همگان مي‌دانند كه، داستان سرايي و گفتن مطالب غير واقعي كار سختي نبايد باشد، كما اينكه منابع سياه و ناشناس با اسم‌هاي جعلي اين‌روزها وبلاگها و سايتهاي خود را پر كرده‌اند از خاطرات آدمهايي كه ظاهراً در جرياني دستگير و زنداني شده و در زندان با اسامي كه خود مي‌سازند فلان بازجو به آنها  حرفهاي سخيفي زده و بعضاً مورد دست‌اندازي قرار گرفته‌اند.

با وجود آنكه با خواندن چند خاطره از اين، مثلاً زندانيان سياسي؛ كاملاً متوجه مي‌شويد كه سبك نگارش مربوط به يك يا چند نفر است، كه هر روز داستان جديدي با تغيير اسمها و رسمها مي‌سازند؛ و  جالب اينجاست كه  شيخ  هنوز جرأت نكرده از اين همه خاطره نوشته كذايي، يكي را بعنوان شاهد انتخاب و به دادگاه و مردم، توسط رسانه غير ملي خود كه ديگر اعتمادي به آن نمي‌توان كرد؛ معرفي نمايد.

غرض من از نوشتن اين مطالب، تكيه دوباره به گفته‌هاي كروبي نمي‌باشد، چراكه  اين اولين باري نيست كه  كروبي به گفته مشاوران غير كارشناس خود گوش داده و به بيراهه مي‌رود؛ كارشناساني كه در موقع عمل حتي به اندازه يك رأي هم شيخشان را قبول ندارند. قصه "برخي افراد مورد اعتماد مسئول"  هم كه اينبار شيخ ساخته است، لابد شبيه همان مشاوران و غلام‌هاي قبلي است.

اما تكيه نوشته‌هاي من هشدار به كروبي است تا بداند اگر قرار باشد بر مبناي شنيده‌ها حكم شود؛ كتاب  قطوري از انواع شنيده‌ها را مي‌توان در مورد ايشان نيز نوشت .

" گر حكم شود كه مست گيرند                    در شهر هر‌آنچه هست گيرند"

مي‌خواهم يكي از شنيده‌هايم  را به نقل از يكي از دوستان مورد اطمينان و اعتماد خود؛ كه در صدا و سيما شاغل بوده  و در برنامه مناظره تلويزيوني احمدي‌نژاد و كروبي حضور داشته است برايتان بنويسم؛ حتماً خنده بر لبان شما نيز خواهد نشست و شيخ را بيشتر خواهيد شناخت.

حتماً به ياد داريد، در آن شب مناظره  و در حالي كه به كروبي گفته بودند براي خراب كردن وجهه مردمي احمدي‌نژاد از گفتن هيچ حرف غير مستند و مستدلي فروگذار نكرده  و با وارد آوردن تهمتهاي بي اساس اجازه ندهد احمدي‌نژاد حرفهايش را با مردم بزند ؛  تاكتيك دقيق احمدي نژاد كارگر افتاد؛ بطوري كه بدونه  توجه به حرفهاي كروبي و با ارائه برخي آمار و اطلاعات از عملكرد دولت نهم، در قالب نمودارهاي مختلف عملاً كروبي را در حاشيه رينگ مناظره مبهوت نمود.

مناظره پايان مي‌يابد؛ احمدي نژاد و كروبي پس از آنكه ميكروفونهاي وصل شده به خود را با كمك دستياران صحنه جدا مي‌كنند از محل مناظره خارج مي‌شوند.

اطرافيان و همراهان هر يك از كانديداها در اطراف وي جمع مي‌شوند و به تبع آن عوامل اجرايي و برخي خبرنگاران و محافظان و... نيز در اطراف هر كانديد حلقه مي‌زنند.

كروبي با نزديك شدن غلامحسين كرباسچي رو به او كرده و با حالتي همراه با ناراحتي از او مي‌پرسد" غلامحسين چرا از اين چيزهايي كه براي احمدي نژاد درست كرده بودند براي من درست نكردي؟!"

مثل من و شما تقريباً همه كساني  كه در آن صحنه حضور دارند به خنده مي‌افتند.

هر چند اين خنده تلخي‌هايي نيز به همراه  دارد؛ تلخي‌هايي مثل: تلخي كانديد شدن كسي كه در بيان جملات خود حتي نمي‌تواند اسم نمودار را به خاطر بسپارد، تلخي گرفتار شدن فضاي سياسي جامعه به حرفهاي شخصي كه حتي نزديك‌ترين اطرافيانش به او اعتمادي ندارند و از گفته‌هاي او به خنده مي‌افتند،تلخي بد رفتاري كساني كه ادعاي ياري و همراهي  امام را دارند و با اعمال و رفتار خود ...