اين روزها روزنامه‌ها و سايت‌ها را كه مرور كني ،مطالب متفاوتي در مورد مرد مرموز و خبر ساز دولت مي‌شنويد، كسي كه از روزهاي ابتدايي ورود به كابينه كه كمتر كسي حتي نامي از او شنيده بود تا به امروز كه در مقاطعي از رئيس دولت دهم هم خبرسازتر و رسانه‌اي تر ميشود هر گاه در جايي سخنراني كرده است در پرده‌اي از ابهام و اوهام مطالبي بر زبان رانده كه هم خود او و دولتي‌ها مجبور به تلاش براي اصلاح و رتوش و توجيه آن شده‌‌اند  ، هم مخالفين و معاندين نظام با ذوق و شوق از كلمات او ياد كرده‌اند و هم دلسوزان و خوديهاي نظام با عصبيت همراه با گذشت به تبيين گفته‌هايش پرداخته‌اند.

بي شك آنچه مانع برخورد جدي عناصر معتقد به نظام و انقلاب با مرد خاكستري دولت احمدي‌نژاد مي‌شود، باورهايي است كه به  اصالت عدالت‌خواهي شخص احمدي‌نژاد دارند نه دلبستگي به افرادي مثل مشائي،حضور مشائي در دولت باعث شده‌ است تا اگر در زمينه‌اي اشتباهي از دولت سر مي‌زند اصولگرايان اقدام و يا انتصاب اشتباه را ناشي از تأثير گذاري و يا نظر مستقيم مشائي بدانند، اينكه برگ برنده باقي ماندن مشائي در كابينه روابط خويشاوندي ايجاد شده بواسطه عروس رئيس دولت دهم است يا  به قول برخي "حب‌الشيء يعمي و يصم" مشخص نيست ، اما هر چه هست اين علاقه عامل خطاي  ولايي‌ترين گزينه كانديداهاي رياست جمهوري دهم براي تأخير در اجراي فرمان رهبري در خصوص انصراف از انتخاب  اسفنديار براي معاون اولي شده بود.

شايد تعبير اينكه رهبري بر خلاف روال مسبوق به سابقه خود اجازه انتشار دست‌نوشته‌اش درخصوص مشائي را  به رسانه‌ها داده بود، ديدن آينده‌اي بس خطرناكتر از دوران فتنه اخير  در خشت خام بوده باشد كه مسببانش امثال اسفنديار باشند.فتنه‌اي كه رهبرانش با رنگ و لعاب دين و گفتمان سازي غلط از ارزشهاي انقلابي و اسلامي تلاش نمايند جمهوري اسلامي را به مخاطره اندازند.

اين روزها از زبان بسياري از دلسوزان نظام كه تا چندي پيش تمام قد در مقابل مواضع سران فتنه به ظاهر سبز ايستاده بودند جملاتي در نكوهش مرموزترين همراه احمدي‌نژاد شنيده مي‌شود كه موجبات شك و ظن است، آيا رفيقترين مرد دولت نهم و دهم با رئيس‌جمهور در مسير آن رنگ فتنه‌گون و يا بدرنگي ديگري دچار شده است و يا آنكه دلسوزان نظام اشتباه مي‌كنند؟

آنچه از تبيين فضاي انتخابات و بعداز آن از امثال استاد مصباح يزدي و ديگراني چون سرلشكر‌فيروزآبادي به ياد داريم همه حكايت از عمق روشن‌بيني و درايت ايشان است.حميد رسائي در مورد موضع‌گيري آيت‌الله مصباح يزدي مي‌فرمايند "یک سال بعد از تشکیل دولت نهم ، آیت الله مصباح از بحران آفرینی مشایی برای جریان عدالت طلبی خبر داد و ما را هوشیار کرد و برای ما به تجربه ثابت شده حساسیت های آیت الله مصباح نسبت به یک نفر مانند حساسیت یک پزشک نسبت به یک بیماری است که جامعه علائم آن را نمی فهمد اما آن پزشک تشخیص می دهد."

هر چه هست امروز شاهد موضع‌گيري مستقيم اين دلسوزان نظام در برابر مشائي هستيم، موضع گيريي به خاطر آنچه اخيراً در خصوص جايگزيني مكتب ايراني به جاي مكتب اسلامي در همايش ايرانيان مقيم خارج توسط اسفنديار عنوان شد.

با وجود تمام تلاشي كه از زمان حضرت امام(ره) و پس از آن با روشنگريهاي رهبري معظم انقلاب در خصوص ايجاد اتحاد در دنياي اسلام شده است بمنظور كمرنگ نمودن تعصبات قومي و نژادي، عربيت و ايرانيت و...، به يكباره با تراوشات اسفنديار شاهد هستيم، تلویزیون عربستان سعودی از حرفهای ایشان سوءاستفاده کرده مي‌گويد؛ "معلوم است در ایران اسلام وجود ندارد,صحبت مکتب اسلام نیست ,صحبت مکتب ایران است."

ابراهيم نبوي بعنوان مليجك سبزيها با سوء استفاده از گفته‌هاي اسفنديار، ضمن طنزي از احمدي نژاد و اطرافيانش تشكر كرده است و مي‌گويد  كه سالهاست به دنبال مطرح نمودن فرهنگ و مكتب ايران به جاي اسلام است و اكنون خوشحال است كه در دولت دهم همان حرفهاي آنها زده مي‌شود؟!

بعنوان يك سؤال اساسي اگر خواسته باشيم از خود مشائي بپرسيم، آيا مي‌تواند حتي يك مورد قبل از دولت نهم به مقابله و موضع‌گيري در مورد دولت به اصطلاح اصلاحات اشاره كند. قطعاً هيچ موضع‌گيري را بخاطر نخواهد آورد.اساساً  نام مشائي را بواسطه رابطه‌اش با احمدي‌نژاد و پس از آن بايد جستجو كرد و شناخت، نه بر اساس اقدامات و اظهارات و يا تخصص فوق‌العاده‌اش، دقيقاً به همين خاطر نيز از اطراف و اكناف دلسوزان نظام نسبت به خسارات پيش روي دولت عدالت‌خواه و اميدي كه مردم حق‌طلب به آن بسته‌اند سخن رانده و رئيس دولت دهم را بيم مي‌دهند.

احمدي نژاد در آخرين گفتگوي رسانه‌اي خود با خبرنگاران ضمن حمايت كامل از رئيس دفترش او را كاملاً فردي ولايي مي‌داند!، ما نمي‌دانيم اما اي كاش رئيس عدالت‌خواه دولت نهم و دهم يكي از موارد و نقطه‌نظرات مشائي را در جلسات خصوصيشان براي تنوير افكار عمومي در خصوص اثبات ولايت‌مداري مشائي عنوان مي‌نمودند.

اما شايد بتوان اين خواسته را از آقاي مشائي داشت، كه اگر واقعاً به رهبري و ولايت فقيه اعتقاد كامل دارند امروز با توجه به نامه صدرالذكر رهبري و بررسي برخي شواهد و قرائن مي‌توان  استنباط كرد كه مردم ولايت مدار ايران اسلامي از مواضع ضد و نقيض شما رضايت ندارند. اگر واقعاً به ولايت فقيه اعتقاد داريد از آنجايي كه احمدي‌نژاد به هر دليلي شما را فردي لايق؟!! مي‌دانند و امكان تأثير گذاري بر افكار ايشان براي كنار گذاشتن شما غيرممكن مي‌نمايد، خود شما براي باور مردم مؤمن و معتقد به ولايت فقيه از سمتهاي متعددي كه به شما واگذار شده و استحقاقش را نداريد كناره‌گيري كنيد، بي شك اين اولين نشانه براي راضي نمودن مردم ولايت‌مداري است كه امروز شما و مواضعتان را مضر به حال وحدت اصولگرايان و موفقيت دولت دهم در اهداف متعالي عنوان شده در تبليغات انتخاباتي دولت نهم و دهم  مي‌دانند.