباً يكي از برنامه‌هاي ثابت تلويزيون، مصاحبه با مردم و تلاش در جهت ترويج اين تفكر است كه ميزان اعتبار كشورمان پس از جريانات اخير كاهش يافته است، امنيت سياسي و اقتدار بين‌المللي ايران در سطح منطقه و جهان كم شده ، ميزان سرمايه‌گذاري كاهش يافته است و...

ادامه نوشته

!بدترین دختران سران کشورهای جهان

یک مجله معتبر بین المللی به معرفی بدترین دختران سران کشورهای جهان پرداخته است.
نشریه بین المللی فارن پالسی در گزارشی، تعدادی از دختران سران جهان را که بدلایل مختلفی همچون فساد مالی و غیره دچار سوء شهرت شده اند را نام برده است.
گلنارا کریموا
در این فهرست گلنارا کریموا دختر اسلام کریموف رئیس‌جمهور ازبکستان در اول این لیست قرار دارد.
گلنارا در اروپا به عنوان یک شخصیت فعال در امور اجتماعی و بشر دوستانه معروف است و در محافلی که افرادی همچون شارون استون، التون جان، و رئیس‌جمهور پیشین آمریکا بیل‌کلینتون حضور داشته، دیده شده است. اما در وطن، وی را بعنوان شخص حامی پدر دیکتاتورش معرفی می‌نمایند و از نفوذش برای ذخیره سهام و اوراق قرضه جهت مصارف شخصی استفاده کرد.
نتیجه ازدواج وی در سال 2001 طلاق از همسر تاجر آمریکایی - افغانی‌اش، بود. وی سرمایه زیادی در ازبکستان داشت و برخلاف رای دادگاه خانواده کودکان خود را از آمریکا خارج کرد. همسر وی صاحب کارخانه کوکا کولا در ازبکستان بود که بلافاصله تعطیل شد و سه تن از اعضای خانواده‌اش زندانی‌شدند، هم چنین 24 نفرشان نیز به افغانستا ن مسترد شدند.
گلنارا به صنعت چای ازبکستان علاقه دارد و در سال 2006 اشخاصی با کلاه خود و سلاح های اتوماتیک را به نزد شرکت رقیب اش فرستاد تا اموال و انبار آن را نابود کند!وی در عرصه موسیقی نیز فعال است.
ادامه نوشته

چرا افغانستان؟؟

آمريكا و متحدانش در روزهاي اخير عراق را با سرمايه‌هاي ميلياردي نفتي رها كرده و اكنون به افغانستان رفته‌اند، آن هم با تمام توان و انرژي خود، در اين ميان ناتو نيز بعنوان سازماني كه در بسياري جهات هم پياله آمريكا است توان نظامي خود را در ميدان افغانستان به ميدان آورده است.

آيا آمريكا با روي كار آمدن اوباما نمي‌خواست چهره جنگ‌طلبي را كه بوش از اين كشور ساخته بود ترميم كند، پس چرا امروز افغانستان جولانگاهي براي رسوائي او شده است .

در تازه‌ترين موضع‌گيري، مقامات ارشد انگليس نيز در حالي كه از عراق نفتي خداحافظي كرده و همه سربازان خود را از آن خارج نموده‌اند، اعلام داشتند كه" تا 40 سال آينده در افغانستان باقي مي‌مانند"!!

نگاه استراتژيك به منطقه خاورميانه اين موضوع را به ذهن متبادر مي‌كند كه آمريكا و متحدانش براي تسلط بر كشورهاي تأثير گذار منطقه و همينطور اثرگذاري بر كشورهاي پيشرفته‌اي مثل چين در قاره آسيا، نيازمند حضور فيزيكي در مناطقي است كه قدرت مانور سياسي همراه با مانور  نظامي را توأمان بتواند داشته باشد. لذا افغانستان از اين لحاظات كشوري مناسب است .

اما تنها و تنها دليل  كشورهاي داعيه دار دموكراسي و حقوق بشري از به خاك و خون كشيدن مردم ، همراه با طالبان منطقه اين موضوع نبايد باشد؛ مسئله  مهمتري بايد در پشت صحنه سياسي اين هجومها نهفته باشد.

مسئله‌اي كه به آن پرداخته شد ، بيشتر يك سؤال اساسي است، تا تحليل سياسي ؛

اگر از مسائلي مثل موقعيت استراتژيك افغانستان بعنوان يك كشور داراي ژئوپليتيك مناسب براي تسط بر آسياي جنوب شرقي بگذريم ،به نظر شما بيابانهاي خشك و بي آب و علف هلمند كه مأواي برخي از طالباني‌هاست، سود ناشي از كشت خشخاش، مبارزه با تروريزم؟!‌ و ...مي‌توانند براي اين همه تمركز نظامي و سياسي مهم باشند؟

آيا به نظر شما مسئله مهمتر و اساسي‌تري در ميان نيست؟

 نظرات خوانندگان اين نوشته مي‌تواند راه‌گشاي خوبي براي درك علت اين تهاجم كه امروز غربي‌ها از آن به  عنوان از بين بردن طالبان نام مي‌برند ، باشد.

!راهبي كه فاسق شد

ابو عامر در زمان جاهليت به «ابو عامر راهب» مشهور بود; زيرا مهارت بسيارى در تورات و انجيل داشت و قبل از طلوع اسلام، مردم مدينه را با صفات پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه در تورات و انجيل آمده بود، آشنا مى ساخت، ليكن هنگامى كه رسول الله به مدينه آمد، حسادت ابوعامر باعث بيچارگى او شد. او در مخالفت اسلام و پيامبر باندهاى نفاق تشكيل داد و از هيچ تلاشى در ضربه زدن به اسلام كوتاهى نكرد،

بنى عمروبن عوف مسجد «قبا» را بنا كردند و از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله خواستند در آن مسجد اقامه نماز نمايند. حضرت به درخواست آنها پاسخ مثبت داد، و نماز را در آن مسجد اقامه مى‏كردند. جماعتى از منافقان كه از بنى غنم بى عوف بودند نسبت به بنى عمر بن عوف در قلبشان احساس حسادت كردند و به هم گفتند: ما هم مسجدى بنا مى‏كنيم و نماز خود را در آنجا اقامه مى‏نماييم و لزومى ندارد در نماز جماعت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله حضور به هم رسانيم مى‏گويند: اين جماعت منافقان متشكل از دوازده و يا پانزده نفر بودند كه مى‏توان اين افراد را از ميانشان نام برد:
    خدام بن خالد بن عبيد بن زيد، ثعلبه حاطب، هلال بن اميه، معتب بن قشير، ابو حبيبة بن ازعر، عباد بن حنيف، جارية عامر، فرزندان مجمع و زيد، بنتل بن حارث، بجابن عثمان و ديعة بن ثابت و ...
    وقتى اين گروه منافقين چنين مسجدى بر سر پاكردند (مسجد ضرار). حضور رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمدند، آن هم در حالى كه آن حضرت عازم غزوه تبوك بود، آنها به عرض رساندند: ما به منظور رعايت حال بيماران و نيازمندان و با توجه به اينكه گاهى شبها بارانى و سرد مى‏گردد مسجدى را بنياد كرديم و دوست مى‏داريم شما نيز به اين مسجد تشريف بياوريد و در آنجا با ما نماز گزاريد. آن حضرت فرمود: من اكنون عازم سفر هستم آنگاه كه از سفر بازگشتم به خواست خدا نزد شما آمده و براى شما در اين مسجد اقامه نماز خواهم كرد. وقتى آن حضرت از غزوه تبوك مراجعت كرد آيه زير و آياتى كه پس از آن قرار دارد نازل گرديد: وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ كُفْراً وَ تَفْريقاً بَيْنَ الْمؤمن‏ينَ وَ إرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَيَحْلِفُنَّ إنْ أرَدْنا إلاَّ الْحُسْنى وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إنَّهُمْ لَكاذِبُونَ (9توبه/107) و كسانى هستند كه مسجدى را دستاويز زيان رساندن و كفر و تفرقه‏اندازى بين مؤمنان، و نيز كمينگاهى براى كسانى كه پيش از آن با خداوند و پيامبر او به محاربه برخاسته بودند، ساختند، و سوگند مى‏خورند كه هدفى جز خير و خدمت نداريم، و خداوند گواهى مى‏دهد كه ايشان دروغگو هستند.

رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پس از بازگشت از غزوه تبوك و نزول اين آيات به عاصم بن عوف وجلانى و مالك بن رخشم كه به سوى اين مسجد مى‏رفتند (مسجدى كه اهل آن ستمكاران و خائنان هستند) فرمود: اين مسجد را در هم كوبيده و ويرانش سازيد و همه مصالح قابل احتراقش را بسوازانيد و خاكسترش را به باد دهيد. گويند رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله عماربن ياسر و وحشى را مامور چنين كارى ساخته بود. آن دو نيز مسجد ضرار را به آتش كشيدند و سرانجام آن حضرت دستور داد كه مسجد مزبور را به عنوان كناسه و زباله‏دانى مورد استفاده قرار داده تا مردارها و زباله‏ها را بدانجا برند.
    مرحوم طبرسى در ذيل وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ كُفْراً وَ تَفْريقاً ...؛ مى‏نويسد آنكه براى نبرد با خدا و رسولش در كمين نشست ابوعامر راهب بود. آنگاه مى‏گويد: داستان ابوعامر چنان بود كه در دوره جاهليت پيشه‏اش رهبانيت بوده و پلاس در بر كرد. وقتى نبى اكرم صلّى اللَّه عليه و آله وارد مدينه شد نسبت به آن حضرت حسادت مى‏ورزيد و اتحاد و همبستگى گروههاى مختلف اسلامى را دچار تزلزل ساخته و آنها را از هم مى‏پراكند. ابوعامر پس از فتح مكه به طائف گريخت و چون ديد مردم طائف ايمان آوردند به صوب روم رهسپار گرديد و دوباره آشكارا به آيين نصرانيت در آمد. رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله ابوعامر را «فاسق» و به عنوان فردى گرفتار جرمهاى سنگين ملقب و ملعون فرمود.

!!«غين‌هايي» كه «قاف» شدند

كلاس اول  ايتدايي سر  درس املاء نشسته بوديم و معلم قرار بود ديكته جديدي برايمان بخواند و مانيز طبق معمول با هجي و صداي بلند معلم بنويسيم.

يادم مي‌آيد كه در كلاسهاي آنروزها، در مدرسه «انقلاب اسلامي» روزگار با خاطراتي خوب و بد در كنار هم صف‌آرايي مي‌كردند .

روزهايي كه املاء داشتيم نوعي دلهره همراه با ترس وجودمان را مي‌گرفت؛ هر چند در دوران ابتدايي، درس حساب سخت‌تر بود، ولي وقتي كسي مي‌خواست وضعيت درسي ما  را بداند؛ مي‌گفت برو دفتر ديكتتو بيار ببينم چند تا بيست گرفتي، در واقع ملاك ارزيابي بين اقوام و خويشان براي وضعيت درسي ما دفتر ديكته بود و نمره‌هاي آن.

كلاس اول ابتدايي كه نه ولي تو سالهاي بعد يادم مياد از درس حساب-رياضي- همه حسابي حساب مي‌بردن!

نمي‌دونم الان هم تو مدرسه‌ها اوضاع همينجوريه يا نه؟!

از بحث اصلي دور نشيم؛ موضوع ديكته بود

براي توضيح در مورد املاي آنروز بايد قبلش بگم  كه چند روزي به خاطر بيماري نتونسته بودم به مدرسه برم و از اوضاع و احوال کلاس  و اينكه برنامه درسی چيه خبر نداشتم.تنبلي خودم هم مزيد علت شد و بدونه اطلاع از برنامه كلاس بعد از چند روز رفتم مدرسه؛

 معلم وارد شد

حضور و غياب و ...

تا صدای معلم بلند شد كه: "دفتراي املاء  رو ميز" ؛ تازه متوجه شدم  املاء داشتيم و من حرف«غين»  رو كه درس داده شده، بلد نيستم.

املاي اون روز هم پر بود از لغاتي كه حرف «غين» داشتند.مثل "غيرت،غرور،غروب،تغيير و...» خلاصه معلم هر چي كلمه «غين‌دار »بود اونروز گفت.منم  هر جاي جمله‌ها  غين داشت جاشو خالي گذاشتم تا تو يه فرصت مناسب از غلام‌حسين كه كنار دستم مي‌نشست تقلب كنم و تو جاهاي خالي بنويسم؛ هر چند خيلي بهش اعتماد نداشتم چون وضعيت انضباطي و درسيش خيلي بد بود و با وجوديكه چند بار از طرف ناظم مدرسه و معلم فلك شده بود ، ولي درس نمي‌خوند و به بي انظباطيهاش ادامه مي‌داد. اما چون غائب نبود، فكر مي‌كردم حتماً «غين» بلده بنويسه!

معلم از شانس من دقيقاٌ بالاي سر ما ايستاده بود و تكون نمي‌خورد.

آخراي ديكته بود و قلبم به سرعت مي‌زد؛ وقت زيادي نداشتم.

بيچاره شدم

ورقه‌ها بالا ! ديگه كسي چيزي ننويسه! هر كي سرش تو ورق خودش...

جمله‌هاي معلم تمومي نداشت و من هنوز دنبال اون فرصت طلايي بودم؛ يه دفعه چشمم افتاد به يك كلمه؛

"طقير" ؛ من بيچاره كه از حول حليم افتاده بودم تو چاه يه نگاه به معلم كردم، ديدم حواسش نيست جمله«ت يير» خودم رو پاك كردم و به جاش نوشتم«طقير»

تا معلم مي‌خواست به ميز ما برسه تو همه جاهاي خالي «ق» گذاشتم

فردا وقتي معلم اومد سر كلاس صدا زد غلامحسين، عباس، مهدي ؛ هر سه تا بيرون!

مهدي، هم ميزي ديگمون بود - معلم طوري ايستاده بود كه من به ورقه اون نمي‌تونستم نگاه كنم-  كه تا ديده بود من و غلامحسين اينجوري نوشتيم همه جمله‌هاي درست و غلط خودشو پاك كرده بود و مثل ما نوشته بود «غين». بيچاره مهدي به نوشته‌هاي خودش شك مي‌كنه و فكر مي‌كنه ما درست نوشتيم و املاي اون غلطه.

 فكرشو بكنيد سه تا هم ميزي و سه تا برگه با جمله‌هايي شبيه به هم و «غين‌هايي» گه «قاف» شده بودند.

اون روز آبروي من و مهدي رفت و هر سه تامون كتك خورديم ولي بعداً شنيدم غلامحسين هر جا نشسته بود، از اينكه من دل به اون خوش كرده بودم و هم امتحانو صفر شدم  و هم كتك خوردم، كلي به من خنديده بود ، ضمناً از اون روز همه به من طعنه مي‌زدند كه" تو ديگه كي هستي كه غلامحسين شده اوستا و تو شاگردش؛ كتكي كه خوردي حقته!»

آبروم رفت  و........‌ 

ديگر كسي ۱۹،۱۸ و ۲۰‌هاي منو و مهدی رو  يادش نبود و همه با اين صفر آخري مي‌شناختنمون.

 

 

بازخواني نگاه رهبري به دولت نهم

 

تا چند روز ديگر يك دوره ۴ ساله از مسئوليت جناب آقاي احمدي‌نژاد در پست رياست جمهوري نهم مي‌گذرد؛ منسبي كه در12/5/84 با تنفيذ حكم ايشان توسط رهبري معظم، در تاريخ ايران ثبت شد.در آن روزهاي «پر خاطره» كه پس از سالها مردي، با شعارهاي اصيل انقلاب و امام وارد ميدان شده بود، لبخند رضايت رهبري را از زنده شدن دوباره اين گفتمان مي‌‌توانستيم مشاهده كنيم؛ ضمن آنكه اين رضايت تا چندي پيش نيز بنا به فرمايشات رهبر معظم انقلاب ادامه داشته است. اكنون كه در اين روزهاي «پر مخاطره»  و در 4 سالگي آن تنفيذ قرار داريم؛ دوراني كه بسيار زودگذر بوده-اشاره به يكي از فرازهاي آخرين پاراگراف حكم تنفيذ دولت نهم – و دوره دهم آن نيز  به همان زودگذري خواهد بود .اميد آن داريم كه در 4 سال آينده نيز دولت دهم بتواند موجبات رضايت رهبري و مردم را فراهم آورد.

البته تنفيذ حكم جديد احتمالاً با نمونه قبلي آن تفاوتهايي خواهد داشت كه يكي از تفاوتهاي احتمالي آن، شايد عدم حضور برخي چهره‌هاي سرشناس نظام در اين مراسم باشد.

در سال 84 با وجود آنكه دولت نهم دولتي تازه‌كار بوده و با چالشهاي مختلف داخلي و خارجي از همان روزهاي آغازين شروع كار خود مواجه شده بود؛ اما در نهايت كارنامه قابل قبولي در بسياري از زمينه‌ها بر جاي گذاشت، چه در بعد سياست خارجي و چه در زمينه مسائل داخلي و رسيدگي به محرومين و مستضعفين ، براي اثبات ادعاي خود، در اين نوشتار تلاش خواهد شد؛ به تفكيك سالهاي مسئوليت دولت نهم جهت‌گيريهاي كلي فرمايشات مقام معظم رهبري  در خصوص  دولت نهم تببين گردد؛ تا شايد راهنمايي باشد براي نگاه به گذشته و تصميم سازي براي آينده بر مبناي آنچه منظور نظر ولايت مطلقه فقيه بعنوان پرچمدار انقلاب خميني كبير پس از آن مجاهد نستوه است.

 

سال84

مرداد ماه سال 84 در راه رسيدن بود و رئيس جمهوري كه با كنار زدن رقباي سر سخت خود در طي دو دوره ماراتن انتخاباتي با رأي مردم انتخاب شد، همانگونه كه امت حزب‌ا... از اين مرد ساده‌زيست ولايي انتظار داشتند خود را آماده بوسيدن دست ولي‌امر مسلمين مي‌نمود و آن روز تاريخي فرا رسيد.

در مراسم تنفيذ؛ رهبري عزيز فرمودند" تكيه‌ي بر عدالت، اساسي‌ترين و محوري‌ترين اصل يك حركت الهي است"[1] ايشان ضمن تأكيد بر حفظ روحيه خدمت‌گذاري،خاكساري و تواضع در مقابل مردم ؛ حفظ اين روحيات را "نعمت بزرگ خواندند"[2]

نكته مهم و قابل ذكر در فرمايشات معظم‌ٌله در آن جلسه اين بود كه "عدالت تندروي نيست؛حق‌گرايي است؛توجه به آحاد مردم است؛جلوگيري از ويژه‌خواري است؛جلوگيري از تجاوز و تعدي به حقوق مظلومان است"[3]

پس از تشكيل كابينه توسط آقاي احمدي‌نژاد ؛ دولتي‌ها و وزرايي كه تقريباً همگي بجز وزير راه ،چهره‌هاي جديدي بودند، در حضور حضرت آقا شنيدند كه"ان‌شاءا... به اين شعار{دولت اسلامي} پايبند بمانيد و اين تلاش را جدي‌تر، بي‌آسيب‌تر و واقعي‌تر كنيد..."[4] ؛ تقريباً مهمترين فرازهاي رهبري در اين ديدار اهميت شعار عدالت و تشكيل دولت اسلامي بود ؛ و بدينوسيله از همان روزهاي نخستين تشكيل دولت نهم مشخص شد كه مقام معظم رهبري با رويكرد و شعارهاي دولت جديد موافق و اين نظرات به تفكرات ايشان نزديك است. و گويا از زبان يك دولت، حرفهاي گفته و ناگفته رهبري بيان شده بود.

پس از آن با شروع فعاليت رسمي دولت و عملكرد مناسب و تلاشهاي فراوان دولتمردان جديد و جوان ؛ رهبري در سال 84 و به مناسبتهاي مختلف در ديدارهاي خود با مردم و مسئولين از «جهت‌گيريها و شعارهاي» دولت نهم حمايت نموده، مخاطبين، همه مسئولين و مردم را به حمايت از رئيس جمهور و دولت جديد تشويق مي‌نمودند.

"معتقدم همه بايد از رئيس جمهور و از دولت حمايت و به آنها كمك كنند"[5]

"بايد به دولت كمك كرد"[6]

....

نمونه‌هايي از اين دست در اكثر ديدارها  ديده مي‌شود كه در اينجا به ذكر نام آنها بسنده مي‌كنم"ديدار شوراي عالي انقلاب فرهنگي(13/10/84)- ديدار عمومي مردم قم(19/10/84)-ديدار پرسنل نيروي هوايي(18/11/84)-ديدار استانداران سراسر كشور(8/12/84)"

سال85

تقريباً تا پايان سال 84 عمده جهت‌گيري فرمايشات رهبري حمايت از شعارهاي دولت است و  از سال 85 با توجه به ارائه برخي نمونه كارهاي خوب دولت، از جمله موضوع هسته‌اي،سفرهاي استاني،مسئله سهام عدالت و... ؛ آنچه مي‌توان از فرمايشات رهبري استخراج نمود حمايت از دولت و «بيان ويژگيهاي»  آن است ؛ معظمٌ له در اولين روز از سال 85 با اشاره به ويژگيهاي دولت اصولگراي نهم و فعاليتهايشان بر تصميم دولت "براي برداشتن گام بلند در خدمت،در علم و در تأمين نيازهاي كشور"[7] تاكيد نمودند.

با بررسي ديدارها و سخنرانيهاي علني رهبري كه به مناسبتهاي مختلف در اين سال برگزار شده است ؛ مجموعاً بيش از 60 فراز از بيانات ايشان در مورد «ويژگيهاي» دولت نهم است، كه از جمله مي‌توان به فرازهاي ذيل اشاره كرد :

"يكي ديگر از نعمتهاي خيلي بزرگ،همين دولتي است كه با شعارهاي اصولي بر سر كار آمده است... - دولت تازه نفس، مصمم و پر كار است..."[8]

"ساده زيستي و مردم گرايي شاخصه ديگري است كه بحمدالله داريد... - بحمدا... عناصر دولت به هيچ گروه و دسته و باند و جرياني وابسته نيستند"[9]

"اين دولت ، دولت با نشاط،چابك،فعال،دلسوز،دلبسته به منافع و خواسته‌هاي مردمي و وسط ميدان و صحنه است"[10]

تعبيرات متعدد ديگري كه نشان از رضايت رهبري است، در ساير نشستهاي ايشان به چشم مي‌خورد كه نمونه‌هايي چون"دولت مردمي" ؛ " دولتي داراي اعتماد به نفس" ؛ "داراي اخلاص" و... را  كه در اجتماعاتي چون ديدار با مردم گرمسار،آذربايجان شرقي،شاهرود،سمنان ،مسئولان دست‌اندركار اجراي اصل 44 و... بكار رفته‌اند مي‌توان برشمرد.

در اين سال رهبري با تفقد مثال زدني، دولت و شخص رئيس‌جمهور  را مورد لطف و تأئيد قرار مي‌دهند، تا آنجا كه در ديدار هئيت دولت ايشان در پايان جلسه فرمودند "جزو دعاهاي هميشگي من، دعاي به آقاي رئيس جمهور است"[11]

در سال 85 كماكان رهبر انقلاب كارگزاران و مسئولين را به حمايت از دولت سفارش مي‌كند؛ بطوري كه در يكي از بارزترين اين سفارشها در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام تكريم رئيس جمهور را بعنوان يك «اصل» لازم مي‌دانند.

سال86

با ورود به سال 86 در نخستين ساعات بهار، مجاوران ثامن‌الائمه در صحن رضوي و ميليونها بيننده تلويزيوني،  دلايل حمايت مقام معظم رهبري از دولت نهم را  از لسان ايشان استماع كردند: "سختكوشي،تلاش فراوان،ارتباط با مردم،سفرهاي استاني،جهت‌گيري عدالت‌ و زّي مردمي".

تقريباً در بيشتر طول سال 86 در ديدارهاي رهبر انقلاب، تبيين دوباره موارد فوق را مي‌توان ديد.در اين سال برخي مثالها از عملكرد دولت در عرصه داخل و خارج شاهد مثالهايي از دلايل رضايت رهبري معظم  از دولت مهرورزي است. براي مثال تكيه چند‌باره ايشان به موضوع سهميه‌بندي بنزين و شجاعت اين دولت در اجراي آن،سخنراني رئيس جمهور در دانشگاه كلمبيا و تشكيل معاونت علمي را مي‌توان اشاره نمود.

آنچه بيشتر از همه در فرازهاي رهبري به چشم مي‌خورد و تقريباً در اكثر سخنرانيهاي ايشان در سال 86 مي‌باشد، تعاريفي است كه از سفرهاي استاني رئيس جمهور شده است؛ كه نشان‌دهنده  رضايت قلبي معظمٌ‌له از اين اقدام دولت است.

بنابراين مي‌توان از سخنرانيهاي رهبري در سال 86 نتيجه گرفت كه ايشان در اين سال تلاش مي‌كنند با بيان «نمونه‌هايي عيني از اقدامات برجسته دولت» دلايل حمايت همه جانبه خود و لزوم حمايت عمومي از دولت  را تبيين نمايند.

سال 87

در اين سال در بيانات رهبري؛ «جهت‌گيريها،بيان ويژگيها و بيان برخي نمونه اقدامات دولت»  سخن به ميان آمده است.

بعبارتي مي‌توان گفت ايشان در اين سال، به تجميع فرمايشات خود در سالهاي گذشته پرداخته و با يادآوري اصول اساسي حاكم بر تفكرات دولت نهم و صحه گذاردن بر آنها، برخي نمونه‌ اقدامات دولت از جمله مسئله طرح‌تحول اقتصادي و هدف‌مند كردن يارانه‌ها را برجسته نشان مي‌دهد.كه در ذيل تنها به نمونه‌هايي از هر يك اشاره مي‌گردد.

"...گفتمان اين دولت، گفتمان انقلاب است و در جهت انقلاب حركت مي‌كند"[12]

"اين دولت دولت حركت و اقدام است؛انرژي و نشاط كار اين دولت، يك امر برجسته است"[13]

سال88

 در سال 88 به جز در ديدار رهبري با مردم در بارگاه رضوي(1/1/88)، كه ايشان ضمن تأكيد بر رويكرد كلي نظام در ده سال آينده به سمت «پيشرفت و عدالت»؛ پيشرفتهاي كنوني نظام را متعلق به همه دولتها و كليت نظام دانسته و تنها در يك مورد، از سفرهاي استاني دولت نهم تمجيد نموده‌اند. در واقع با كنكاش در سخنان رهبري در مناسبتهاي مختلف سال88؛ مورد خاصي كه مثل سالهاي قبل مستقيماً از دولت تعريفي شده باشد نمي‌بينيم؛ شايد يك علت اين امر، ورود زود هنگام برخي نامزدها و فضاي سياسي جامعه به موضوع انتخابات استف كه ايشان تمايلي ندارند از دولت و شخص رئيس جمهور تعريف مستقيمي داشته باشند؛ و شايد هم دلايل ديگري در ميان باشد.

 در نهايت اگر خواسته باشيم با نگاه آماري به مجموعه فرمايشات رهبري در 4 سال گذشته كه خطاب آن مستقيماً به مجموعه دولت نهم بوده‌ است نگاه كنيم؛ ويژگيهاي اين دولت را از نگاه رهبري «بصورت موضوعي» مي‌توان از زمان تنفيذ حكم رياست جمهوري سال 84 تا كنون در جدول ذيل ترسيم نمود:

موضوع تعريف

تعداد مورد

دولت كار و تلاش و خدمت و همت

57

دولت اسلامي و پيروي از خط امام وانقلاب

41

مطرح كردن شعارهاي اصيل انقلاب و خوب

35

شجاعت،قاطعيت،عزت‌طلبي،اميد و اعتماد به نفس

30

عدالت محوري

28

سفرهاي استاني

24

مردمي بودن و در فكر مردم بودن

17

طرح تحول اقتصادي(سهميه بندي بنزين و سهام عدالت)

12

كارشناسي بودن كارها

7

ساده‌زيستي

6

مبارزه با فساد

5

 

در واقع بيشترين رضايت رهبر معظم انقلاب اسلامي از همت و پشت كار دولت و كمترين رضايت ايشان بر اساس آمار سخنرانيهاي متوجه دولت؛ در مورد مبارزه با فساد بوده است.

دولت نهم در پايان روزهاي خود قرار دارد  و به زودي با تنفيذ حكم  احمدي‌نژاد، دولت دهم عملاً سكاندار قوه مجريه كشور خواهد شد.

متأسفانه در روزهاي اخير شاهد تحولات ناخوشايندي در سطح جامعه هستيم؛ از يك طرف بازندگان رأي ملت كه زمام امور اجرايي را از دست رفته مي‌بينند، با طرح موضوعات متعدد و تلاش براي برگزاري مراسمهاي واهي براي كشته شدگان آشوبهاي اخير كه معلوم نيست قرابت ربايندگان اسلحه از پايگاه مردمي بسيج با ياران ديروز امام در چيست؟!، سعي مي‌كنند دولت را در امور اجرايي كشور دچار سردرگمي و مشكل  نمايند؛ و  از طرف ديگر مرد اول دولت با عزل و نسبهاي عجيب و غريب روزهاي اخير دوست و دشمن را سر در گم و حيران نموده است.

اينكه خطاب  رهبري در ديدار قاريان و حافظان قرآن (3/5/88) در  خصوص حفظ وحدت، رعايت انصاف و عدالت، مراقبت از هواي نفس در اختلاف سليقه‌؛ "بايد ملاحظه كرد كجا اختلاف سليقه براساس هواي نفس و كجا براساس احساس تكليف است... " چه كساني بوده‌اند جاي تأمل دارد.

لذا اگر ادعاي ولايت‌مداري با عملكرد ولايي در هم آميزد نويد اميد به رايحه خوش خدمتگذاري به خلق ،  دوري از تفرقه و برافرازي  پرچم اسلام  و انقلاب را در عرصه گيتي مي‌توان داشت.

آنچه جامعه امروز به آن محتاج است، نگاه از بالا به نظام است نه از دايره كوچك حزبي و فاميلي ، چراكه در ميقات اخروي كه هر كس پاسخگوي عملكرد خويش خواهد بود، توازن حرف و عمل  و اجراي  فرامين  ولي، سؤالي است كه با حرفها و توجيهات  سياسي نمي‌توان سؤال كننده را قانع كرد. و ميزان در آنجا عملكردها و دوري از هواي نفس در اقدامات است نه چيز ديگري !

 



[1] مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري نهم 12/5/84

[2] مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري نهم 12/5/84

[3] مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري نهم 12/5/84

[4] بيانات در ديدار با رئيس جمهور و هيئت وزيران8/6/84

[5] بيانات در ديدار اعضاي مجلس خبرگان رهبري17/6/84

[6] بيانات در ديدار بسيجيان در سالروز شهادت حضرت امام صادق(ع)7/9/84

[7] در صحن جامع رضوي 1/1/85

[8] ديدار با مسئولان و كارگزاران نظام 29/3/85

[9] ديددار با رئيس جمهورو اعضاي هيئت دولت 6/6/85

[10] ديدار با مردم دامغان 19/8/85

[11] ديدار با رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت 6/6/85

[12] ديدار با رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت 2/6/87

[13] ديدار با رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت 2/6/87