شايد مهمترين خبر سازي در اين زمينه اقدام "منتظر الزيدي" خبر نگار عراقي باشد كه در واپسين روزهاي عمر سياسي بوش پسر ،  با پرتاب لنگه كفشهاي خود به عامل ويراني سرزمين مادريش، نفرت خود و هم وطنانش را به امپراطور آن روزهاي سرزمين يانكي‌ها نشان داد. 

منتظر الزيدي

در واقع اقدام بي باكانه اين جوان عراقي كه تا مدتها نقل هر مجلسي بود، عاملي شد تا شركت سازنده كفشهاي الزيدي به سود سرشاري از توليد انبوه آن نمونه‌ كفشها دست پيدا كند.

و البته اقدام نمادين خوبي براي نشان دادن انزجار مردم دنيا به سياست‌هاي توسعه‌طلبانه بوش به حساب مي‌آمد.

كفش+بوش

در اين ماجراجويي حتي خانومها نيز وارد ميدان كفش اندازي شده بودند و مثل هميشه تلاش مي‌كردند تا در ميدان هدف‌گيري چيزي از آقايان كم نياورند.

كفش+خانوم

در آن ايام بوش بيچاره به هر كجا سفر مي‌كرد كفشهاي جديدي در انتظارش بود و حتي شنيده مي‌شود اين كفشها تاكنون نيز دست از سر بوش برنداشته‌اند؛ بطوري كه در اكتبر سال جاري و مصادف با اول آبان به تاريخ شمسي خودمان، نيز مردم كانادا با كفشهاي خود به استقبال سخنراني بوش رفتند.

و اما كفش ماجراهاي جالب ديگري نيز در طي سالهاي اخير داشته است:

شايد برخي به ياد داشته باشند كه "پل ولفوویتز (Paul Wolfowitz )" رئیس بانک جهانی وقتي در سال ۲۰۰۷ در سفر به تركيه مجبور شد، براي بازديد از يك مسجد ،كفشهاي خود را بيرون آورد ،دوربينهاي تلويزيوني دنيا با زوم كردن روي جورابهاي سوراخ  او ، در آخرين روزهاي حضورش در اين مسند چه آبرويي از آن بيچاره بردند. احتمالاً  "ولفوويتز"  آن روز آرزو مي‌كرد اي كاش مجبور نمي‌شد كفشهايش را درآورد.

پل ولفوويتز

و البته ماجراي نمازخواندن برخي از لجني‌پوش‌هاي طرفدار جنبش به اصطلاح سبز نيز به همين خنده‌داري كفشهاي جناب "پل ولفوويتز" است.

نماز با كفش

 

احمدي نژاد و خاتمي هم در روزهاي اول  و آخر مسئوليتشان عكسهاي جالبي با موضوع كفش داشته‌اند كه بدون شرح دیدن آنها خالي از لطف نيست.

احمدي نژاد+كفش      خاتمي+كفش

خبرهاي غير سياسي هم از كفش مي‌توان ديد

مثلاً اينكه در اروپا بزرگترين كفش دنيا به ارتفاع بيش از ۵ متر ساخته شد

و يا كفشي كه در آن سيستم تلفن همراه كار گذاشته شده‌ است و صاحبش مجبور است  براي استفاده از موبايل كفشهايش را بيرون بياورد. و نمونه‌هايي شبيه به آنكفش+تلفن همراه        بزرگترين كفش دنيا

در اين ميان اشاره به گزارشي از صدا و سيماي خودمان در مورد كفشهاي چيني كه با قيمتهاي نازل وارد بازار مي‌شوند و كار و كاسبي توليد كنندگان داخلي را حسابي كساد كرده‌اند، نيز موضوع كفشي نيمه سياسي ، اقتصادي، فرهنگي و... است.

كفش چيني

اما اين روزها دوباره موضوع كفش دارد جدي مي‌شود

بطوري كه هر كسي با نوعي از پرتاب كفش سعي در تحقير رقيبان كرده است

در دانشگاه تهران برخي كه خود را طرفدار ميرحسين و اپوزيسيون نظام تلقي مي‌كنند، با پرتاب كفش به صفار هرندي مي‌خواهند بگويند هنر مبارزه با مخالف با زبان كفش را مي‌دانند و چند روز بعد  "همان كفش" در نمايشگاه مطبوعات  پيشاني كروبي را زخمي مي‌كند.

 

اما نكته آخر اينكه آيا به نظر شما هر كفش كفش منتظر الزيدي است

حال به نظر شما چند نوع كفش‌‌ در دنياي خبر سازي كفشها وجود دارد ، و تأثير كدام كفش بر تغيير افكار مردم بيشتر است؟

كفشهاي با خاصيت

يا كفشهاي بي خاصيت؟!

و كفشهايي كه اين روزها در گوشه و كنار ايران پرتاب مي‌شوند از كدام نوع هستند؟