قيام قم براي قمر

قم قبله خازن بهشت است             اينجا سخن از بهشت زشت است

ايران در سالروز ولادت امام رضا(ع) از حرم تا حرم ديدني تر شده است، گروهي در  مشهد الرضا با علي‌ابن موسي‌الرضا، پيمان‍ ْ تازه مي‌كنند و جمعي انبوه از مردمان سرزميني معصوم براي ديدار  علي دوران سر از پا نمي‌شناسند. آخرين روزهاي دهه كرامت، شهر خون و قيام ميزبان مردي از تبار طلبگي  و جانبازي است. بي شك در ميعاد گاه عاشقان ولايت پرده‌اي از شوق ديدار محبوب برداشته شد آنگاه كه اهالي شهر فاطمه معصومه(س)  دست‌افشان و پايكوبان خيابانهاي اطراف حرم را به محشري از رستاخيز ولايتمداران تبديل نمودند.پناهگاه فاطميّون و محل آسايش مؤمنان[1] را شور و ولوله‌اي برپاست، اين هياهو در روز ولادت هشتمين هماي سعادت، قلم به دستاني را يادآور است كه لااله‌الاالله را در دژ ولايت جسته‌اند تا از عذاب و جهل بي ولايتي رهائي يابند.اينجا شهري كه  مردمانش با قائم آل محمد (ص) همراه شده،  با او قيام كرده، او را يارى مى كنند و استوار خواهند بود[2] . قيام و قعود مثال زدني امروز قم حكايت از پيامي از مولاي متقيان  علي(ع) دارد كه فرمودند: « شهر قم خواستگاه مردي است كه مردم را به سوي حق دعوت كرده،  مردماني از جنس پاره‌هاي آهن او را همراهي مي‌كنند كه تندبادها آنها را نلرزانده و از جنگ خسته نمي‌شوند» . امروز  شهر بهترين شيعيان[3]، با مردماني از طينت اولياء و انبياء[4] ، غريو غوغاي غيرت شده و  حرم امام صادق(ع) و فرزندان پس از ايشان[5] حريم امن سيد علي شده  است .  مجاورين فاطمه معصومه (س) در جايگاه امن فرزندان فاطمه(س)[6] ، ضيافتي را براي يكي از فرزندان دخت نبي اكرم  فراهم ديده‌اند كه نمونه‌اش را در تمام عالم نمي‌توان ديد. اگر هشتمين امام شيعيان اهالي قم را ضامن عدم كهنگي و از بين رفتن دين اسلام خوانده‌اند، شور و شعور مردمان قم  و  حمايت ايشان از ولايت، گواهي اين بيان امام رضا(ع) است. ديروز سنگ فرشهاي خيابانها از فراز قم ديدني نبود؛ چراكه تنها سرهاي سرو قامتاني ديده مي‌شد كه شانه به شانه صف كشيده تا  پس از 10 سال انتظار، ديدار مجددي با يار تازه كنند. اهل اين شهر از زماني  كه نداي امام(ره) را لبيك گفتند تا كنون كه بر لبيك خود با فرزند امام(ره) پايمردي نموده‌اند، الگو و حجتي بر جهانيان[7] شده‌اند. آنگاه كه در قم مردم به تبعيت از علماي برجسته و مرجعيت شناخته شده اين شهر  و  به يمن رؤيت قمر انقلاب، قيام سراسري نمودند، تمامي نقشه‌هاي دشمنان اسلام و ايران اسلامي كه چند صباحي است با  حوزه سازي ومرجع تراشي در شيراز تلاش ميكنند نقش قم و مرجعيت آن را  در حمايت از انقلاب و آرمانهاي امام(ره) كمرنگ نمايند؛ نقش بر آب شد،  تا بار ديگر در استقبالي كم‌نظير از رهبر فرزانه ايران اسلامي، جهاني شاهد پيوندي ديگر  با ولايت باشد.   



[1]  - امام صادق (ع)

[2] - امام صادق(ع)

[3] - امام موسي‌ ابن جعفر(ع)

[4] - امام موسي‌ ابن جعفر(ع)

[5] - امام صادق(ع)

[6] - امام صادق(ع)

[7] - امام صادق(ع)

دم خروس شيوا

رسانه‌هاي وابسته به فتنه تاكنون خبرهاي بسياري از ديدار كروبي، ميرحسين و همسرش از افرادي كه به دلايل مختلف از جمله هتك حرمت به مسئولين، ايجاد اخلال در نظم عمومي كشور و ... در زندان بوده يا هستند؛ منتشر نموده‌اند. يكي از اين موارد كه سايتهاي به اصطلاح سبز در مورد آن مانور بسياري داده بودند؛ ديدار سران فتنه 88 با شيوا نظر آهاري است. فعال حقوق بشر، عضو هیات موسس، دبیر سابق و سخن گوی فعلی کمیته گزارشگران حقوق بشر ، فعال دفاع از زندانیان سیاسی، فعال حقوق کودکان کار، عضو انجمن زنان تارا، کمپین یک میلیون امضا، روزنامه‌نگار، وبلاگ نویس و ...؛ اينها همگي از تعريف و تعارفات ساختگي اين رسانه‌ها براي بزرگنمائي از شخصيت اين زن به شمار مي‌روند. اما به راستي شيوايي كه بارها مورد تفقد ميرحسين، كروبي و رهنورد قرار گرفت چه كسي است؟!. بر اساس اخباري كه به تازگي منتشر شده‌اند، نظر آهاري از سال 82 بواسطه فردي به نام كيانوش سنجري (از اعضاء گروهك غيرقانوني جبهه دموكراتيك ايران) جذب گروهك منافقين مي‌شود. به تازگي تصاويري از حضور ايشان در تجمع منافقين در مقابل سازمان ملل براي خروج نام اين گروهك از ليست تروريستي (16 ارديبهشت 1383) به دست آمده است كه نشان از اقدامات عملي وي در حمايت از اين گروهك تروريستي و عضويت رسمي او دراين  تشكيلات دارد.پس از اينكه شيوا نظرآهاري براي چندمين بار در تاريخ 6 خرداد 1383 به همراه چند عضو ديگر گروهك منافقين (كه عضويتشان در اين گروهك ثابت شده)دستگير مي شود، خبر دستگيري وي و همراهانش فرداي آن روز از تلويزيون منافقين به نقل از اكبر موسوي خوئيني ها؟! پخش مي گردد.بر اساس اسناد كشف شده از رايانه شخصي شيوا مي‌توان استنباط نمود كميته گزارشگران حقوق بشر كه نامبرده بعنوان سخنگوي آن فعال بوده است در واقع كميته‌اي است با معماري «مريم ابريشمچي».به راستي  چه رابطه‌اي بين دلسوزي ميرحسين با سخنگوي تشكيلاتي با مديريت مسئولان گروهك منافقين است؟! .  

آنروز كه مريم ابريشمچي رسماً اعلام كرد« همراه فرقه موسوي هستم» ، فتنه‌گران تلاش مي‌نمودند با گفتمان پلوراليستي، همگان را در دايره سبز وارد نموده و خود را قائل به ايجاد محدوديت براي عضويت افراد در اين رنگ ننگ ندانند.در گذشته فته‌گران  تلاش مي‌نمودند با سخنان عوامفريبانه خود را از ارتباط  مستقيم با منافقين تبرئه كنند، اما  اكنون با گذر زمان كه از ويژگيهاي ذاتي آن پديدار نمودن،  اتفاقاتي است كه سفيد و سياهيشان در  دوران فتنه مشخص نيست، پرده‌هائي در حال افتادن است. در خصوص حمايت و ديدار سران فتنه از عناصر منافقين مي‌توان دو فرض را در نظر گرفت، يا اين ديدراها بدون شناخت ماهيت متهم و سهواً اتفاق افتاده است و يا با شناخت قبلي و عمداً. بر اساس فرض اول؛ پس از اين حمايت و ديدار  سران فتنه با هر مجرم و  زنداني كه بواسطه ارتكاب عملي خلاف قانون كشور در زندان باشد، ارزش پرداخت خبري  و توجهات رسانه‌اي را  ندارد. در صورت قبول فرض دوم ؛ ادعاها و فرار به جلوهاي گذشته فتنه‌گران  در اعتراض به انتصاب آنها با منافقان، اعتراضي بيهوده و نابجاست. هر چه هست پس از مشخص شدن ماهيت واقعي اين عنصر منافقين، رسانه‌هاي وابسته به فتنه‌گران در تلاشي مذبوحانه تلاش نموده‌اند تا عكسهاي ديدار كروبي، موسوي و رهنورد را با اين عنصر منافقين از سايتهاي خود حذف نمايند.شيوا و شيواها علامتهاي خوبي براي نشان دادن ماهيت كساني است كه هرچه غبار فتنه فرو مي‌نشيند،  رو سياهي ذغال بيشتر عيان مي‌شود.

خفه خونيسم رسانه‌اي دشمنان

يكي از پروژه‌هاي اصلي رسانه‌هاي وابسته به دشمنان انقلاب اسلامي سياه‌نمائي از اشكالات و كاستي‌هاي احتمالي در بخشهاي مختلف كشور  و بزرگنمائي مسائلي است كه بواسطه آنها مي‌توانند محبوبيت نظام اسلامي را در افكار عمومي كاهش دهند. نيازي به يادآوري نيست كه رسانه‌هاي مختلف داخلي و خارجي وابسته به غرب و جريان فتنه، در ماجراي خالي شدن صندليهاي سازمان ملل در نشست مجمع عمومي امسال  و سال گذشته سازمان ملل ، تمام توان تبليغاتي خود را بكار گرفتند تا با واژه‌سرائي‌هاي مختلف، صندليهاي خالي آن سازمان را نشانه‌اي از شكست گفتمان انقلابي دكتر احمدي نژاد جلوه دهند. پيشتر به اين موضوع پرداخته شد كه صاحبان واقعي آن صندليهاي خالي ملتهائي هستند كه با ترك سالن همايش توسط مسئولان حكومتيشان، تحريك مي‌شوند تا بيانات رئيس جمهور اسلامي ايران را بشنوند. بي‌گمان ترك صندليهاي سازمان ملل توسط برخي دولتها مهمترين دليل براي  بيشترين دانلوود صوتي و تصويري سخنان  احمدي‌نژاد توسط مردم كشورهاي مختلف دنيا  بوده است. رئيس جمهور محبوب كشورمان كه بواسطه مواضع انقلابي و بواسطه حماقت و دشمني دشمنان انقلاب اكنون محبوبيتي جهاني در بين مردم دنيا پيدا كرده است، طي روزهاي اخير در سفري تاريخي به  لبنان  برگ زرين ديگري در دفتر انقلاب اسلامي ثبت و ضبط نموده و  استقبال پرشور و  مردمي لبناني‌ها از ايشان  نقطه عطفي در تاريخ پيوند ايران و لبنان را رقم زد. در اين اثنا بررسي گفتمان رسانه‌هاي مختلف وابسته به غرب قابل تأمل است. اين بررسي نشان مي دهد عمده سايتهاي وابسته به دشمنان انقلاب، سكوت رسانه‌اي در قبال اين حادثه بزرگ را در پيش گرفته‌اند.سايت جرس از ترس پرداختن به اين سفر، مسائل دست چندمي مثل آمادگي نيروي انتظامي براي انجام دربي پايتخت را تيتر يك خود كرده بود.سايتهائي مثل راديو زمانه، راديو فردا و ساير رسانه‌هاي فتنه سبز نيز هركدام به نحوي از پرداختن به موضوع فرار كرده و با طرح مسائلي مثل بازداشت شكوري راد سعي نمودند سفر اخير را در حاشيه قرار دهند.اين رسانه‌ها با اعلام خبري سطحي نهايتاً  گفته بودند احمدي نژاد از جنوب لبنان ديدار كرد. جالب آنكه سايت بالاترين كه بيشتر شبيه يك كمپوت رسانه‌اي است كه از هر دري مطلبي بر عليه انقلاب و اسلام  مي‌نويسد، عمده خبرهاي خود را به مرگ يك خواننده معلوم‌الحال ايراني مقيم آمريكا تعلق داده بود.اما رسانه‌هاي خارجي؛ همان رسانه‌هائي كه جيغ بنفش يك معترض خياباني در ايران و كشورهاي اسلامي را هفته‌ها خبر اول رسانه‌ خود مي‌كنند نيز روش مشابه‌اي را در پيش گرفته بودند. بطور مثال؛ رسانه‌هايي مثل فاكس نيوز ، بي‌بي‌سي ، سي‌ان‌ان، ا‌بي‌سي‌نيوز و... مهمترين خبر رسانه‌اي خود را به ارائه اخباري از نجات معدنچي‌هاي شيليائي تعلق داده و اساساً يا هيچ خبري از سفر احمدي‌نژاد ارائه ندادند و يا اگر مطلبي ارائه شده بود، با هماهنگي تأمل‌برانگيزي شبيه رسانه‌هاي فتنه‌گر فارسي تنها به يك خبر كوتاه از زمان سفر احمدي‌نژاد به لبنان و ديدار او از جنوب اين كشور بسنده كرده بودند. اين سكوت؛ ناشي از مرگ رسانه‌اي در گفتن حقايق است يا عمل نكردن به وظايف رسانه‌اي نمي‌دانيم، اما بي‌گمان  يك نكته مهم در اين سانسور خبري، ترس از پرداختن به نقش محوري ايران در مديريت جهاني با سبك نفوذ در توده‌ها و قلبهاي مسلمانان و مردم جهان است. ظاهراً رسانه‌هاي فوق‌الذكر و ديگراني كه نامي از آنها برده نشد،  خفه‌خونيسم سياسي در اعلام حواشي سفر تاريخي احمدي‌نژاد به لبنان را بهترين راه مطرح نشدن محبوبيت مردمي  ايران  تصور كرده بودند.

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

روزنامه جوان

دو سفر، يك پيام

هر كس رابطه ميان خود و خدا را اصلاح كند

خدا نيز رابطه ميان او و مردم را  اصلاح خواهد كرد

21 مهر ماه سال جاري روزي تاريخي براي ملت ايران و لبنان بود.روزي كه رئيس جمهوري كشورمان عازم لبنان شده و با استقبال كم‌نظير مردم و مسئولين اين كشور روبرو شدند. لبناني‌ها از هفته‌ها قبل، خود را آماده پذيرائي از كسي نمودند كه كشور مطبوعش، بزرگترين حامي آنها در جنگ 33 روزه بوده است. با وجود تبليغات گسترده سالهاي اخير، توسط كشورهاي آمريكائي، اروپائي و حتي عربي بمنظور  ايران هراسي در لبنان  و  صرف  هزينه‌هاي فراوان رژيم صهيونيستي براي نفوذ در برخي احزاب و ارتش لبنان؛ هم‌اكنون ايران ريشه‌دارترين كشور در قلبهاي مردم اين سرزمين محسوب مي‌گردد . مراودات نظامي اسرائيل و آمريكا بمنظور تجهيز و فروش تسليحات نظامي به ارتش لبنان بمنظور كمرنگ نمودن موقعيت و توان نظامي حزب‌الله در اين كشور  و جايگزين سازي ارتشي كه هنوز فالانژهاي متمايل به غرب در آن نفوذ دارند به جاي حزب‌الله در حفظ امنيت اين كشور، سياست پنهان و آشكار آمريكا و اسرائيل، بوده و هست.در مقابل اين دسيسه‌ها،  شعار مسئولين نظام اسلامي ايران، تغيير مديريت جهاني از سبك آمريكائي به سبك ايراني- اسلامي با تكيه بر ارزشهاي الهي است. امروز لبنان عرصه خوبي براي آزمودن ميزان استقبال ملتها از روش مديريت جهاني به سبك ايران است. رهبري معظم انقلاب اسلامي همواره بر استقبال مردمي از مسئولين كشورمان  در ساير بلاد، بخصوص  در كشورهاي اسلامي  تكيه داشته‌ و در ديدار كارگزاران نظام - ماه رمضان سال جاري- مشكل بزرگ رژيم صهيونيستي و آمريكا را نداشتن عقبه مردمي در ساير كشورها دانستند؛ ايشان كشورمان را از اين حيث  در منطقه بي‌نظير خواندند. استقبال مردمي از احمدي‌نژاد در لبنان، موهبتي الهي براي نشان دادن صدق گفتار رهبري در كشوري است كه با وجود تفاوتهاي قومي و مذهبي فراوان و دسيسه‌هاي دشمنان اسلام و انقلاب، مردم اين سرزمين دوست و دشمن خود را خوب شناخته‌اند.

در داخل كشور نيز طي روزهاي آتي  و همزمان با ولادت با سعادت امام رضا(ع)، مقام معظم رهبري ميهمان مردم خونگرم قم خواهند بود. همانند دو سفر رسمي گذشته رهبري به قم - سالهاي 74 و 79 -  و استقبال كم‌نظير مردم از معظمُ ‌له، بي شك شاهد «قيام قم براي قمر» انقلاب خواهيم بود. علي‌رغم شانتاژهاي خبري متعدد و تلاش فتنه‌گران براي حوزه سازي و مرجع‌تراشي در شيراز ، شهر قم خواستگاه مرجعيت بوده و خواهد ماند. بي گمان حمايت گسترده  و اعلام آمادگي بي‌مانند مراجع و علماي قم از ميهمان عزيزشان، آب سردي بر همه تلاشهاي فتنه‌گران داخلي است. بدين‌ترتيب در روزهاي پاياني ماه مهر سال جاري، شاهد دو استقبال يكي در داخل و ديگري در  خارج كشور از مسئولين نظام اسلامي بوده و خواهيم بود كه نمادهاي عيني قدرداني مردم، از مسئولين ايران اسلامي است.با اين دو سفر عمق استراتژيك نفوذ در توده‌هاي داخلي و خارجي عيان شده و مشخص مي‌شود  واقعاً چه كسي، يا كساني بي‌شمارند!

 

توقع زائي آفتي براي دولت

دكتر احمدي نژاد در آخرين روز از فروردين ماه سال جاري و همزمان با روز پرستار در سخناني خطاب به وزير بهداشت استخدام 23 هزار پرستار را ابلاغ شفاهي نموده و به ايشان گفت «شما مي‌توانيد آگهي استخدام 23 هزار پرستار را از فردا اعلام كنيد». پس از اين سخنان، تازه دعواي دولت و مجلس بر سر امكان يا عدم امكان استخدامي در اين سطح شروع شد. اين ابلاغ شفاهي كه در آن جلسه  با تشويق حضار روبرو شده بود  آنقدر سخت به نظر مي‌رسيد كه دو هفته بعد، اعظم گيوري(رئيس دفتر پرستاري وزارت بهداشت )، گفت «قطعاً امكان استخدام يكباره 23 هزار پرستار طي يكسال وجود ندارد، وزارت بهداشت حداكثر مي‌تواند سالي 6هزار نيروي جديد استخدام كند كه اگر همه اين ظرفيت به پرستاران داده شود، استخدام 23 هزار پرستار حداقل 4 سال طول مي‌كشد». تذكرات و استدلالهاي مكرر نمايندگان نيز در خصوص غير ممكن بودن چنين استخدامي، بحث داغ آن روزهاي بهارستان نشينها شده بود. از ابلاغ شفاهي آنروز رئيس جمهوري تا كنون با پيگيريهاي مكرر پرستاران و پوشش رسانه‌اي صدا و سيما و ساير رسانه‌ها موضوع استخدام پرستاران تبديل به عاملي براي تخطئه مسئولين دولت و مجلس شده بود. در اين اثناء رسانه‌هاي بيگانه نيز  با  تبليغاتي رسانه‌اي تلاش نمودند تا ضمن ايجاد اختلاف بين دولت و مجلس، تصميمات دولتمردان و بخصوص رئيس جمهور را خلق‌الساعه و از روي احساسات لحظه‌اي بيان كنند. هيئت دولت چند روز پيش در نشستي استثنائي، مشاوران جوان را بعنوان ميهمانهاي ويژه، دعوت نموده و با حضور آنها جلسه‌اي را تشكيل داد. يكي از مهمترين مسائل قابل ذكر در اين جلسه كه متأسفانه همانند مورد قبل مي‌تواند موجبات درگيريهاي متعدد درون و برون سازماني را  ايجاد كند، پيشنهاد احمدي‌نژاد براي استخدام 2000 مهندس راه و ساختمان -به جاي درخواست  200 نفري بهباني- مي‌باشد. اينبار نيز اگرچه تشويق حضار لحظات شادي را براي حاضرين در جلسه فراهم  آورد، اما متعاقب صحبتهاي فروزنده مبني بر سستي وزير راه و همكارانش براي جذب 200 نفري كه معاون توسعه منابع انساني رياست جمهوري اجازه استخدام داده بوده‌است؛ اين سؤال را در اذهان تداعي مي‌شود كه به آيا در بقيه جلساتي كه بدون حضور مدعوين خاص توسط دولتي‌ها برگزار مي‌شود و از صدا و سيما پخش نمي‌گردد نيز همين‌گونه در مورد مسائل مختلف تصميم‌گيري و تصميم‌سازي مي‌شود؟!. خوشبختانه اينبار احمدي نژاد با پيشنهاد برگزاري آزمون سراسري و انتخاب افراد نخبه فرصت زماني خاصي براي اين استخدام فراهم ننمود.لذا تبعات كمتري در انتظار دولت خواهد بود. ذكر نكاتي در خصوص تصميم‌گيريهايي از اين دست لازم است: 1- تصميماتي از اين دست مي‌تواند باعث ايجاد توقع  از شخص اول دولت گردد، لذا ممكن است پس از اين  در هر نشستي جمعي از حضار، درخواستي از ايشان داشته و به نحوي تلاش كنند  دستوري شفاهي از رئيس جمهور بگيرند،در اينصورت  ناتواني كارشناسان و مسئولين مربوطه در اجراي دستورات خلق‌الساعه رئيس جمهور مي‌تواند موجبات نارضايتي مردم از دستگاههاي مختلف را فراهم ‌كند2-تصميمات دولت فاقد كار كارشناسي و عقبه فكري نشان داده شده و تنها تصميم‌گير همه عرصه‌هاي كاري دولت دهم را شخص احمدي‌نژاد نشان خواهد داد، نه يك گروه كاري متشكل از مديران و كارشناسان مختلف. 3-ايجاد شائبه ناهم‌خواني و تفرق  در تصميم‌گيري‌هاي درون دولتي

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

روزنامه جوان

اتحاد خندقي براي احزاب امروز

مقام معظم رهبري در ديدار جمعي از كارگزاران حج ابراهيمي در بخشي از بيانات خود ضمن تأكيد بر مسئله حفظ وحدت بين همه مسلمانان شرايط كنوني را همانند شرايط  جنگ احزاب در دوران پيامبر دانستند. جنگ احزاب، چنانکه از نامش پیداست، نبردی بود که در آن تمام قبائل و گروههای مختلف دشمنان اسلام برای کوبیدن «اسلام جوان » متحد شده بودند.بعضی از مورخان نفرات سپاه «کفر» را در این جنگ بیش از ده هزار نفر نوشته اند، در حالی که تعداد مسلمانان از سه هزار نفر تجاوز نمی کرد. چند نكته در جنگ احزاب حائز اهميت است1- سپاهيان دشمن با همكاري يهوديان  كمر بر يكسره كردن كار اسلام بسته بودند 2-مسلمانان با ديدن لشگر كفر و محاصره شهر، روحيه خود را باخته بودند3- حفر خندق با پيشنهاد يك ايراني در اطراف مدينه براي اولين بار اتفاق افتاد و سابقه قبلي نداشت4-محاصره يك ماهه مدينه توسط مشركان به دليل ناتواني در عبور از خندق 5- دليري علي (ع) و هلاكت نقطه اتكاي كافران(عمرو بن عبدود) باعث بازگشت روحيه مسلمين و شكست روحي كفار شد.

در حال حاضر كه كافران با تمام قوا و امكانات رسانه‌اي و با سياست هراس‌زائي از اسلام؛ درصدد شكست اسلام برآمده‌اند. بايد در انديشه طرحي بود كه پاسخ مناسبي براي هجوم اوليه قرآن سوزان امروز باشد. شباهتهاي دوران معاصر با صدر اسلام را مي‌توان در چند مورد خلاصه كرد1-دشمنان اسلام با همكاري صهيونيستها براي از بين بردن اسلام آنچنان كمر همت را بسته‌اند كه از آتش زدن قرآن بعنوان مهمترين سنگ بناي وحدت بين مسلمين كوتاهي نكرده و علناً اسلام هراسي و اسلام زدائي را در سرزمينهاي مختلف مي‌كنند 2- امكانات نرم‌افزاري و سخت‌افزاري دشمنان در اين دوران به قدري پيشرفت نموده است كه بسياري از مسلمانان با وجود اطلاع از ماهيت خبيث دشمنان خود، روحيه مقابله را از دست داده و عملاً در صحنه‌هاي سياست بين‌الملل جز ايران اسلامي كشور ديگري آمادگي پرچم‌داري مقابله با كفار را ندارد، لذا پيشنهاد طرحي ايراني كه همانند خندقي محكم بتواند سد نفوذ اوليه در برابر تحريكات و دست‌اندازيهاي دشمنان اسلام باشد نياز ضروري امروز اسلام است.3-جهان اسلام در صورت ايجاد سد نفوذ محكمي در مقابل متجاوزان به اسلام، بايد منتظر روزهاي سخت و محاصره‌هائي از جنس محاصره‌هاي اقتصادي باشد.

همانطور كه از لسان رهبر معظم انقلاب اسلامي بيان شد «اتحاد» و تكيه بر نقاط مشترك به جاي پافشاري بر متفرقات مهمترين راه حل براي ايجاد روحيه در بين مسلمين جهان است. امري كه براي ايجاد آن بايد بستري فراهم گردد تا نخبگان عالم اسلام بتوانند همصدائي لازم را تمرين نمايند. حج ابراهيمي بعنوان يكي از مهمترين مشتركات مسلمين و شرايط ايده‌آلي كه در اين مراسم معنوي براي تبليغ و ترويج  مسئله  اتحاد بين مسلمين فراهم است. مي‌تواند زمينه ساز همرأيي مسلمين سراسر جهان براي رسيدن به اين راهكار اساسي باشد. حضور برخي علماي بي تعصب و آگاه به مسائل مختلف سياسي و اسلامي در جمع حجاج بيت‌الله الحرام و ايجاد فهم مشترك بين‌ دول اسلامي براي ايجاد اين خندق روحيه ساز و روحيه‌زا،  نياز ضروري امروز مسلمانان در ايام حج مي‌باشد؛ لذا پيش از برگزاري اين مراسم ارتباط با نخبگان جهان اسلام براي توجيه طرح "اتحاد" بايد در دستور كار كارگزاران حج و دستگاههاي مختلف اجرائي كه با مراكز مختلف اسلامي جهان ارتباط دارند قرار گيرد، تا از فرصت ايام حج،  بتوان نتيجه‌ مثبتي همانند پيروزي در جنگ احزاب صدر اسلام، حاصل نمود.

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

روزنامه جوان                                                  جوان آنلاين

روزنامه حزب‌الله                                             شيرازه

 

 

دشمن‌تراشي يا دشمن شناسي

خبرگزاری دولتی روسيه به نقل از "ژنرال نیکولای ماکاروف" وزیر دفاع این کشور گزارش داد: «مسکو به این نتیجه رسیده كه  فروش سامانه موشکی "اس-300" به جمهوری اسلامی ايران، در چارچوب تحریم های شورای امنیت قرار می گیرد، پس این سامانه را به ایران تحویل نخواهد داد!». اين در حالي است كه قرارداد فروش سامانه موشكی "اس-300" در سال 2007 منعقد شده است.

"تاتيانا دياچنكو" دختر كوچك "بوريس يلتسين" اولين رئيس‌جمهور روسيه بعد از فروپاشي شوروي مي‌باشد. اين دختر كه در روسيه به او لقب "تاتياناي خبيث" داده بودند؛ در واقع بنيانگذار يك "مافياي يهودي روسي" با كمك سرويس جاسوسي اين كشور(ك.گ.ب) مي‌باشد.مافيايي كه بعدها دست‌اندازيهاي فراواني به منابع اقتصادي روسيه داشته است. همين کانون بود که يک سرهنگ گمنام ک. گ. ب. به‌نام "ولاديمير پوتين" را کشف و به يلتسين معرفي کرد؛ يلتسين وي را کارگزاري کارآمد تشخيص داد و در سال 1995 به عنوان نخست‌وزير منصوبش نمود. مي‌گويند يلتسين با پوتين شرط کرد که تو را رئيس‌جمهور روسيه خواهم کرد مشروط بر اين‌که خانواده من و ثروت‌شان هماره مصون از تعرض باشد.بدينسان، در 31 دسامبر 1999، در آستانه هزاره سوّم ميلادي، يلتسين (متوفي 23 آوريل 2007) به بهانه بيماري از رياست‌جمهوري کنار رفت؛  پوتين زمام امور را به دست گرفت و اندکي بعد در انتخابات مارس 2000 رئيس‌جمهور شد؛ وي در 12 فوريه 2001 فرماني را صادر کرد که رؤساي جمهوري پيشين و اعضاي خانواده‌شان را از پيگرد قانوني مصون مي‌کرد. پوتين با همين سازوکار در سال 2008 جواني 42 ساله و ناشناخته به‌نام "مدودوف" را به عنوان رئيس‌جمهور روسيه مطرح نمود.

هر چند در طول سالهاي رئيس‌جمهوري پوتين به دليل مناقشات سنتي روسيه با غرب، دربهاي اين كشور آنچنان بر روي سياسيون آمريكا باز نبود، اما "مدودف" به دليل شرايط خانوادگي و رابطه‌اش با لابي‌هاي صهيونيسم، تفاوتهاي اساسي با "پوتين"  داشته و دارد. در حالي كه مدودف با قرارداد استارت2 و نشان دادن چراغ سبز  به آمريكائي‌ها، سرمايه‌گذاري شركت‌هاي آمريكائي در كشورش  را به انتظار مي‌كشيد، براي اثبات صداقت خود نسبت به آمريكا، ابتدا قطعنامه 1929 بر عليه ايران را امضاء نمود.رئيس جمهور مكتبي ايران اسلامي در همان زمان با اقدامي شايسته تأكيد كرد :"روسیه کاری نکند که ملت ایران آنها را در صف دشمنان تاریخی خود قرار دهند".  این موضع‌گیری كه در زمان خودش  اقدام مناسبی به حساب مي‌آمد نشان داد؛ دستگاه ديپلماسي ايران به پشتوانه خواست مردم آن‌، در صورتي كه تشخيص دهد دشمنان ديروز ملت ايران كه چند صباحي بدلايل سياسي و اقتصادي رنگ عوض كرده بوده‌اند، اگر  بخواهند اقدامي بر خلاف مصالح نظام اسلامي انجام دهند، به راحتي دست رد به سينه آنها زده خواهد شد. رئيس جمهور زن‌باره روسيه كه علاوه بر فساد اخلاقي، فسادهاي اقتصادي او در گازپروم روسيه، زبان‌زد خاص و عام در اين كشور مي‌باشد، با داشتن مادري يهودي، روابط بسيار خوبي با لابي‌هاي صهيونيسم داشته، در اقدامي تأمل‌برانگيز طي  ‌روزهای ‌اخیر ‌موافقتنامه ‌ ‌همکاری ‌نظامی  با  ‌اسرائیل را نيز  ‌امضا ‌نموده است.تصميمات مدودف در صحنه داخلي روسيه نيز جنجال برانگيز بوده است، بطوري كه چند ماه گذشته، برخي افراد شاخص سياسي اين كشور  بواسطه مخالفت با سياستهاي غرب‌گرايانه مدودف، با غضب او مواجه شده و راهي زندان شده‌اند. همچنين مدودف به تازگي در اقدامي سؤال برانگيز یکی از پر سروصدا ترین تصمیمات کاری خود را گرفت و "یوری لوژکوف"(شهردار مسکو و یکی از با نفوذترین سیاستمداران روسیه) را از سمت خود برکنار کرد.بركناري اين فرد كه  ارتباطات بسيار خوبي با پوتين داشته و در عين حال از مخالفين سرسخت رابطه روسيه با آمريكا محسوب مي‌شود به تشديد هر چه بيشتر اختلاف پوتين با مدودف انجاميد. با توجه به مسائل مطرح شده در خصوص غلتيدن سياست مسكو به سمت غرب كه نمونه تاريخي آن منجر به فروپاشي شوروي شده بود، اين سؤال مطرح مي‌شود كه "مدودف شناسي" چه تأثيري در سياست خارجي ايران خواهد داشت؟. آيا اكنون كه مدودف در دشمني با ايران شمشير را از رو بسته است، عبور از شرق بعنوان "استراتژي استقلال" كه همواره گفتمان اصيل انقلاب بوده و تكيه بر  شعار "نه شرقي و نه غربي" كه در مكتب امام خميني(ره) در سخت‌ترين دوران دفاع مقدس نيز پيش‌برنده بود و  با گذشت 30 سال از انقلاب و تثبيت پايه‌هاي نظام ولائي ما اثر بخشي بيشتري خواهد داشت، بهترين شيوه مواجهه با دشمنان ما نخواهد بود؟. بيان واقعيت حاكم بر سياست كنوني مسكو، به معني "دشمن‌تراشي" از  كشوري نيست كه در مقطعي بر اساس مصلحتهاي مورد نظر ما  برخورد نكرده است، بلكه نشان‌دهنده  واقعياتي است كه دليل پافشاري ايران در مسائل اساسي- مثل دستيابي به انرژي صلح‌آميز هسته‌اي- را  بدون وابستگي به شرق و غرب  نشان مي‌دهد.در برهه‌هاي حساس، شناخت دشمن براي ادامه راه استقلال و ايستادگي مهمترين رمز پيروزي‌ خواهد بود. اكنون ايران به درجه‌اي از توانمندي نظامي رسيده است كه تحويل يا عدم تحويل چند سامانه موشكي خللي در عزم و اراده ملت ايران وارد نكرده و نشان ضعف نظامي آن محسوب نمي‌شود.دشمنان ما نيز خوب مي‌دانند كه با اين دسيسه‌ها شرايط را براي حمله احتمالي نمي‌توانند فراهم كنند، بلكه بايد منتظر روزهائي باشند كه بواسطه همين اقدام روسيه، ايران صادر كننده سامانه‌هاي دفاعي موشكي و بومي خود به كشورهاي ديگر شده است. همانطور كه بعد از تصميم كنگره آمريكا براي تحت فشار قرار دادن ايران با تحريم واردات بنزين به تازگي با خبر شديم ايران صادر كننده بنزين به كشورهاي منطقه شده و اين  اقدام ايران، حتي قيمت بنزين را در منطقه پائين آورده است.

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

روزنامه جوان                                                          جوان آنلاین

 

پته‌هاي روي آب

از اولين سفري كه دكتر احمدي نژاد به نيويورك داشته است تا آخرين آنها كه چند روز پيش ولوله‌اي در رسانه‌هاي آمريكائي ايجاد نمود، زبان صادق ايشان همواره براي سياسيون غرب و بخصوص آمريكا، مشكل‌آفرين بوده است. سخن گفتن بدون واسطه با مردم آمريكا همزمان با برگزاري مجمع عمومي سازمان ملل، استراتژي پيش‌برنده‌اي است كه سانسورهاي مختلف خبري را بايكوت نموده ، سدهاي نفوذ و ترجمان سخنان گوينده،  بنا به ميل صاحبان اين قدرت‌هاي رسانه‌اي را  محدود و به راحتي پشت سر گذاشته است.

در طول سالهاي مختلف بعد از انقلاب سابقه نداشته است كه رؤساي جمهور آمريكا شيوه‌اي را براي «گفتمان مستقيم» با مردم ايران امتحان كرده باشند. پس از آنكه احمدي نژاد با طرح برخي احتمالات در خصوص 11 سپتامبر دولت‌مردان آمريكائي را برآشفت، و سؤالاتي از جنس تشكيك در موضوع هولوكاست را مطرح نمود، اوباما به صرافت افتاد تا او هم روش احمدي نژاد را امتحان كند. روي‌آوردن اوباما به گفتمان مستقيم با مردم ايران با شبكه‌اي كه ملت ما دل خوشي از آن ندارند، داراي چند پيام مهم مي‌باشد كه عبارتند از:

1- تأسي آمريكا از ايران در رسيدن به هدف؛ به عبارت ساده‌تر ، بر خلاف تبليغات وسيع معاندين انقلاب، اقدام دولت مردان ايران آنقدر اثر بخش بوده كه خود آمريكائي‌ها نيز تصميم گرفته‌اند همين شيوه را در پيش بگيرند 2- احتمالاً مشاوره صهيونيست‌ها با رئيس جمهور آمريكا در انجام اين مصاحبه فرمايشي دخيل بوده است، چرا كه بعد از نفي هولوكاست در دوره‌هاي گذشته توسط احمدي‌نژاد ، برخي يهوديان ساكن در آمريكا و كشورهاي اروپائي كه مخالف اقدامات ضد بشري صهيونيست‌ها -به نام حمايت از يهود- بودند؛ جرأت اظهار نظر در خصوص اين دروغ تاريخي و همراه شدن با احمدي‌نژاد را پيدا كرده و  بعيد نيست، روشن‌انديشان و گروهي از مخالفان امكان فروريختن برجهاي دوقلو توسط القاعده، هم‌زبان با رئيس جمهور ايران فعال شده ، اين حادثه را مورد نقد قرار داده و مخالفتهاي خود را با اقدامات احتمالي آينده دولت آمريكا به بهانه 11 سپتامبر علني كنند3- ياركشي از ميان ملتهاي دو طرف دعوا راهكار مقابله گفتماني در اين سطح خواهد بود و  تنها دلخوشي اوباما براي ياركشي از داخل ايران،  بي‌گمان فتنه‌گران حوادث بعد از انتخابات سال گذشته‌اند كه مدتهاست پاي ‌در گل مانده و بي رمق شده‌اند و لابد بهترين كانال ارتباطي فتنه‌گران داخل با خارج از كشور بي‌بي‌سي فارسي بوده و هست كه اوباما اين شبكه را بر تمام شبكه‌هاي ديگر ترجيح مي‌دهد  4- در دوئل رسانه‌اي اخير بر خلاف هميشه،  توپ در زمين آمريكاست و آنها در حالت تدافعي قرار گرفته‌اند نه تهاجمي. اكنون ايران در ترازي از قدرت رسانه‌اي قرار گرفته است كه مجبور نيست جواب كسي را پس بدهد، بلكه ديگران بايد پاسخگوي اعمال و رفتار خود باشند 5- شكست ابّهت پوشالي صاحبان قدرت، بطوري كه دارنده  اصلي "حق وتو" ، مجبور به قانع نمودن افكار عمومي بواسطه افشاگريهاي نماينده كشوري شده  است كه دولتمردان آن كشور در گذشته  اجازه اظهار نظر در موضوعات مختلف جهاني را نيز نداشته‌اند، چه رسد به "نقد صاحبان حق وتو" . اين مهم، نشانه‌اي از تزايد قدرت ايران در ديپلماسي عمومي و تأثير گفتمان انقلاب در توده‌ ملت‌هاست6-انتخاب شبكه بي‌بي‌سي فارسي به جاي بخش فارسيراديو صداي آمريكا( VOA ) نشانه افول و  بي‌اهميت بودن اين شبكه آمريكائي در پيشبرد اهداف خصمانه آمريكا بر عليه ايران  است.7-انتخاب يك  شبكه انگليسي و تطابق اين اتفاق با خروج نمايندگان انگلستان از سالن مجمع همزمان با نمايندگان آمريكا به محض طرح مسئله 11 سپتامبر توسط احمدي‌نژاد از طرفي و همراه بودن انگليس از ابتداي حملات آمريكا به خاورميانه به بهانه فروريختن برجهاي دوقلو؟!، نشانه دست داشتن توأمان اين دو استعمارگر در حادثه‌سازي يازده‌سپتامبر و  همكاري اين دو كشور براي نيل به مقاصد توسعه‌طلبانه و چنگ‌اندازي به منافع اقتصادي خاورميانه است.بعبارت روشنتر هر جرمي كه بواسطه 11 سپتامبر دامنگير دولت‌مردان حال و گذشته آمريكاست، متوجه استعمار  پير  انگليس نيز هست. امروز انگليسيها مجبور هستند براي افكار عمومي، در همراه نمودن رسانه  و نماينده‌هاي خود با آمريكا،  در مواجهه با يك سؤال ساده از  واقعه مشكوك 11 سپتامبر، دليل قانع كننده‌اي بياورند.        

اينها و دهها مورد ديگر از جمله نكاتي هستند كه هرچه بيشتر اتفاقات رسانه‌اي مجمع عمومي سازمان ملل را بررسي كنيم "پته‌هاي بيشتري از رژيم‌هاي امپرياليسم و زورگوي جهان روي آب مي‌افتد" .  در اين بازي رسانه‌اي برنده و بازنده‌ها مشخص هستند، اما فارغ از تعيين برنده و بازنده، واكاوي حواشي مصاحبه‌هاي همراه با دستپاچگي مقامات آمريكا و سوتي‌هاي نادانسته مقامات و سياسيون اين دو امپرياليست، حقايقي را آشكار مي‌كند كه نشان از گير افتادن استعمار گران ديروز در باتلاقي  است كه براي رهائي از آن هر چه بيشتر دست و پا  بزنند بيشتر فرو رفته  و به هلاكت نزديك‌تر مي‌شوند. 

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

روزنامه جوان

        

سازمان ملل خاكريزي براي ايران

احمدي نژاد در ارائه نظرات برخواسته از روح آرمان‌خواهي يك ملت مسلمان در نيويورك، سنگ تمام گذاشت.مكاني كه با وجود ادعاي صاحبان  و سازندگانش هميشه مدافع حقوق قدرتمندان زورگوي جهاني بوده است.شايد بهتر بود به جاي نام سازمان ملل نام سازمان دولت‌هاي امپرياليسم را بر آن مي‌نهادند.توحش برخواسته از تفكرات يانكيهاي هفت‌تيركش لنگه دنيا بر ظاهر فريبنده دموكراسي آنها غلبه كرده است.چرا كه با سلاح جهالت  اوراقي را در منهتن سوزاندند كه بعد از 1400 سال همچنان مبارز مي‌طلبد تا فقط يك آيه شبيه آياتش خلق شود. اگر سالها پيش از اين،  گروهي به ظاهر مسلمان در اهانتي آشكار قرآن  را بر سر نيزه كرده بودند، از مردماني كه ادعاي مسلماني نيز ندارند چنين  كاري خيلي بعيد نيست. تفاوت ديروز و امروز در آن است كه آنروز جاهلاني قرآن ناطق را مجبور به سكوت كردند و امروز نطق آن يگانه دوران در گفتمان انقلاب اسلامي زنده است تا از بلندگوهاي سازمان ملل از زبان يك ايراني بيان شود.اگر ديروز صداي آن قرآن سخنور جز تا گوشهاي "مالك"  و اندك راسخان اطراف او نمي‌رسيد، امروز عالمي صداي حق‌ را مي‌شنوند. گوينده اين گفتمان حق، هر كسي باشد تنها بواسطه اتصال به اصالت دين زبانش برندگي دارد و بس . بگذار تا رؤساي جمهور وابسته و ترسو، دشمنان و دوستان نادان صندلي‌هايشان را ترك كنند. صاحبان اين صندليهاي خالي مردماني هستند كه با يك كليك ساده همه آنچه برخي جرأت و توان شنيدنش را نداشتند، مي‌شنوند.  در آينده‌هائي نه چندان دور، ذهن فرزندان پاكستان، بغض رهبر جمهوري اسلامي ايران در عيد فطر امسال  و گلوله‌هاي آتشين مدعيان دموكراسي را  بطور همزمان به خاطر خواهد آورد، و تاريخ عريان‌تر شناخته خواهد شد. آنروز خيلي‌ها بايد جواب همراهي با قرآن سوزان نادان و يتيم نمودن فرزندان اسلام  را پس بدهند. آن را بر سر نيزه كرده‌ بوند تا مسئوليتهاي دنياآن اكنون كه  با سلاح بيان و در نبردي ميان حق و باطل فرزندي از فرزندان انقلاب و جنگ هشت ساله به نمايندگي از "شهيد همت "‌هاي واقعي  ديروز و امروز با سلاح منطق و بيان همه رشته‌هاي دوست‌داران راه‌اندازي جنگهاي صليبي را پنبه كرده و فاتح حقيقي سنگرهاي سازمان ملل مي‌باشد؛ اميد به فتح سنگرهاي ديگر، اميدي بي جا نخواهد بود. اگر از ديروزمان كه صحنه جنگ بود بپرسند، اين روزها يادآور گفتمان جهاد و شهادت و يادآور دليريهاي همرزمان سابق رئيس‌جمهورمان است

 و اگر از حال و روز امروزمان پرسيده شود، فتح سنگرهاي خالي مجمع عمومي سازمان ملل گوياي واقعيت ما ايراني‌هاي مسلمان است. وقتي جملات احمدي‌نژاد به مسئله 11 سپتامبر رسيد، نمايندگان آمريكا و انگليس؟!  در سازمان ملل  پا به فرار گذاشتند. انحصارگرايان آزادي بيان كه آبروي آزادي را با قرآن سوزي خورده بودند، با فرار از مقابل يك سؤال ساده  حيا را نيز "قي" كردند. تا ديروز فكر مي‌كرديم اگر  عده‌اي به اسم دولتمردان يك كشور هنگام سخنراني رئيس‌جمهور كشورمان سالن جلسه را ترك كنند، نشانه‌اي از مهجوريت ما در جهان است، اما اكنون كه نيك مي‌نگريم؛ بود و نبود  مشتي دشمن  و  مزدوران  آنها كه رياست چند روزه  بر دولت‌‌ها تنهاي آرزوي آنهاست؛ نشانه خوبي براي ارزيابي  ميزان مهجوريت در دنيا نيست . اگر اينها نشانه‌اي از تنها ماندن ايران بود، بايد تاكنون منتظر حملات آمريكا و اسرائيل به خاك كشورمان بعد از استراتژي فرار از صندليهاي سازمان ملل در سال گذشته مي‌بوديم. كساني  كه در مقابل منطق بيان فرار را برگزيده‌اند در آينده بايد پاسخوگي سؤالهاي اساسي بيشتري باشند.  سؤال سازي در ذهن ملتها آن سلاح استراتژيك و كارائي است كه سالهاست نظام ما را بيمه كرده است. بگذاريد  در "بالاترين" سايت وابسته به خودشان شانتاژ خبري  كنند كه احمدي نژاد براي صندليهاي خالي سخن گفت. اگر اينگونه است چرا در فراري رو به جلو اوباما مجبور شده است آسمان و ريسمان كند كه مردم ايران در 11 سپتامبر 2001 شمع روشن كرده بودند و اين يعني مردم با حرفهاي احمدي نژاد مخالفند!!. اينها كه قرار است اين حرفها را بشنوند و پاسخ بگويند در همان صحن سازمان ملل چرا پاسخ نمي‌دهند،تا جوابشان را بگيرند. اگر هم قرار است نشنوند و سالن را خالي كنند چرا زير فشار افكار عمومي پاسخي مي‌دهند كه فقط حرفي زده باشند؟!. با برافراشتن همزمان قرآن و كتاب مقدس در سازمان ملل، ميدان مبارزه ما با جهانخواران عالم، از مقابله مذهبي به مقابله منطق با  زور تبديل شد. در يك طرف اين مبارزه منطقيون عالم به نمايندگي از ايران  و در طرف ديگر زورگويان به نمايندگي از صهيونيست‌ها -كه مظنون اصلي بسياري از رخدادهاي نامبارك مثل فروريختن برجهاي دوقلو به شمار مي‌روند- قرار دارند. در اين مبارزه  فقط مسلمانان در جبهه ما  نيستند؛ مسيحيان واقعي نيز به ما ملحق شده‌اند، چرا كه تنها كسي كه كتاب مقدس آنها را در صحن سازمان ملل برافراشته يك مسلمان است، آنها نيز امروز وظيفه دارند تا كساني را كه در نزديكيهاي سازمان ملل قرآن مسلمانان را سوزانده بودند پيدا كنند. فاتح امروز سازمان ملل آنهائي نيستند كه دولتهاي بيشتري در سخنرانيشان حضور داشته‌اند، فاتحان اصلي  كساني خواهند بود كه صاحبان اصلي آن صندليها را با خود همراه كرده‌اند و بي شك صاحبان واقعي آن صندليهاي خالي ملت‌هاي عالمند.

لينكهاي اين مطلب:

پارس پرس                                                  روزنامه جوان                                          

صندليهايي براي  ملتها

ششمين حضور احمدي نژاد در مجمع عمومي سازمان ملل همانند 5 سفر قبلي ايشان با حاشيه‌هائي همراه بوده است.بي شك استفاده از فضاي سازمان ملل بمنظور  قرار گرفتن در كانون توجه دولت‌ها و بخصوص ملتهاي مختلف جهان و رساندن پيام انقلاب اسلامي به جهانيان  مهمترين دست‌آوردهاي اين  سفرهاست.تا سال 84 رؤساي جمهور ايران تنها دوبار ميهمان اين مجمع بوده‌اند كه يكي از آنها در سال 1366 با حضور مقام معظم رهبري(دوران رياست جمهوري معظم‌له) و ديگري سال 1377 و با حضور سيد محمد خاتمي صورت گرفته بود.سفرهاي احمدي‌نژاد هم به لحاظ كمّي بيشتر بوده و هم به لحاظ حساسيت‌هاي ايجاد شده توسط سران و رسانه‌هاي وابسته به غرب بسيار بيشتر از گذشته مورد توجه مردم دنيا قرار گرفته  است.در طي اين 6 سفر؛ ترك سالن همايش توسط نمايندگان آمريكا واسرائيل و ترغيب ساير كشورها براي انجام اين كار، همواره  يكي از حربه‌هاي مهم دشمنان ما بوده است.سؤال اينجاست، آيا  اين  "استراتژي تحقير منتخب يك ملت"،  از طرف كشورهائي كه خود را مدعي دموكراسي و آزادي بيان مي‌دانند، براي ايران يك فرصت است يا تهديد؟!.طرح اين سؤال ممكن است در ابتدا عجيب باشد، چرا كه،  وقتي هجمه سنگين و تبليغات وسيع رسانه‌هاي وابسته به غرب به منظور تحقير ايران در جامعه بين‌المللي را  مشاهده مي‌كنيم؛ از اين اتفاق ناخرسند مي‌شويم ، از طرفي در طول اين سالها اپوزيسيون داخلي نيز تلاش نموده تا در حد وسع خود براي تحقق اين  "پروژه تحقير" به دشمنان خارجي به انحاء مختلف كمك كرده  و يا خود را به نحوي منتفع نمايد .بطور مثال سال گذشته  فتنه‌گران ، تلاش مي‌نمودند با دستاويز قرار دادن اين اتفاق(خالي شدن برخي صندليهاي سازمان ملل هنگام سخنراني احمدي نژاد)  و بزرگنمائي آن در داخل كشور، آب بر آسياب دشمنان نظام ريخته و در سطح داخلي خود را مطرح نمايند. در سال جاري نيز سعي شد با حربه شعارگوئي شبانه ، همزمان با اولين شب حضور احمدي‌نژاد در نيويورك، خوراك تبليغاتي خوبي براي رسانه‌هاي خارجي و مصاحبه‌كنندگان فرمايشي غرب فراهم كنند. غافل از آنكه خصوصيات ذاتي دكتر احمدي نژاد در مواجهه با رسانه‌هاي غربي كه به تازگي با دستورالعمل‌هاي رسمي و دولتي نيز  موظف به تخريب چهره ايشان شده‌اند، بسياري از مردم جهان و آمريكا را كه شايد  تا پيش از آن، نامي هم از ايران نشنيده بودند با آرمانهاي انقلاب آشنا نموده است. تنها با نگاهي گذرا به مهم ترين عناوين بخش هاي خبري شبكه هاي مهم جهان و با يك كليك ساده بر روي آيكون "اخبار" (news) سايت‌هاي google يا yahoo  مي‌توان به ميزان بازتاب و اهميت سفر رييس جمهوري ايران به نيويورك و اظهارات وي در مصاحبه با رسانه ها پي برد.مطمئناً  اگر تبليغات منفي رسانه‌هاي غربي نبود، اينهمه بازديد و دانلود از سخنان نماينده جمهوري اسلامي ايران اتفاق نمي‌افتاد، شايد بسياري از مردم دنيا، تاكنون حتي يك‌بار هم انگيزه خاصي براي شنيدن سخنان رئيس جمهور كشورهايي مثل مالزي ، اندونزي و يا كشورهاي شبيه به آنها كه حساسيتي براي شنيدن سخنانشان نيست، نداشته‌اند. اگر فضاسازي منفي و خروج از سالن همايش در هنگام سخنراني احمدي‌نژاد  اتفاق نمي‌افتاد ، بي توجهي عمومي به سخنان نماينده  ايران  نيز محتمل بود، اما اكنون بسياري از مردم دنيا دوست دارند صحبت‌هاي احمدي نژاد را به عنوان يك رييس جمهور شجاع بشنوند، امروز سياست‌هاي آمريكا عليه ايران در خود اين كشور و براي مردم آن  نيز خريدار  كمي داشته و  ديالوگ تهاجمي ايران جاي خود را حتي  در رسانه‌هاي آمريكايي باز كرده است. به اين خبرها دقت كنيد: «خبرگزاری آسوشیتدپرس روز دوشنبه در گزارشی از نیویورک نوشت: قدرت بیان احمدی‌نژاد رئیس جمهوری ایران در طول سال های گذشته بیشتر شده است. "پایگاه اطلاع رسانی حزب اسلامی مالزی (پاس)": رییس‌جمهوری ایران در دیدار با بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد خواستار تغییر ساختار این سازمان برای تامین شدن حقوق کشورها شد. روزنامه "جاکارتا پست" :آینده از آن ایران است و آمریکا باید بپذیرد که ایران نقش اساسی در تعیین قدرت جهان دارد.روزنامه "دامینیون پست نیوزیلند" به نقل از رییس‌جمهوری اسلامی ایران، در مورد تاثیرات تحریم علیه ایران نوشت: اگر تحریم‌ها بر ایران تاثیر داشت من هم اکنون در نیویورک نبودم». همانطور كه مشاهده مي‌شود، امروز رسانه‌هاي شرق و غرب عالم خواسته و ناخواسته، با نگاههاي منفي و مثبت، از روي دشمني يا از سر دوستي، گفته‌هاي مردي را ترويج مي‌كنند و بسياري از ملت‌ها اين جملات را مي خوانند يا مي‌بينند كه شايد دولتمردانشان سالن همايش را به نشانه اعتراض به احمدي نژاد يا همراهي اجباري و ترس از آمريكا و متحدانش، ترك كرده‌ باشند. از آنجائي كه گفتمان اين دولت همان گفتمان انقلاب(برخواسته از فرهنگ ناب اسلام)  و مخاطب اصلي آن همواره ملت‌هاي عالم بوده‌اند،  بي‌گمان بر قلبهاي ملتهاي عالم خواهد نشست؛  لذا مي‌توان اميد داشت كه آرمانهاي  انقلاب اسلامي ايران با كمك ناخواسته و از روي حماقت دشمنان خود، در حال صدور بوده  و دور نيست روزي كه مردم آزاده جهان دولتهايشان را  نيز مجبور به پذيرش اين گفتمان كنند. "عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد".

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

جوان آنلاين                                               رجانيوز

بولتن‌نيوز                                                جهان نيوز                                                               

 ابابيل                                                     خبرگزاري فارس                                                  

ويكيو                                                    ملل نيوز