تنور انتخابات مثل هميشه زودتر از موعد مقرر در كشورمان گرم شده است ؛ گروهها، افراد، جريانهاي سياسي هر كدام با تاكتيكهاي متفاوتي سعي مي‌كنند صاحب كرسيهاي بيشتري در مجلس آينده شوند. مهمترين جريان سياسي كشور طي سالهاي اخير با نام كلي اصولگرائي شناخته مي‌شود، هر چند برخي بر اين اعتقادند كه اساساً اصولگرائي زائيده سالهاي اخير نيست و از آغاز قيام حضرت امام(ره) هدف انقلاب، حاكم كردن اصول اساسي اسلام بر ايران بوده است. فارغ از اختلاف نظرهاي بنيادي در خصوص تعريف جريان اصولگرائي آنچه مبناي بحث ما در اين نوشتار است همان جرياني است كه از صدر تا ذيل آن تنوعي از سلايق مختلف را مي توان مشاهده كرد و در بين مردم و سياسيون به نام كلي اصولگرائي شناخته مي‌شوند. در آنسوي ميدان جريانهاي متعددي قرار دارند كه در يك نگاه كلي به درست يا غلط جامعه آنها را اصلاح‌طلبان مي‌شناسد.بي ترديد پيكربندي جناح اصلاحات و تاكتيكهاي ورود آنها به فضاي رقابت منفعلانه بوده و تابعي از نوع عملكرد اصولگرايان است. آنها به خاطر قدرت جريان اصولگرائي مجبورند روشهاي عكس‌العملي را امتحان كنند چراكه فضاي سياسي كشور را از مدتها پيش تمام و كمال به رقيب  واگذار كرده‌اند.لذا اتحاد يا عدم اتحاد در بين اصولي‌ها مي‌تواند آرايش مبارزاتي جناح مقابلشان را تغيير دهد. ريش‌سفيدان جريان اصولگرائي و افرادي همچون آيت‌الله كعبي، آيت‌الله تقوي ، حداد عادل و ... چندي است آستين بالا زده‌اند تا بلكه هم‌طيفي‌هاي خود را در زير يك سقف و با يك عنوان واحد به ميدان رقابت بفرستند؛ امري كه با جبهه‌بنديهاي داخلي اين جريان بعيد است به نتيجه نهائي مورد نظر ايشان  برسد. تركيبهاي عددي 5+6 و جمع بين اضدادهائي از اين دست نيز چندان معقول و عملياتي به نظر نمي‌رسند و بيشتر خوراك رسانه‌اي دارند تا خاصيت موج‌آفريني در بين مردم. بر فرض كه اصولگرايان  بتوانند متحد شده و جبهه  واحدي را  ايجاد نمايند، اصلاح‌طلبان با آرايش نقطه‌اي و با گرايش به تقويت ستادها و نمايندگان استاني خود وارد عرصه رقابت خواهند شد؛ آنها احتمال پيروزي در ميداني با رقيب يكپارچه را كمتر مي‌دهند و لذا با  شكل و شمايلهاي متنوعي به ميدان خواهند آمد. در اين شرايط قهر‌هاي سياسي و تحريم انتخابات كه حربه دروغين هميشگي و تخصص دوم خردادي‌ها و جريانهاي اصلاح‌طلبي است ورد زبان اين جريان خواهد شد. ضمن آنكه در همين ابتداي كار تاج‌زاده براي مزمزه كردن نظر همفكريهاي خود طي هفته اخير اولين پيشنهاد دهنده تحريم بود. با تاكتيك تحريم اصلاح طلبان همه رأي‌هاي باطله را نيز بعد از انتخابات در سبد خود مي‌بينند و لذا داستان "ما بي‌شماريم" كماكان شعار اين رفقاي فتنه 88 خواهد بود. در سناريوي دوم كه محتمل‌تر مي‌باشد، به احتمال فراوان جريان اصولگرائي به خاطر برخي اختلافات عميق در بين افراد سرشناس خود به اتحاد نخواهد رسيد. اختلافات در رئوس جريان اصولگرائي در بين بدنه مردم نيز سرايت كرده است لذا اتحاد در زير يك سقف واحد باعث نارضايتي طرفداران برخي شق‌هاي اين جريان شده و چه بسا قهر مردمي از  اتحاد اجباري را نيز شاهد باشيم. با توجه به موارد فوق به نظر مي‌رسد بهترين تاكتيك براي اصولگرايان ايجاد جبهه‌هاي متعدد از طيف‌هاي مختلف اصولگرائي در ذيل نام و آرماني واحدي باشد. ليست‌هاي متعدد اصولگرائي با چهره‌هاي مطرح كه در تمامي و يا بسياري از ليست‌ها حضور داشته باشند بهترين تاكتيك براي موفقيت اين جريان خواهد بود به شرط آنكه برخي جريانهاي انحرافي و اختلاف سليقه‌هائي كه بوي فتنه مي‌دهند از دايره كلي اين جريان بدون تعارفات سياسي كنار گذاشته شوند.