شخصيت سازي و شخصيت سوزي در جنگ نرم
مردم آگاه باشید كه هر ملتی یك سامری دارد كه با تزویر خود و با چهره مذهبی خویش، جامعه را از مسیر واقعی خود منحرف میكند و این «حسن بصری» سامری این امت است، و تنها تفاوتش با سامری زمان موسی علیه السلام این است كه اگر او میگفت: «لامساس؛ كسی با من تماس نگیرد.» ولی این میگوید: «لا قتال؛ مبارزه با حكومت جنایتكار بنی امیه غلط است».
زمانه گذشت و بني اميه در مقاطعي از تاريخ براي استقرار خود بر اريكه قدرت از حسن بصري صحابهاي نمونه، همتراز و حتي بالاتر از ابوذر غفاري تراشيدند تا در ذيل سخنرانيهاي موافق طبع بني اميهاي او بتوانند حكومت ننگين خود را ادامه دهند.در واقع حسن بصری معلوم الحال را که به بهانه تقیه از انجام وظائف مسلمانی – نه فقط شانه خالی کرده بلکه آب به آسیاب ظالمانی مانند اطرافیان بنی امیه ریخته-با شخصیتی چون ابوذرغفاری سنجیده شده و در کنار قنبر یا میثم ومانند ایشان تعریف ميگردد تا از اين مجرا حكومت ننگين بني اميه به قدرت رسيده و بر مسلمانان مسلط گردد.( حسن بصری گنجینه دار…..: ۴۷)
در جنگ نرم رشهاي نرمافزاري متعددي براي پيروزي بر رقيب انجام ميگيرد كه شخصيت سازي و شخصيت سوزي از مهمترين آنها به شمار ميروند.
شخصيت سازي:
در اين روش دشمنان مي كوشند از اين طريق رقيباني از درون همان جامعه براي شخصيت هاي اصلي و رهبران جامعه ايجاد كنند. در اين كار با گزينش كساني كه قابليت هايي را در اختيار دارند، با روش جايگزين سازي مي كوشند تا جا به جايي در سطوح رهبري را فراهم آورند و با كم ترين هزينه، بيش ترين سود را ببرند. در داستان حضرت موسي (ع) فرعون كوشيد تا نخست با ساحران (اعراف آيات 511 تا 711 و نيز شعراء آيات 34 تا 54 و آيات ديگر) و سپس با بلعم باعورا (اعراف آيه 671) به اهداف خود برسد و جايگزيني براي آن حضرت (ع) بسازد كه از نظر او همتراز شخصيتي موسي (ع) بودند. در زمان پيامبر (ص) نيز با معرفي دو نفر به عنوان همتراز ايشان تلاش شد با شخصيت سازي ديگران، جايگزيني براي آن حضرت معرفي كنند و قدرت را با انتقال به آنان مديريت و مهار كنند. (زخرف آيه 13). در جهان معاصر نيز با اهداي جوايز بين المللي چون صلح نوبل و حقوق بشر و شخصيت سازي از طريق رسانه ها، همانند سازي و شخصيت سازي براي رهبران صورت مي گيرد.
از خرداد 76 تاكنون شخصيتهايي كه به لحاظ عملكرد فكري و عملي در رتبههايي بسيار پائين بودهاند برندگان جوايز نفيس داخلي و خارجي شدند، سرتيتر روزنامهها و سايتهاي مخالف نظام قرار گرفتند تا با تكرار نام نان به چنته مخالفين نظام بريزند.
امروز مجسمهاي از شيرين عبادي بعنوان نماد دفاع از حقوق بشر ساختهاند در حالي كه علماي بسياري در ايران از نظر علمي و عملكرد حقوق بشري بر وي تفوق دارند.در واقع با ارتقاي نامهايي از اين دست هدفي مهمتر نهفته است و آن گسترش فرهنگ غرب در منطقهاي است كه به لحاظ ماهوي سنخيتي با آنها ندارد. مشاور وزیر دادگستری بلژیك درباره جایگاه و اهمیت برجستهسازی شیرین عبادی میگوید:«شیرین عبادی تبدیل به سمبل جامعه مدنی و دموكراسی در ایران شد؛ به خاطر نزدیكی فرهنگ شما با كشورهای خاورمیانه این رویداد مانند موجی در كشورهای دیگر نیز تأثیرآفرین است.». به نظر ميرسد اين روزها طرفداران نظريه ليبرالدموكراسي صداي شكستن استخوانهاي خود را در آغاز قرن ب21 ميشنود، صدايي كه در پايان يك قرن قبل از از كمونيست شنيده بود، لذا بر خلاف شوروي كه خود را در مرزهايش محصور نمود تا به پايان رسيد متفكران غربي و آمريكايي فرار به جلو را ترجيح دادهاند.
آنچه امثال شيرين عبادي و همپالههاي ديگر او انجام دادهاند و با اين حربه هم خود را مطرح نمودند و هم آب به آسياب دشمنان انقلاب ريختند، در واقع همسويي با نظام سلطه در موارد ذيل بوده است:
1- عبور از چارچوبهای تفکر دینی و حمایت علنی از لیبرالیسم
2- تأیید رهاوردهای غرب در عرصه سیاسی و اجتماعی
3- حرکت و مبارزه فکری با نظام مستقر با معیارهای مورد تأیید غرب
4- میزان زاویه با نظام جمهوری اسلامی، یعنی هر قدر زاویه افراد با نظام بیشتر باشد، جایگاه بهتری در غرب خواهند داشت.
دانیل برامبرک متخصص امور ایران در کاخ سفید درباره یکی از این افراد مینویسد:«اهمیت اصلی فعالیتهای سروش و همفکرانش اثرات سیاسی آنان است. زیرا آنان ترویج کننده جدی سکولاریسم هستند. افرادی مانند سروش آشکارا نظریههای [امام] خمینی و نظام اسلامی را فاقد صلاحیت و قدرت کافی برای استمرار میدانند
شخصيت سوزي:
به جرأت مي توان گفت بدترين و مؤثرترين حربه براي حذف رهبران مصلح در جامعه، ترور شخصيت آنان است. منافقان و دشمنان سرسخت رسول خدا(ص) وقتي در جنگها شكست خوردند، با تهمت به همسر پيامبر(ص) نهايت دشمني خود را ظاهر كردند. امويان از هرتهمتي بر ضد اميرالمؤمنين(ع) كوتاهي نكردند و به تعبير خود معاويه، بايد بر اساس اين تبليغات، كودكان، بزرگ و بزرگان، پير و پيران تا دم مرگ شستشوي مغزي شوند (شرح نهج البلاغه، 4/ 57؛.الغدير، 2/101)
از جمله روشهاي شخصيت سوزي در اعصار گذشته ميتوان به نمونههاي زير اشاره كرد:
1- يكي از مهم ترين اتهاماتي كه همواره به پيامبران از سوي دشمنان ايشان زده مي شد، عنوان شاعري بود. اين اتهام از آن رو زده مي شد كه آموزه هاي آنان را در حد سخناني براي تحريك عواطف و احساسات پايين آورند و به مردم بقبولانند كه آموزه هاي آنان بيرون از دايره عقلانيت مي باشد و نمي تواند عامل خوشبختي و سعادت ايشان و دستور درست زندگاني بشر باشد.
2- استفاده دشمنان از ابزار شعر براي تحقير و تمسخر پيامبران ، آنان اين و اين اشعار را به گونه اي مي سرودندكه مخاطبان از انتساب خود به پيامبران و عنوان پيرو بودن شرم كنند (صافات آيه 36، طور آيه 30، انبياء آيه 5 و حاقه آيه 41)
3- افسانه سرايي از ديگر روش هايي بود كه دشمنان براي مقابله با پيامبران در جنگ نرم از آن استفاده بسيار مي كردند. آياتي چون آيه 25 سوره انعام و 31 سوره انفال و آيه 24 سوره نحل و 83 سوره مأمنون و 5 سوره فرقان و آياتي ديگر بر انجام اين روش بر عيله اولياء و انبياء الهي دلالت دارند.
4- روش افك و افتراء.در اين روش دشمنان تلاش مي كنند تا جايگاه رهبران و مسئولان هر جامعه و نظامي را از مقام كاريزماتيك، شخصيت هاي كامل ، سالم و الگوهاي مهم ديگران پايين آورده و تنزل دهند. آنان مي كوشند با افك و افترا، هاله نورانيتي كه از شخصيت سالم و كامل ايشان در نزد پيروان و ملت پديد آمده، از ميان برداشته و آنان را حتي از سطح شخصيتي توده مردم نيز فروتر و پايين تر بكشند. از اينرو ترور شخصيت به عنوان مهم ترين روش در جنگ نرم مورد توجه و تأكيد قرار مي گيرد.
5- تخريب الوگوهاي رفتاري،ارزشها و باورهاي مردم.در اين روش، تلاش مي شود هر آن چه كه براي ملت و پيروان رهبران يك ملت به عنوان ارزش و الگو تلقي مي شود، با انواع تهمت و بهتان تخريب شود.
6- تخريب خانواده و نزديكان . اگر ترور شخصيت رهبران، شدني نشد به سراغ خانواده و بستگان نزديك وي مي روند كه ازجمله معروف ترين اين وقايع مي توان به ترور شخصيت پيامبر گرامي (ص) از طريق افك و بهتان به همسر وي اشاره كرد كه در آيه 11 سوره نور آمده است. همچنين در داستان عيسي (ع) دشمنان يهودي آن حضرت (ع) چون نتوانستند آن حضرت را بي شخصيت كنند، با بهره گيري از افك و بهتان، كوشيدند تا دامن پاك دوشيزه اي چون حضرت مريم (س) را بيالايند و شخصيت كاريز ماتيك آن بزرگوار را هدف گيرند. (مريم آيه 82)
در دكترين شخصيت سازي و شخصيت سوزي تلاش شده است از نمونههاي مختلفي استفاده گردد ، مرجع تقليد، استاد دانشگاه، پژوهشگر و ... سوخته و ساخته ميشوند تا آب بيشتري در آسياب دشمن ريخته شود.
اما يك نمونه جالب از اين اقدام جنگ نرم ماجراي وارد نمودن بيت بنيانگذار انقلاب به دعواهاي سياسي اخير است، پروژهاي كه انجام موفقيت آميز آن باعث هدفگيري دو نشان(شخصيت سازي و شخصيت سوزي) با يك تير ميباشد. نمونههايي از اهداف پشت صحنه ورود سيدحسن خميني به منازعات سياسي اخير را ميتوان در موارد ذيل خلاصه نمود.
الف:شخصيت سوزي
1- عدم تمكين بيت امام(ره) به درخواست ايشان مبني بر عدم ورود نزديكان امام به مسائل سياسي
2- تسري اين اقدام نوه امام(ره) براي آينده و ايجاد بد بيني نسبت به بيت رهبري معظم انقلاب اسلامي
3- تخريب چهره منتسبين به امام(ره) در وقت مقتضي شايد حربه خوبي براي تخريب چهره بنيانگذار انقلاب باشد.
ب:شخصيت سازي:
4- سوء استفاده از عواطف و احساسات عموم مردم نسبت به امام(ره) براي جذب حداكثري
5- توجيه اقدامات خلاف عرف و قانون با توجه به انتصاب وابستگان معمار انقلاب به جريان اپوزيسيون . بعبارت بهتر سنگر سازي در پشت سر بيت امام(ره) براي امنيت هرچه بيشتر معاندين نظام اسلامي
6- شخصيت سازي در برابر بالاترين مرجع تصميمگيري در نظام براي كم اهميت جلوه دادن فرامين معظمله
اميد است در روزهايي كه دشمنان انقلاب اسلامي براي نيل به اهداف شوم خود بطور همزمان با حيلهگريهاي مربوط به جنگ نرم ، تهديدات جنگ سخت را نيز بر عليه ملت ايران به كار بستهاند ، پشتوانههاي ديروز انقلاب دانسته و ندانسته با ايفاي نقشهاي دومنظوره آب در آسياب دشمنان امام(ره) و انقلاب نريزند و هر چه زودتر به دامان پر مهر آرمانهاي والاي انقلاب كه برگرفته از آموزههاي بي عيب و نقص بنيانگذار فقيد آن ميباشد برگردند.
لينكهاي اين مطلب
وقتی امام خامنه ای(روحی فداه) در نماز جمعه تاریخی ایام فتنه( 88/3/29 ) ، خطاب به امام زمان(عج) عرضه داشت که جان ناقابل و جسم ناقصی دارد، با اندک آبروئی که کف دست گرفته تا در راه انقلاب و اسلام فدا کند ؛ فردای آنروز تصمیم گرفتم با قلم ناقصم این وبلاگ را کلید بزنم . امید است صاحب ما و انقلابمان در این راه؛ دعا، حمایت، توجه و پشتیبانیم کند.