"من كنت مولي فهذا علي‌مولي"؛ در سالهاي آخر بعثت، پيامبر اكرم به حكم خداوند مأمور شد تا مسئله ولايت و جانشيني پس از خود را علني كند، ماجراي غدير خم بوجود آمد و در حضور حاضران، حجت بر مسلمانان تمام شد، از همان روزهاي نخست پس از وفات رسول‌الله كه حجت خداوند بر روي زمين بود، گروهي كه طمع دنيا، چشم آنها را  كور كرده بود؛ با سفسطه‌گري، پايه‌گذار بدعتي شدند كه امروز مي‌توان از آن به مولوي و ارشادي كردن حكم ولي خدا تعبير كرد. گروهي گفتند منظور  پيامبر از ولي، به معناي دوست بوده است و لذا انحراف از اينجا آغاز شد.انحرافي كه باعث شد، همان منحرفين و فرزندان آنان چند صباح بعد فرزند رسول‌الله  را در بين درو و ديوار قرار دادند، بر سينه حسينش(ع)  نشسته و سرش را از قفا بريدند و بسياري جنايتهاي ديگر كه با انجامشان كسي خم به ابرو نياورد. عرفاي الهي معتقدند انجام گناهان صغيره نيز خود كبيره است و هر عمل خلاف خواست خداوند با عنايت به جايگاه حضرت حق كبيره محسوب مي‌شود.علامه سلطان آبادي فرموده‌اند: «صغیره و کبیره کردن از ناحیه خدا، لطف خدا به انسان است، امّا انسان های الهی همه چیز ولو کوچک­ترین مخالفت با امر خدا را بزرگ می‌بینند». زماني كه موسي عليه‌السلام به كوه طور رفته، قوم بني اسرائيل از هارون اطاعات نمي‌كردند با اين شايعه كه موسي به آسمان رفته و به زودي ظهور مي‌كند، وقتي خودش ظهور مي‌كند چه دليلي دارد كه ما از هارون اطاعت كنيم، بني‌اسرائيل همگي خود را سينه چاك موسي قلمداد كرده و منتظران ظهور معرفي مي‌كردند. بنابراين جانشين موسي را به اين بهانه ترك كرده  و خيانتشان بر عليه او آغاز شد.يكي ديگر از صغيره‌هايي كه نوع بشر مرتكب شد  اين بود كه پيروان از پيامبران خود مي‌خواستند آنها را تأييد كرده و بر اساس اميال و خواسته‌هاي آنها عمل كنند تا آنها نيز پيامبرشان را تأييد كنند، اين به ظاهر صغيره در نهايت بواسطه عدم تمكين پيامبران و اجراي احكام الهي به پيامبر كشي انجاميد  و پيامبراني كه بر طبق اميال نفساني پيروان ظاهريشان عمل نمي‌كردند به قتل رسيدند. بديهي است كه تخلف از فرمان ولي خدا، حق ندانستن و شبهه‌وارد كردن بر نظرات او و اعمالي از اين دست با توجيهات ظاهري ممكن است جزء گناهان صغيره باشند، اما اصرار بر صغيره انسان را مبتلاي به كبيره و بلكه مصرّ بر آن مي‌كند.حكايت مرور تاريخ بشر به صرف خواندن تاريخ، آموزندگي ندارد  اما نگاه به تاريخ بمنظور درس‌آموزي از عاقبت پيشينيان، نياز هميشگي بشر است. اين روزها كه برخي خواست ولي خدا را در تقسيم‌بندي‌هاي خود به مولوي و ارشادي تقسيم مي‌كنند، بايد بدانند كه بي‌توجهي به خواست ولي نيز سرآغاز انحراف است، صغيره‌اي كه برخي ناخواسته در دوران به اصطلاح اصلاحات رنگ و لعاب روشنفكري به آن بخشيده و به خيال خودشان خواستند مانعي باشند براي ديكتاتوري، در حالي كه آب بر آسياب كساني ريختند كه از هيچ  تهمت و افترائي نسبت به مقام ولايت خودداري نكرده و نمي‌كنند. اميد است جرياني كه خود را اصولگرا مي‌داند مراقب صغيره‌هائي باشد كه خداي ناكرده ممكن است  در اين جريان تبديل به كبيره‌هائي بس خطرناك گردد.

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

 روزنامه جوان