قانون‌دانان قانون‌شکن

«همانطور که همه بدان واقفیم و قانون اساسی نیز در بند[اصل] 27 به آن اشاره کرده اعلام خواست‌ها، مطالبات و حق اجتماعات جزو حقوق روشن مردم است و کسی نمی‌تواند این حق را از مردم سلب کند، در نتیجه هرزمان که مردم لازم ببینند از این حق استفاده خواهند کرد و منتظر پیام من و امثال من نخواهند بود.»
اینها جملاتی از میرحسین موسوی است که چندی پیش و همزمان با فرارسیدن ایام‌الله ماه مبارک رمضان و احتمالاً برای دمیدن مجدد در شیپور تجمعات خیابانی در روز قدس بیان کرده است.
فردی که پس از پشت سرگذاردن یک سال پرهیاهو و تلاش گسترده‌اش برای به میدان کشاندن طرفدارانش در خیابان‌ها به مناسبت‌های مختلف و ناکامی در اجرای پروژه آشوب‌سازی در روزهایی مثل 22بهمن88، اکنون با فرار به جلو تلاش می‌کند ضمن تشویق ضمنی هوادارانش برای تکرار افتضاح روزه‌خواری مشتی مزدور و بی‌دین درمقابل چشمان مردم روزه‌دار به نام جنبش مردمی، به نوعی خود را در حاشیه امنی مبنی برعدم دعوت مستقیم مردم به تجمع قرار دهد.
گفتمان «استفاده از حق توسط مردم هرزمان که لازم بدانند» از کسی صادر می‌شود که در روز انتخابات با حضور غیرقانونی درمقابل خبرنگاران و اعلام پیروزی قطعی‌اش، اولین قانون‌شکنی رسمی خود پس از انتخابات را آغاز نمود؛ بی‌شک چنین شخص قانون‌شکنی حق دم‌زدن از قانون و یادآوری حق مردم را ندارد. همانطور که معادلات سیاسی سران فتنه آنها را ناچار به گزینش «مناسبت‌محوری» به جای «سازمان‌محوری» برای ادامه مبارزه خود با انقلاب نموده است، ناگفته پیداست که علت‌العلل تکیه براصل 27 قانون اساسی همزمان با آغاز ماه رمضان توسط یکی از مشوقین ساختارشکنی در روز قدس سال گذشته و روزی که یادگار معمار انقلاب می‌باشد، چه معنا و مفهومی می‌تواند داشته باشد. تشویق برای تکرار پروژه شعارهای ساختارشکنانه و توهین به دین مبین اسلام، مسلمانان سایر کشورها و انجام اعمال غیرمذهبی حتماً قانون‌شکنی بزرگی است و بنابراین هر اقدام و عمل ساختارشکنانه در این روز، ناقض اولین اصل قانون اساسی ـ که تکیه بر دین مبین اسلام دارد ـ تا یکصدوهفتاد و ششمین اصل آن ـ که براساس تأمین امنیت جامعه تدوین شده است ـ می‌باشد.
اقداماتی که فتنه‌گران دوباره خود را مهیای انجام آنها می‌کنند، در واقع می‌توان گفت تمامی اقدامات ایذایی چند وقت اخیر، از شکایت حزب تعلیق شده مشارکت علیه یک عنصر اطلاعاتی که بیش از یکسال پیش سخنانش در رسانه‌ها یا توسط بلوتوث منتشر شده است، تلاش برای پایان اعتصاب غذای چندزندانی که قبلاً قسم یاد کرده بودند به هیچ قیمت اعتصابشان را نخواهند شکست و درست با شروع ماه رمضان عهدشکنی کردند، تا مصاحبه‌های اخیر کروبی و موسوی درخصوص قانون و حق تجمع برای مردم! همه و همه زمینه‌سازی برای آماده‌سازی مجدد جنبش مضمحل به اصطلاح سبز برای مناسبتی دیگر است و میرحسین و کروبی با تغییر واژگان و جملاتی شبیه «عدم انتظار مردم برای پیام آنها جهت تجمعات خیابانی» در واقع تلاش می‌کنند:
1ـ اگر اجتماعی صورت گرفت، دوباره در فضای مرده بازی سبز خود را زنده کنند 2ـ اگر تجمعی صورت نگرفت، علت را عدم صراحت لهجه آقایان برای حضور مردم بدانند و اینکه مردم! فعلاً تا اینها رسماً اعلام نکنند لازم ندیده‌اند به خیابان‌ها بیایند و آشوب‌سازی کنند، نه نداشتن هوادار و از دست دادن پایگاه مردمی. بنابراین ایشان با بازی واژه‌ها می‌توانند ضمن ادامه رهبری یک جریان مرده، امیدوار باشند تا هروقت اتفاقی افتاد دوباره موج سواری نموده و خود را فاتح میدان مردمداری و مردم‌خواهی بدانند(!) در واقع تمامی این اقدامات، قانون‌شکنی توسط کسانی است که خود را مدعی «قانون‌دانی» دانسته و هر روز در اتاق تاریک افکار خود مناسبت‌های ملی و مذهبی را انتظار می‌کشند تا خود را برای مردم ایران شیرین نشان‌دهند، غافل از آنکه آنچه عامل پیوند مجدد آنها با مردم خواهد بود همانا عمل به قانون و بازگشت به دامن ملت است، قبل از آنکه خویشتنداری امت حزب‌الله پایان پذیرفته و قانون‌شکنان واقعی را به سزای اعمال و مواضع ننگینشان برساند.

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

   جوان آنلاين                            روزنامه جوان                                               

 

گفتمان تهديد در جنگ نرم

هفته گذشته پرزیدنت اوباما در سخناني ديپلماتيك كه مي‌توان برداشت‌هاي متفاوت از آن داشت اصطلاحاً با دست پس زده  و با  پا پيش كشيده است؛ او مي‌گويد"ما همچنان باب گفتگو با ایران را باز گذاشته ایم اما من به شما اطمینان مي دهم که گزینه هاي دیگر را هم مد نظر دارم."

دریاسالار "مايكل مالن "رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح ایالات متحده اعلام كرد كه آمريكا طرح حمله نظامي به ايران را در اختيار دارد اما چشم‌انداز حمله به ايران به اندازه ايران هسته‌اي نگران‌كننده است. من به استفاده از ديپلماسي، تحريم‌هاي تند و تيز و فشارهاي بين‌المللي بر دولت ايران اميدوار هستم. ژنرال بازنشسته آمريكا "توماس مکلنرنی" به صراحت اعلام می دارد : می توان با انتشار خبر حمله نظامی به ایران و در پی آن با یکسری کارهای سری و مخفیانه انقلاب مخملی در ایران به راه انداخت و موجبات سرنگونی نظام را فراهم کرد.

"مایکل هایدن" رییس سابق سیا در زمان جورج بوش اظهار داشت: در زمان ریاست من بر "سی آی ای" احتمال حمله نظامی به ایران در رده های آخر لیست قرار داشت، اما در حال حاضر چنین احتمالی اجتناب ناپذیر به نظر میرسد

رژيم صهيونيستي نيز بعنوان بازيگر فعال منطقه‌اي به نفع آمريكا  وارد ميدان تهديد نظامي شده است بطوري كه  در گزارش جدید گروه تحقیقاتي اکسفورد آمده است که احتمال حمله اسرائیل به ایران به شدت رو به افزایش است و در این گزارش احتمال داده شده است که در خاورمیانه این احساس وجود داشته باشد که حمله اسرائیل به ایران با آگاهي و تایید و همکاري آمریکا صورت مي گیرد.

اينها نمونه‌هايي از اظهار نظرهاي مقامات مختلف حال و گذشته آمريكا در خصوص ايران پس از بي نتيجه ماندن تحريم ناشي از قطعنامه 1929 مي‌باشد.از آنجايي كه پروژه تهديد براي القاي خواسته‌هاي نامشروع يكي از روشهاي معمول در جنگ نرم مي‌باشد.جملات فوق را مي‌توان بمنظور ايجاد ارعاب در تصميم‌گيري مقامات ايران براي ادامه روند دستيابي به انرژي صلح‌آميز هسته‌اي دانست.در حالي كه دموكراتها سعي مي‌كنند دستهاي چدني نظام آمريكا را در پرده‌اي از ابهام ناشي از سياستهاي دموكراتها مخفي نمايند و در كنار جملات تهديد آميز از باز بودن "باب گفتگو"  سخن برانند.در سطحي بالاتر گردانندگان اصلي سياستهاي آمريكا نظاميان جمهوري‌خواه را آتش‌بياران معركه كرده‌اند.هر چند حتي در بين خود جمهوري‌خواهان جنگ طلب نيز آدمهاي منصفي مثل "ران پل" نماینده جمهوری خواه آمریکا  را مي‌توان يافت كه ابراز امیدواری مي‌كند تا اظهارات "مایکل هایدن" رییس سابق سیا در زمان جورج بوش در خصوص افزایش احتمال حمله نظامی به ایران اشتباه باشد زیرا که آمریکا دیگر توان درگیری دیگری در منطقه را ندارد. وی در ادامه مطلبش ابراز امیدواری می کند که رهبران آمریکا واقع بین باشند و از این اقدام خطرناک پرهیز کنند و ایران را به عنوان یک قدرت هسته ای در منطقه بپذیرند زیرا که آمریکا توان رویارویی نظامی با ایران را ندارد . وی برخی از دلایل ناتوانی آمریکا برای شروع جنگی دیگر را موارد ذیل ذکر می کند: 1- آمریکا زیر بدهی مدفون شده و بسیار شکننده است 2- ایران دشمنی بسیارسرسخت تر از عراق و افغانستان است 3- جنگ هایی که آمریکا در حال حاضر درگیر آنهاست اقتصاد آمریکا رافلج کرده و هزاران کشته برجای گذاشته است 4- ملتی که در حال جنگ است نمی تواند به فکر تولید و خوشبختی باشد.

اميدهاي آمريكا براي گزينه تحريم نيز در حال ريزش هستند بطوري كه به گزارش "هندوستان اکسپرس" دولت هند برای مصون داشتن شرکت های هندی از تبعات تحریم ها به تازگي هیئتی را برای مذاکره با آمریکایی ها به واشنگتن اعزام کرد تا شرکت های هندی را از تحریم ها مستثنی کنند.

اگر چه همراهي ضمني با افسران جمهوري‌خواه در زمينه حمله نظامي به ايران، پالسهاي منفي براي نشان دادن دروغين بودن  "سياستهاي تغيير" دولت اوباماست. اما ذكر نقش رژيم صهيونيستي در نهادينه نمودن استفاده از ادبيات خشنونت بر عليه ايران را نبايد ناديده گرفت.نقشي كه با آزمايش حمله ناگهاني اين رژيم در هفته گذشته به مرزهاي لبنان براي مواجهه با حزب‌الله  وارد مرحله تازه‌اي از نشان دادن چنگ دندان به ايران و هم‌پيمانهاي او براي ايجاد هراس و در نهايت به كرسي‌ نشاندن خواسته‌هاي خود در جنگ نرم  با ايران شده است. در اين بازي به ظاهر سخت نقش نيروهاي نفوذي را نيز نبايد ناديده گرفت، لذا با چراغ سبز غربي‌ها سران فتنه داخل و خارج در فضاي رسانه فعالتر شده‌اند و دور تازه‌اي از ياوه‌گوئي‌ها عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي را آغاز نموده‌اند.و البته گذشت زمان نشان خواهد داد كه  اين حربه دشمنان انقلاب نيز همانند ساير اقدامات براي تحميل شكست بر ايران در جنگ نرم براي آنها ثمري نخواهد داشت ، ان‌شاءالله.

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

جوان آنلاين                                                     روزنامه جوان

كلوب(جنبش سبز علوي)                                 

الغرِيقُ يتشبَّثُ بكُلّ حَشيش

 

دوست عزيز قبل از اينكه متن زير رو بخوني بخاطر عاميانه بودنش عذر مي‌خوام

روال نوشتار مطالب وبلاگ من معمولاً اينجوري نبوده اما وقتي روش جذب سبزك‌ها

عاميانه شده و خاله‌گول‌زنك، ما هم تصميم گرفتيم يه بار اينجوري بنويسيم

تا چه پيش آيد و چه در نظر افتد

( غریق به هر خاشاکی پناه برد)

اين عبارت عربي اگرچه يك ضرب‌المثل غيربومي است، اما در واژگان لغوي ما حتي بدون ترجمه،شنونده و يا خواننده را متوجه منظور گوينده يا نويسنده  مي‌كند.

جريان مضمحل سبز كه بزرگترين مهره‌هاي آن اشخاصي مثل كروبي هستند كه نيم ساعت صحبتشان در صداوسيما و يا مناظره‌هايش آدم را به خنده‌ مي‌آورد(و البته به گريه كه امثال او سالها سكاندار مسئوليتهاي مهمي بوده‌اند ) براي كسب چند رأي بيشتر در دوران انتخابات و براي جازدن خود در بازي سبز و كم‌رنگ نمودن رأي مفتضح خود(كمتر از آراي باطله)؛ دست به دامن امثال"ساسي مانكن‌ها"، "بهائي‌ها"،"صوفي‌ها"،"كوفتي‌ها؟!" و... شده بود .

اين روزها هم كه سبزها ديگر  رنگي برايشان باقي نمانده  و توپچي‌هاي خارج‌نشين و داخل نشينشان كاملاً پنچر شده‌اند دربدر دنبال "حشيش!" مي‌گردند براي خودنمائي رسانه‌اي بيشتر؛ اينبار علي كريمي را پيدا كرده‌اند.

ظاهراً در جريان يك بازي تمريني تيم استيل‌آذين يك بازيكن فوتبال كه حالا ديگر از خودش و بازيش فقط نامي باقي‌مانده حركتي غيراخلاقي،غيرمذهبي و يا هر ... ديگري انجام داده و سرپرست تيم مربوطه تصميم گرفته است او را اخراج كند

رسانه‌هاي سبز را كه مرور كني پر است از آه و شيون‌هاي اين "غريق‌ها" كه كريمي چون سبزي بوده اخراجش كرده‌اند و...

آخه تو اين مملكت كه گُنده سبزا، داره راس راس راه‌مي‌ره و كسي هم بهش كاري نداره(موسوي) اين بچه... چه ارزشي داره كه بخاطر اينكه يه روز دست‌بند سبز بسته بوده نظام بخواد خودشو با اخراجش از يه تيم باشگاهي در معرض اتهام قرار بده.

عزيزان سبزك بهتره فكر نون باشن چون ديگه خربزه براشون آبه

ديگه با امثال اين مسخره‌بازيها نمي‌تونين مردم رو فريب بدين و به خيابونا بكشين.

به قول حداد عادل" آن سبو بشكسته و آن پيمانه ريخت"

ديگه مُرد اون روزايي كه قداره‌بند مي‌فرستاديد تو خيابون و پول اربده‌كشيشم شب قبل نقد به حسابش مي‌ريختيد ، ميومد تو خيابون واسه جلب توجه چندتا سوسول سبزپوش هوار بنفش مي‌كشيد و مال و اموال مردم رو آتيش مي‌زد.

وقتي نخست وزيري كه بازوي اجرايي حضرت‌ امام(ره) و انقلاب بوده‌اند و رئيس دو دوره مجلس قانون‌گذاري اين مملكت حالا به آرمانهاي امام(ره) و انقلاب پشت كرده‌اند و «رنگ ننگ» پوشيده‌اند، ديگه علي كريمي كه عددي نيست.خوب سبز بوده كه بوده به در.. اسف.. ساف... كه  بوده، يا الان هست.

واقعاً خاك بر سر اين سبزا كه  واسه خودنمائي رسانه‌اي بيشتر مجبوراً 

دست به هر كاري بزنن و دست به دامن هر كس و ناكسي بشن.

 

 

 

استراتژي امنيت نرم

پس از پايان جنگ سرد انديشمندان حوزه‌هاي استراتژيك در استدلالهاي خود تلاش مي‌نمودند با ترسيم  فضاي آينده جهان، روشهاي مختلفي را براي حفظ قدرت كشورهاي غربي با تغيير روشهاي گذشته پيشنهاد نمايند.

در اكثر اظهار نظرهاي انديشمندان آنروزهاي حوزه سياست ادامه روند سنتي(كاربرد نيروهاي نظامي) براي حفظ قدرت اشتباه دانسته شده است.بطور مثال  "پال راجرز" در كتاب "زوال كنترل" مي‌نويسد ؛به دليل تغييرات اساسي بوجود آمده در جهان  بايد پارادايم امنيتي غرب تغيير كند.لذا بكارگيري واژه  "قدرت نرم" از آن زمان متداول شده و واژه‌هايي از جنس قدرت اقناعي در نوشته‌هاي گالبرايت،قدرت هژمونيك در نوشته‌هاي گرامشي و فوكو را مي‌توان شاهدان خوبي براي اين ادعا قلمداد نمود.به گفته "جوزف ناي" قدرت نرم ستون سياست‌هاي دموكراتيك روزانه است و حتي در حوزه نظامي هم اين قدرت نقش بسيار مهمي را ايفا مي‌كند، در انديشه جوزف ناي قدرت نرم و سخت از همديگر قابل تفكيك هستند.هر چند از سال 2001  با فرو ريختن برجهاي دوقلو در آمريكا و هجوم همه جانبه اين كشور به خاورميانه به بهانه مقابله با تروريست تاكنون  عملاً شاهد بروز و ظهور هژمون سخت آمريكا در منطقه بوده‌ايم، اما متوليان امر سياست در آمريكا كماكان  از ايده اسلاف خود مبني بر بكار گيري قدرت نرم غافل نشده و حداقل تاكنون در مورد جمهوري اسلامي ايران با اقدامات مختلف از جمله كمكهاي مالي و رواني به اپوزيسيون داخل و خارج ايران ، تلاش براي اعمال تحريم‌هاي بين‌المللي بر عليه ايران و... تلاش نموده‌اند رقيب فرهنگي و اعتقادي خود را در خاورميانه تضعيف نمايند. رژيم صهيونيستي نيز بعنوان مهمترين متحد آمريكا در منطقه تلاش نموده است با روشهاي مختلفي در بالا بردن قدرت منطقه‌اي هم‌پيمانش سهيم باشد، بطوري كه از زمان مسئوليت "ژنرال ايتان بن الياهو" بعنوان  فرمانده نيروي هوايي اين رژيم،شاهد دكترين جديدي مبني بر انجام مانورهاي مشترك با كشورهاي منطقه خاوميانه و خليج فارس در رأس برنامه‌هاي نظامي اين رژيم غاصب مي‌باشيم . بي شك مهمترين هدف اين مانورهاي نظامي علاوه بر افزايش آمادگي نظامي اين رژيم در برخورد احتمالي با ايران مقدمه‌اي  براي به رخ كشيدن قدرت نظامي سردمدارانشان در منطقه براي پيروزي در جنگ نرم با ايران است. در عين حال جمهوري اسلامي ايران كه از ابتداي انقلاب  تاكنون توانسته است از كورانهاي سخت سربلند بيرون بيايد، به راحتي ميدان را در اختيار رقيب قرار نخواهد داد.بي شك آنچه نياز امروز جامعه ما مي‌باشد تكيه بر دكترين "امنيت نرم"  به منظور مقابله با "جنگ نرم" دشمن است. براي اين منظور بايد "احساس امنيت" را در جامعه افزايش داد.كوفتن بر طبل ناامني اقتصادي،اجتماعي،فرهنگي و... كه امروز گفتمان غالب برخي جريانهاي معاند است، متأسفانه  گاه بواسطه عدم آگاهي از فضاي كلان پيش‌روي نظام توسط برخي جريانهاي خودي نيز مطرح مي‌شود، اگرچه اغلب اظهار نظرهاي خوديها، جنبه آگاه‌سازي و حل مشكل را دارد اما  بعضاً خلط مباحث علمي و از سر دلسوزي  با مسائل سياسي مانع از نتيجه مثبت انتقادات شده و بار رواني منفي را در جامعه ايجاد مي‌كند.آنچه بعنوان يك افتخار در تاريخ بيش از 30 ساله انقلاب مي‌توان از آن ياد كرد، پيشبرد اهداف متعالي نظام با همراهي مردم بوده و هست، لذا تمامي اقدامات صدر‌الذكر از دشمنان داخلي و خارجي نظام تا مادامي كه پشتوانه مردمي انقلاب حفظ گردد، اثري كه منتج به نتايج ناگوار براي انقلاب شود نخواهد داشت.لذا به نظر مي‌رسد آنچه امروز در مسائل مختلف اقتصادي ،فرهنگي،سياسي،علمي و... بايد بعنوان استراتژي مسئولين و دلسوزان  نظام در نظر گرفته شود، ترويج "گفتمان امنيت سازي" در فضاي جامعه  است و بس.

 

----------------------

لينكهاي اين مطلب:

پايگاه جامع تخصصي جنگ نرم                                           صادقون

روزنامه جوان                                                                                   جوان آنلاين

روزنامه جام جم                                                                             آفتاب

بولتين                                                                                    بانك اطلاعات نشريات

قطره                                                                                     پيك آنلاين

از هر دري                                                                            كدوم

 

 

معماي اسفندیار

اين روزها روزنامه‌ها و سايت‌ها را كه مرور كني ،مطالب متفاوتي در مورد مرد مرموز و خبر ساز دولت مي‌شنويد، كسي كه از روزهاي ابتدايي ورود به كابينه كه كمتر كسي حتي نامي از او شنيده بود تا به امروز كه در مقاطعي از رئيس دولت دهم هم خبرسازتر و رسانه‌اي تر ميشود هر گاه در جايي سخنراني كرده است در پرده‌اي از ابهام و اوهام مطالبي بر زبان رانده كه هم خود او و دولتي‌ها مجبور به تلاش براي اصلاح و رتوش و توجيه آن شده‌‌اند  ، هم مخالفين و معاندين نظام با ذوق و شوق از كلمات او ياد كرده‌اند و هم دلسوزان و خوديهاي نظام با عصبيت همراه با گذشت به تبيين گفته‌هايش پرداخته‌اند.

بي شك آنچه مانع برخورد جدي عناصر معتقد به نظام و انقلاب با مرد خاكستري دولت احمدي‌نژاد مي‌شود، باورهايي است كه به  اصالت عدالت‌خواهي شخص احمدي‌نژاد دارند نه دلبستگي به افرادي مثل مشائي،حضور مشائي در دولت باعث شده‌ است تا اگر در زمينه‌اي اشتباهي از دولت سر مي‌زند اصولگرايان اقدام و يا انتصاب اشتباه را ناشي از تأثير گذاري و يا نظر مستقيم مشائي بدانند، اينكه برگ برنده باقي ماندن مشائي در كابينه روابط خويشاوندي ايجاد شده بواسطه عروس رئيس دولت دهم است يا  به قول برخي "حب‌الشيء يعمي و يصم" مشخص نيست ، اما هر چه هست اين علاقه عامل خطاي  ولايي‌ترين گزينه كانديداهاي رياست جمهوري دهم براي تأخير در اجراي فرمان رهبري در خصوص انصراف از انتخاب  اسفنديار براي معاون اولي شده بود.

شايد تعبير اينكه رهبري بر خلاف روال مسبوق به سابقه خود اجازه انتشار دست‌نوشته‌اش درخصوص مشائي را  به رسانه‌ها داده بود، ديدن آينده‌اي بس خطرناكتر از دوران فتنه اخير  در خشت خام بوده باشد كه مسببانش امثال اسفنديار باشند.فتنه‌اي كه رهبرانش با رنگ و لعاب دين و گفتمان سازي غلط از ارزشهاي انقلابي و اسلامي تلاش نمايند جمهوري اسلامي را به مخاطره اندازند.

اين روزها از زبان بسياري از دلسوزان نظام كه تا چندي پيش تمام قد در مقابل مواضع سران فتنه به ظاهر سبز ايستاده بودند جملاتي در نكوهش مرموزترين همراه احمدي‌نژاد شنيده مي‌شود كه موجبات شك و ظن است، آيا رفيقترين مرد دولت نهم و دهم با رئيس‌جمهور در مسير آن رنگ فتنه‌گون و يا بدرنگي ديگري دچار شده است و يا آنكه دلسوزان نظام اشتباه مي‌كنند؟

آنچه از تبيين فضاي انتخابات و بعداز آن از امثال استاد مصباح يزدي و ديگراني چون سرلشكر‌فيروزآبادي به ياد داريم همه حكايت از عمق روشن‌بيني و درايت ايشان است.حميد رسائي در مورد موضع‌گيري آيت‌الله مصباح يزدي مي‌فرمايند "یک سال بعد از تشکیل دولت نهم ، آیت الله مصباح از بحران آفرینی مشایی برای جریان عدالت طلبی خبر داد و ما را هوشیار کرد و برای ما به تجربه ثابت شده حساسیت های آیت الله مصباح نسبت به یک نفر مانند حساسیت یک پزشک نسبت به یک بیماری است که جامعه علائم آن را نمی فهمد اما آن پزشک تشخیص می دهد."

هر چه هست امروز شاهد موضع‌گيري مستقيم اين دلسوزان نظام در برابر مشائي هستيم، موضع گيريي به خاطر آنچه اخيراً در خصوص جايگزيني مكتب ايراني به جاي مكتب اسلامي در همايش ايرانيان مقيم خارج توسط اسفنديار عنوان شد.

با وجود تمام تلاشي كه از زمان حضرت امام(ره) و پس از آن با روشنگريهاي رهبري معظم انقلاب در خصوص ايجاد اتحاد در دنياي اسلام شده است بمنظور كمرنگ نمودن تعصبات قومي و نژادي، عربيت و ايرانيت و...، به يكباره با تراوشات اسفنديار شاهد هستيم، تلویزیون عربستان سعودی از حرفهای ایشان سوءاستفاده کرده مي‌گويد؛ "معلوم است در ایران اسلام وجود ندارد,صحبت مکتب اسلام نیست ,صحبت مکتب ایران است."

ابراهيم نبوي بعنوان مليجك سبزيها با سوء استفاده از گفته‌هاي اسفنديار، ضمن طنزي از احمدي نژاد و اطرافيانش تشكر كرده است و مي‌گويد  كه سالهاست به دنبال مطرح نمودن فرهنگ و مكتب ايران به جاي اسلام است و اكنون خوشحال است كه در دولت دهم همان حرفهاي آنها زده مي‌شود؟!

بعنوان يك سؤال اساسي اگر خواسته باشيم از خود مشائي بپرسيم، آيا مي‌تواند حتي يك مورد قبل از دولت نهم به مقابله و موضع‌گيري در مورد دولت به اصطلاح اصلاحات اشاره كند. قطعاً هيچ موضع‌گيري را بخاطر نخواهد آورد.اساساً  نام مشائي را بواسطه رابطه‌اش با احمدي‌نژاد و پس از آن بايد جستجو كرد و شناخت، نه بر اساس اقدامات و اظهارات و يا تخصص فوق‌العاده‌اش، دقيقاً به همين خاطر نيز از اطراف و اكناف دلسوزان نظام نسبت به خسارات پيش روي دولت عدالت‌خواه و اميدي كه مردم حق‌طلب به آن بسته‌اند سخن رانده و رئيس دولت دهم را بيم مي‌دهند.

احمدي نژاد در آخرين گفتگوي رسانه‌اي خود با خبرنگاران ضمن حمايت كامل از رئيس دفترش او را كاملاً فردي ولايي مي‌داند!، ما نمي‌دانيم اما اي كاش رئيس عدالت‌خواه دولت نهم و دهم يكي از موارد و نقطه‌نظرات مشائي را در جلسات خصوصيشان براي تنوير افكار عمومي در خصوص اثبات ولايت‌مداري مشائي عنوان مي‌نمودند.

اما شايد بتوان اين خواسته را از آقاي مشائي داشت، كه اگر واقعاً به رهبري و ولايت فقيه اعتقاد كامل دارند امروز با توجه به نامه صدرالذكر رهبري و بررسي برخي شواهد و قرائن مي‌توان  استنباط كرد كه مردم ولايت مدار ايران اسلامي از مواضع ضد و نقيض شما رضايت ندارند. اگر واقعاً به ولايت فقيه اعتقاد داريد از آنجايي كه احمدي‌نژاد به هر دليلي شما را فردي لايق؟!! مي‌دانند و امكان تأثير گذاري بر افكار ايشان براي كنار گذاشتن شما غيرممكن مي‌نمايد، خود شما براي باور مردم مؤمن و معتقد به ولايت فقيه از سمتهاي متعددي كه به شما واگذار شده و استحقاقش را نداريد كناره‌گيري كنيد، بي شك اين اولين نشانه براي راضي نمودن مردم ولايت‌مداري است كه امروز شما و مواضعتان را مضر به حال وحدت اصولگرايان و موفقيت دولت دهم در اهداف متعالي عنوان شده در تبليغات انتخاباتي دولت نهم و دهم  مي‌دانند.

تهديد در حوزه‌هاي  نفتي مشترك با عراق

پس از انعقاد دور دوم مناقصه نفتي عراق و آغاز به كار شركت‌هاي مختلف اروپايي در حفر و استخراج نفت در حوزه‌هاي مشترك ايران و عراق ، وزير نفت عراق  به تازگي از برگزاري دور سوم مناقصه نفتي اين كشور در اول سپتامبر 2010 خبر داده است.بي گمان عراق بعنوان كشوري كه در سالهاي گذشته منزوي بوده و در عرصه بين‌المللي نقشي نداشته است، اكنون به دنبال فرصتهايي است تا خود را در زمينه‌هاي مختلف از جمله انرژي -با توجه به استعداد خدادادي ذخاير نفتي- مطرح نمايد.از طرفي آمريكا و متحدانش بمنظور كم رنگ نمودن نقش ايران بخصوص در زمينه انرژي، تمام توان خود را بكار گرفته‌اند.به نظر مي‌رسد ميدان‌ دادن به عراق در خصوص استخراج بيش از حد و زودهنگام از حوزه‌هاي نفتي مشترك با ايران يكي از راههايي است كه خلأ ناشي از برون رفت ايران در تأمين گاز خط لوله ناباكو را جبران خواهد نمود . با اين حربه نارضايتي برخي كشورهاي اروپايي به دليل عدم حضور ايران در تأمين گاز ناباكو بواسطه جبران انرژي با كمك نفت عراق تا حدودي مرتفع خواهد شده  و آمريكا متحدان خود در تحريم ايران را موقتاً از دست نخواهد داد.

بي گمان عراق نيز  با برگزاري چنين مناقصات نفتي در كنار توسعه جدي بازارهاي متنوع مصرف، در آينده‌اي نزديك به بازيگري قدرتمند در حوزه انرژي تبديل خواهد شد.ضمن آنكه برداشت زود هنگام و بيشتر عراق از حوزه‌هاي نفتي مشترك به ضرر ايران تمام خواهد شد.اين در حلي است كه  در شرايط تحريم جديد غرب عليه كشورمان و با فشار كشورهاي غربي، قطعاً ايران در انجام مناسبات تجاري و انعقاد قرارداد با شركت‌هاي نفتي مطرح دنيا  با  مشكلاتي روبرو خواهد بود، ضمن آنكه  توسعه توان داخلي براي هم‌طرازي يا پيش‌دستي بر همسايه رقيب نيز نيازمند گذشت زمان مي‌باشد و اين اتلاف زمان به لحاظ اقتصادي و حتي سياسي  ضررهاي جبران ناپذيري خواهد داشت.

در حالي كه استخراج از حوزه‌هاي نفتي مشترك در نوارهاي مرزي ايران بايستي يكي از مهمترين رويكردهاي وزارت متبوع باشد خبرهايي از تلاش پيمانكاران و مديران نفتي ايران براي اكتشاف و بعضاً استخراج نفت از فلات مركزي ايران در تلكسهاي خبري و رسانه‌هاي وابسته به وزارت‌خاته مربوطه ديده مي‌شود.

سؤال اينجاست كه راه حل برون رفت از وضعيت موجود  چيست و  چگونه مي‌توان مانع زيان‌هاي احتمالي شد؟

با توجه به شرايط موجود به نظر مي‌رسد ايجاد جذابيت بيشتر در انعقاد قرارداد با سرمايه‌گذاران خارجي در ميادين مشترك همزمان با تقويت شركت‌هاي داخلي براي جايگزيني آنها در سالهاي آتي يكي از راه حل‌هاي مقطعي مي‌تواند باشد.در حال حاضر سياست كلان ايران در موضوع نفت بايد تمركز بر استخراج حوزه‌هاي مشترك و اكتشاف حوزه‌هاي غير مشترك باشد.ذكر اين نكته ضروري است كه در ماههاي اخير با تلاش وزارت نفت همايشهاي متعددي در خصوص فرصتها و تهديدات پيش‌روي صنعت نفت ايران برگزار شده و فهرستهاي متعددي از اين مشكلات توسط مديران همايش‌ها اعلام شده است اما بر اساس گفته دست‌اندركاران امر، متأسفانه خروجي عملياتي مناسبي از اين همايشها تاكنون حاصل نشده است.

------------

لينكهاي اين مطلب

جهان نيوز                                                           عصر انتظار

اكو نيوز                                                              فرندفيد

صبا ايران                                                           جامرپ

قطره                                                                 ميهن۲۴

  پترونت                                                           كدوم 

                                                              

 

عدالت در كلام معصوم

امام علي(ع):

"چيزي جز عدالت مردم را اصلاح نمي‌كند"    الحياة۶/۴۰۰

ادامه نوشته