ارز گران بی عرض پوزش!
سه شنبه هفته جاری محمود احمدی نژاد در جمع خبرنگاران داخلی و خارجی حاضر شد و ضمن پاسخگوئی به سوالات ایشان، تلاش نمود تا به هر ترتیب ممکن توپ دلایل گرانی ارز را از زمین دولت خارج کرده و وارد زمینهای دیگر کند. در بین سوالات متنوع خبرنگاران، مسئله گرانی بی سابقه ارز و دلایل این گرانی بسیار مطرح شد و یک پای ثابت مباحث اینروزهای محافل سیاسی، مردمی، عمومی و ... جای خود را در کنفرانس خبری بخوبی باز کرد.در حالی که خبرنگار خبرگزاری فارس ناشیانه بهانه خوبی به احمدی نژاد داد و با بکاربردن رقم نزدیک ۴۰۰۰ تومان برای قیمت ارز عملاً مرد شماره یک مناظرات انتخاباتی را مجهز به برگ برنده ای برای بایکوت سوال خبرنگار فارس کرد، اما یک نکته در تحلیلهای بعد از سخنان احمدی نژاد مغفول ماند و آنهم عدم عذر خواهی رئیس دولت از مردم به خاطر گرانی بی سابقه ارز بود. احمدی نژاد مدعی است بقیه دستگاهها و قوای دیگر نیز دچار کوتاه کاریهایی هستند، صدا و سیما، مجلس، ارگانهای امنیتی، قوه قضائیه، خبرگزاری ها، دلالان بازار ارز و سکه و خلاصه هر کسی در این مصاحبه مورد هجمه رئیس دولت قرار گرفت و به نوعی پای آنها به میان کشیده شد، الا دولت ؟!.
بر فرض که دولت واقعاً هیچ تقصیری در تلاطم بازار ارز نداشته باشد! عرف معمول روسای جمهور و مسئولین کشورهای مختلف این است که در چنین شرایطی خود را شریک غم و آلام مردم نشان دهند، از دولت عدالت محور احمدی نژاد که به مراتب انتظار بیشتری می رود تا در عمل ، کلام و لااقل در زبان از مردم بخاطر فشارهای اقتصادی اخیری که به آنها وارد شده است، دلجوئی کند. اگرچه برخی هجمه های ناعادلانه قبل و پس از مصاحبه رسانه ای رئیس محترم جمهور هم قابل پذیرش نیست، اما در پس همه اتفاقات ناخوشایند در بازار ارز، انتظار این بود؛ در دولتی که با ادعای حمایت از مستضعفین بر سر کار آمده است، اثر مستقیم این گرانی عجیب در کاهش قدرت خرید مردم بخصوص اقشار کم درآمد و مستضعف-بخوانید ولی نعمتان انقلاب - بیشتر درک شود. اتفاقات ناخوشایندی در حال وقوع است که لازم است زنگ خطر جدی برای مسئولین حوزه اقتصادی به صدا درآید. شنیده شده است برخی فروشندگان در بازار، حاضر نیستند کالاهای خود را به نرخ پول رایج کشور بفروشند و اجناسشان را برای امنیت در معامله با دلار معاوضه می کنند؟!! اینروزها که حاصل تفکرات اقتصادی "فریدمنها" و "کینزها" با جنبش تسخیر وال استریت ناکارآمدیش علنی شده است؛ نکند خواسته یا ناخواسته، در حالی که صدای رهبر معظم انقلاب اسلامی سالهاست برای تولید علم بلند است، کتاب هایی مثل "آزادی انتخاب" که یکی از معروفترین کتابهای فریدمن با موضوع تبلیغ اقتصاد لیبرالی است و در کرسیهای آموزشی و تحصیلی دانشگاههای کشور تدریس می شود، تفکرات این مکتب را در اقتصاد ایران وارد کرده باشد! . تدریس چنین کتابهائی در گذشته، احتمالاً خواسته یا ناخواسته در اقدامات و تصمیمات مدیران ارشد اقتصادی کشور موثر بوده است.اشتباه بسیار بزرگ این است که راه به غلط طی شده دیگران دوباره طی شود. دولت هاشمی با حضور برخی چهره های شاخص دانشگاهی که خود را شاگرد مکتب افراد مذکور می خواندند تورم ۴۵ درصدی را نیز به نام ترقی اقتصادی بر گرده مردم بار کردند، اگرچه با ظهور و حضور دولت عدالت محور احمدی نژاد امید تغییرات بنیادی می رفت، وقتی دست رئیس دولت سازندگی دوباره در دستان رئیس دولت عدالت محور قرار گرفت، راستش را بخواهید کمی از این آشتی نگران شدیم، چرا که اگر این همراهی و همسویی در مرام و اعتقادات اقتصادی هم اتفاق افتاده باشد...؟. حالا که بازار بعنوان یکی از موتورهای محرک اقتصاد ، یله و رها، اسب سرکشش را برای له کردن اقشار کم درآمد و پر کردن جیب برخی سرمایه داران پول پرست به پیش میراند، به راستی اگر کنترل این بازار در توان دولت نیست یا دولت نمی خواهد کنترلش کند، وظیفه چه کسانی است تا انقلاب را از این پیچ سخت و خطرناک به سلامت بیرون ببرند؟ اگر نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور بتوانند و داوطلبانه بخواهند در این مسیر کمک کار دولت باشند، دکتر با نیش و کنایه در مصاحبه رسانه ای خود که همزمان در شبکه های بسیاری پخش و ترجمه می شد، همه را به نوعی از خود راند تا از دلگرمی لازم برای همکاری بکاهد؟!
به هر حال پیشنهاد می شود، رئیس محترم دولت در جنگی که پیش رو داریم باز هم مثل فتنه گذشته همه عقلای قوم را ولو اگر کسی بی مهری کرد به خاطر احقاق حق مردم و برای عمل به شعار دولتش که مهرورزی است، دور هم جمع کند و به یاری طلبد، پوزش از مردم به دلیل وارد آمدن فشارهای مختلف که از جمله آنها تورم و گرانی های اخیر است کمترین خواسته مردمی از احمدی نژاد است و نقش محوری ایشان در کنترل بحران بازار ارز در شرایط حساس کنونی بسیار مهم است، گمان می رود همه دلسوزان نظام آرزوی موفقیت دولت پرتلاش را داشته و در این راه حاضر به همکاری خواهند بود، به شرط آنکه دستی هم دراز شده باشد.
وقتی امام خامنه ای(روحی فداه) در نماز جمعه تاریخی ایام فتنه( 88/3/29 ) ، خطاب به امام زمان(عج) عرضه داشت که جان ناقابل و جسم ناقصی دارد، با اندک آبروئی که کف دست گرفته تا در راه انقلاب و اسلام فدا کند ؛ فردای آنروز تصمیم گرفتم با قلم ناقصم این وبلاگ را کلید بزنم . امید است صاحب ما و انقلابمان در این راه؛ دعا، حمایت، توجه و پشتیبانیم کند.