چند روزي از ماجراي استعفاي حجة‌الاسلام مصلحي از وزارت اطلاعات و نامه رهبري معظم انقلاب اسلامي مبني بر ابقاي ايشان در سمت خود مي‌گذرد. در حواشي اين اتفاق مهم مباحث متعددي از جناح‌ها و گروههاي مختلف سياسي مطرح شد كه برخي از اين مباحث را مي‌توان بازي ناشيانه فرزندان انقلاب در زمين دشمن دانست. در حوادث سالهاي اخير انقلاب تصميمات دقيق، به‌موقع و در عين‌حال هوشمندانه مقام معظم رهبري ، درايت معظم‌له را در سكانداري بي عيب و نقص انقلاب اثبات كرده است. در چند ماه گذشته، غربيها كه شوك ناشي از حوادث و انقلابات اخير جهان اسلام، باعث گيجي و سردرگمي آنها شده بود تلاش نمودند با شبيه‌سازي انقلابات در ايران و سوريه، جهان اسلام را دستخوش تغيير و تحول نشان دهند نه چند كشور كه سران آنها همسو با سياستهاي غرب مي‌باشند .اكنون نيز حوادثي از جنس اختلاف سليقه‌هاي مديريتي(شبيه به مورد اخير) داراي بروندادي به مراتب گسترده‌تر از آنچه به نظر مي‌رسد بوده و دستگاههاي تبليغاتي غربي تلاش مي‌كنند، ماجراي رفتن و ماندن مصلحي را از اختلاف سليقه‌اي شخصي بين يك رئيس جمهور و وزيرش، انشقاق بين دولت و حاكميت در ايران جلوه داده و مسائلي از اين دست را  نشانه‌هاي ناكارآمدي الگوي ايراني اسلامي نشان دهند. جنگ امروز ما با غرب در مسئله اتفاقات جهان اسلام، جنگ الگوهاست، در يك طرف الگوي برخواسته از ليبرال دموكراسي مبتني بر اومانيسم غربي است كه با سرانگشتان صهيونيسم توسط پلهاي ارتباطي به نام فراماسونري هدايت مي‌شوند و در طرف ديگر الگوي اسلامي با نمونه‌اي ايراني است كه قابل گرته‌برداري در كشورهاي مسلمان است.شكي نيست كه جامعه آمريكا هم‌اكنون با بحران شديد مالي دست و پنجه نرم مي‌كند،اما سانسور گسترده خبري و كانال‌كشي افكار عمومي به مسائل انحرافي بعنوان راهكار اصلي سياستمداران  بلند پايه غرب راه نجاتي براي فرار از پاسخگوئي و پرداخت مردم كشورهاي غربي به مسائل داخلي كشورشان  است.در مسئله ابطال انتخابات دهم رياست جمهوري ايران كه خواسته عناصر فتنه‌گر بازنده انتخابات ابطال آراء مردم بود، رهبر انقلاب اسلامي با ايستادگي مثال زدني هرگونه اقدام غير قانوني را نپذيرفته و بحمدالله در طوفان سخت حوادث يكسال و اندي گذشته ، فرزندان انقلابي ايران توانستند با فصل‌الخطاب قرار دادن نظر ولي فقيه خود، از فتنه عميقي به سلامت گذر كنند. همين فرزندان انقلابي اكنون در معرض امتحاني ديگر قرار گرفته‌اند، اينبار فصل‌الخطاب در دايره اصولگرائي فصل‌الخطاب بايد قرار گيرد، چرا كه هر اقدام نسنجيده و خارج از عرف و شرع مي‌تواند آبي به آسياب دشمن باشد. دشمني كه در پس پرده اختلاف سازي، اختلاف افزائي و اختلاف‌تراشي براي نيروها و نهادهاي انقلابي، اهداف بزرگتري را دنبال كرده  و سيطره  خود بر كشورهاي اسلامي به بهانه ناتواني پيشكسوتشان در اداره جامعه را گسترش دهند

-------------------------

لينكهاي اين مطلب:

 سیاست ما                                      جوان